وِصآل!)"
از هيچ چيز به اندازه وقت تلف کردن، بيراز نبود. هر وقت که او را میديدی مشغول کاری بود. هميشه يا درس
#شهیدهفهیمهسیاری
-اَللّٰهُمَّ صلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ-
وِصآل!)"
_
جدولی در دفترش کشید.
در ستــــون کنـــــــــــار دفــتر
۲۰ تــیتــــــــــر نوشــــــــــــــت:
«-نـمــــــــــــــــــاز اول وقــــــــــت
-قرآن بعد از نمـــــــــــــــــــــــاز
-ورزش صبحگـــــــــــــــــــــاهی
-کمــــــک به مادر و دیگران
-دعــــــــــا کـــــــــــــــــردن و ...»
جلـــــــــــــــوی هر عبــــــــــــارت
خانههــــــای کوچکی کشـــید
و بالای هــــــــــر ستــــــــــــــون،
یک تاریــــــــــخ نوشــــــــــــــــت
دفتــــــــــرش را بســــــــــــــــــت
و روی جلــــــــــد دفتـــــــــــــــــر
بــــــــــزرگ نوشــــــــــت:
«دفتر خودسازی زینب کمایی.»
هر روز به خودش نمره میداد،
او شده بود معلــــــــــــــــم خودش
و چه معـــــــــلم سختگیری بود.
#شهیدهزینبکمایی
-اَللّٰهُمَّ صلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ-
وِصآل!)"
_ جدولی در دفترش کشید. در ستــــون کنـــــــــــار دفــتر ۲۰ تــیتــــــــــر نوشــــــــــــــت: «
به حساب خود رسیدگی کنید قبل از آنکه به حسابتان رسیدگی کنند..
شهیدی که رهبرمعظم انقلاب به طور ویژه از او یاد کردند
- حاج محمود کریمی در جریان مراسم یادبود شهدای انقلاب، به نقل از آیت الله سید مجتبی خامنهای گفت: رهبر معظم انقلاب توصیه کردهاند که از شهید صادق زرین یاد شود.
#شهیدصادقزرین از دوستان رهبر انقلاب و از شهدای والامقام وزارت اطلاعات بود. وی ۴۱ سال سن داشت، اهل رشت بود و در سومین روز از جنگ تحمیلی، در ١١ اسفند ماه به شهادت رسید.
مردی که بیصدا زیست و بیادعا رفت. روایت وداع او اما یکی از تلخترین و در عین حال باشکوهترین تصاویر روزهای اسفند را رقم زد.
-اَللّٰهُمَّ صلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ-
-سیره شهدا
#شهیدحمزهزائری از زبان همسرشان:
او همواره مقید به نماز جماعت در مسجد بود و بعد از هر نماز، به مادر خود سر میزد و سپس به خانه برمیگشت. این عادتهای نیکوی او نشاندهنده تعهد عمیقش به ارزشهای اسلامی و انسانی بود.
چون حمزه خیلی چای دوست داشت حال یکسال است مادرش چای نخورده است..💔
هدیه به روح شهید عزیز سه شاخه گل صلوات
-اَللّٰهُمَّ صلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ-
#شهیدعباسشعف
-اَللّٰهُمَّ صلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ-
جراحتهای سردار خستگی ناپذیر🕊
🌷 #شـهـیدعـبـاسشـعـف 🌷
تاریخ تولد: ۲ / ۲ / ۱۳۳۸
تاریخ شهادت: ۲ / ۳ / ۱۳۶۱
محل تولد: جهرم، شیراز
محل مزار: بهشت زهرا، تهران
محل شهادت: خرمشهر
خواهر شهید←عباس اول به جبهههای غرب سمت بازی دراز رفت كه تيری به چشم سمت راستش خورد و يک چشمش نابینا شد)"
بعد از اين مجروحيت به خانه آمد و مشغول مداوا شد؛ دوباره به جبهه جنوب رفت و باز آنجا مجروح شد🥀برای شناسايی رفته بود كه در منطقه دشمن گير میافتد به دوستانش میگويد شما برگرديد، يک تير به دستش میخورد و مجروح میشود؛ بعثیها بالای سرش میرسند يک تير خلاصی به عباس میزنند تا به قلبش بخورد ولی تير میچرخد و به شانهاش میخورد و از پشت كتفش در میآيد
تمام استخوانهای كتفش خُرد بود. فک و گلويش به خاطر ماندن در زير آتش مجروح شده بود و جراحت اينبار خيلی سخت و سنگين بود💔حدود ۸ ماه بستری بود، مادرم در اين مدت شبانهروز كنار عباس بود، ما غذا میپختيم، آسياب و صاف میكرديم تا او از گوشه لبش با نی بخورد..بعد از ۸ ماه حالش كمی بهتر شد و هنگامی كه فهميد دوباره میتواند سرپا شود راهی جبهه شد🕊عباس در عمليات آزادسازی خرمشهر دوباره مجروح میشود، تير به شكمش میخورد و رودههايش آسيب میبيند🥀دوباره به تهران برمیگردد و يكی دو هفته بستری میشود.پس از اينكه بهتر شد باز قصد رفتن كرد.🌱شكمش بخيه داشت و به من گفت میتوانی بخيهام را بكشی تا من بروم؟گفتم نه، بايد به بيمارستان بروی... ولی او رفت و عاقبت در آخرین در آستانه پیشروی به سوی آزادسازی خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید🕊
-اَللّٰهُمَّ صلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ-
#شهیدحاجقاسمسلیمانی
-اَللّٰهُمَّ صلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ-