eitaa logo
آنــــ روز | (:
108 دنبال‌کننده
646 عکس
117 ویدیو
2 فایل
مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد😎✌🏻 هر چیزی که لازمه حواسم بهش باشه و یادم بمونه اینجا می‌خونمتون :👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l7vhopi&btn=(: لطفاً بعد از پیام دادن دوباره بررسی کنید، داخل لینک بهتون جواب می‌دم. @HDHH_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
مهتاب خواهری دارد به اسم مینا مینا ۳۰ ساله است و ازدواج کرده دختر مینا، هستی ۶ ساله است که رابطه ی فوق‌العاده خوبی با خاله اش ( همان مهتاب)دارد. مهتاب عاشق هستی است، آنها حتی گاهی دو نفره به کافه می روند و کیک بستنی مورد علاقه شان را از پیشخوان سفارش می دهند و دوتایی می زنند بر رگ و بعدش هم سلفی گرفتن ها و مسخره بازی شروع می شود. مهتاب حتی گاهی هستی را در جمع دوستانش هم می برد مینا سرکار می رود و هستی روزهایی که مهد (قبلاً) یا پیش دبستانی نباشد، خانه مادر بزرگش پیش مهتاب است‌. مهتاب یک برادر ۱۷ ساله هم دارد که هم با هم خوب اند، هم بد مهتاب رازهایی از برادرش محمد می داند که هیچ کس در خانواده نمی داند. اما در عوض شدیدترین دعواهای محمد از بین اهالی خانه با مهتاب است‌. محمد در دوران نوجوانی کمی عصبی مزاج شده و هر روز با یک نفر دعوا می کند یا در خانه یا بیرون خانه.
خانه آنها در خیابان زنبیل آباد است. مادر مهتاب اصالتا قمی است، اما پدرش آذری زبان است و اصالتش بر می گردد به زنجان. برای کار به تهران آمده و همکارش دختری را به او معرفی میکند، همانطور که می خواهد، شهری باشد و با نجابت این دختر همان مادر مهتاب است که قم زندگی می کند. تنها شرط خانواده این است که دخترمان باید قم بماند، و پدر مهتاب هم قبول می کند تنها دختر یک خانواده ۷ نفری را از آنها دور نکند. حالا مینا و مهتاب و محمد عزیز کرده های همان خانواده اند که البته پدر بزرگشان به رحمت خدا رفته و مادر بزرگ هر ماه یکبار اهالی خانواده را دورهم جمع میکند، به بهانه سربازی رفتن یکی از نوه ها، سالگرد پدر بزرگ، حلیم تاسوعا، پاگشای یکی از تازه عروسها و ...
یهو چشمم به این خورد...
هدایت شده از  آنــــ روز | (:
امامتون کجای دغدغه‌هاتونه؟
خدایا ممنون🌱
هدایت شده از • من سکون را دوست ندارم •
یکی از مناجات های شهید چمران اینکه: خدایا گاهی احساس تنهایی میکنم ولی تو همه را کنار زده ای که خودم باشم و خودت...! میخوام بگم خدایا، میفهمم همه رو کنار زدی که خودم باشم و خودت میفهمم.... ولی به درک و عملش نرسیدم🥲 ببخش منو که ناراحتی هامو، نارضایتی هامو، غصه هامو، غرامو به همه میگم به جز شما (: ببخش که حواسم نیست باید با خودت تنها باشم، همه رو کنار زدی که بیام پیش خودت، ولی کوتاهی میکنم (: خدایا خدایا...❤️‍🩹 🤍🌱🌸 @ftmh_nasiri
یادمه یکی از رفقام، سر مزار شهدای گمنام دانشگاهمون، یه چیزی بهم گفت، که این روزا خیلی تو گوشم می‌پیچه: اگر یه روزی، محبتی به بقیه کردی، که هییییییچ سودی، هیییییچ سودی برای خودت نداشت اون موقع تازه کارت برکت می‌گیره
مطالعه برای آروم شدن اعصاب رو به شدددت توصیه می‌کنم با همین کوچولو کوچولو خوندنا، می‌شه تند تند کتاب تموم کرد😂 دیگه چی کارای برای آروم کردن ذهن و تمرکز کردن می‌شه انجام داد؟ برای روزایی که کلی کار داریم ولی ذهنمون یاری نمی‌ده؟
آنــــ روز | (:
مطالعه برای آروم شدن اعصاب رو به شدددت توصیه می‌کنم با همین کوچولو کوچولو خوندنا، می‌شه تند تند کتا
سه تا کتاب رو به همین منظور از جمکران خریده بودم، این دومی بود که تموم شد، فقط یکی مونده...