تو اولین نفری نیستی که این درد رو تحمل میکنی
آخرین نفر هم نیستی
پس لازمه ببینی که مشکلات، برای همه پیش مییان و تو میتونی دوباره دستت رو روی زانوهات بزاری و بلند شی
آغوش خدا همیشه به روی تو بازه...
آنــــ روز | (:
و کنار این اگه یه روزی مادر بشم، حتماً تولد سیزده سالگی بچهم، یه نسخه از من او رو بهش هدیه میدم
به علاوهٔ اون، بهش یاد میدم که عشق رو وقتی میتونه حقیقتاً حس کنه، که اون رو بارقهای از محبتِ بیکرانِ خدا توی قلب آدما ببینه
وقتی عشق رو، از سمت خدا ببینی، و بدونی که اگر محبتی هست، از خدا سرچشمه گرفته، و آدما رو، صرفاً چون خدا دوستشون داره، دوست داشته باشی
آرامش و عشق بیشتری داری
خدا، دریای بیکرانِ عشق و محبته، و هر عشقی، فقط در صورتی پایدار و آرامشبخشه، که از دریچهٔ الهی واردش شده باشی...
آنــــ روز | (:
صبح داشتم به این فکر میکردم که همهٔ ما میتونیم برای خودمون یه دنیای خیالی بسازیم، با یه داستان خی
این بحث تموم نشد، ولی بخونیدش
ممکنه به کارتون بیاد
به یاد بیارید که ممکنه خودتون یا اطرافیانتون توی این دنیای خیالی غرق شده باشید
بیاید بیرون
آنــــ روز | (:
این بحث تموم نشد، ولی بخونیدش ممکنه به کارتون بیاد به یاد بیارید که ممکنه خودتون یا اطرافیانتون تو
خیلی از ما، بدون اینکه بخوایم یا حتی بدونیم، درگیر مقدارهای مختلفی از این سبک زندگی هستیم!
مثلاً ماجراهایی از زندگی ما تموم شدند، افرادی بیرون رفتند، موقعیتها یا عزیزانی رو از دست دادیم، کسی یا چیزی رو میخواستیم و به دست نیاوردیم
ولی هنوز داریم باهاشون زندگی میکنیم! هنوز جزئی از زندگی ما هستند!
هنوز در حال رشد هستند، در حال پیر شدن، هنوز قدرت ایجاد تصمیم در ما دارند،
و این ترسناکه!
.
چطور میشود سیاست را با دست هدایتی غیر از دست هدایت اسلام، معنا و تفسیر کرد و شکل داد؟!
° انسان ۲۵۰ ساله °
@anrooz
سلام دوست خوبم
ما میخوایم با نفس های خودمون قدس رو یاری کنیم لطفا در صورت تمایل به همکاری این فرم رو پر کنید و برای دوستانتون هم بفرستید.
https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSejsJSBz_doDrpyVqWeMQG6bWD3lYm2dyMHBHC-Colnvsib5A/viewform?usp=sf_link
هدایت شده از بدون سانسور🇮🇷
🔴رهبر معظم انقلاب: امروز جوانان فلسطینی و نهضت فلسطینی، از همیشۀ این هشتاد سال بانشاطتر، سرحالتر و آمادهترند
#طوفان_الاقصی
✅با بدون سانسور متفاوت بیاندیشید👇
@BDON_SANSOR
هدایت شده از کانال حسین دارابی
🔴 فلسطینیها ناصبی نیستند
در قضیهی حمایت از فلسطین - این یک مثالی است میخواهم بزنم - هیچ کشور و هیچ دولتی به گرد جمهوری اسلامی نرسید. این را همهی دنیا تصدیق کردند. جوری شد که بعضی از کشورهای عربی از ناراحتی دادشان بلند شد، گفتند ایران دارد برای مقاصد خود اینجا تلاش میکند! البته فلسطینیها به این حرف اعتنائی نکردند. از جمله در قضیهی غزه - در این جنگ بیست و دو روزهی چند ماه قبل - جمهوری اسلامی در همهی سطوحش؛ از رهبری و ریاست جمهوری و مسئولین گوناگون و مردم و تظاهرات و پول و کمک و سپاه و غیره، همه در خدمت برادران فلسطینیِ مظلوم و مسلمان قرار گرفتند.
در بحبوحهی این حرفها، یک وقت دیدیم که ویروسی دارد تکثیر مثل میکند؛ دائم میروند پیش بعضی از بزرگان، بعضی از علماء، بعضی از محترمین، که آقا! شما دارید به کی کمک میکنید؛ اهل غزه ناصبیاند! ناصبی یعنی دشمن اهلبیت. یک عده هم باور کردند! دیدیم پیغام و پسغام که آقا، میگویند اینها ناصبیاند. گفتیم پناه بر خدا، لعنت خدا بر شیطان رجیمِ خبیث. در غزه مسجد الامام امیرالمؤمنین علیبنابیطالب هست، مسجد الامام الحسین هست، چطور اینها ناصبیاند؟! بله، سنیاند؛ اما ناصبی؟! اینجور حرف زدند، اینجور اقدام کردند، اینجور کار کردند.
بیانات در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان ۱۳۸۸/۰۲/۲۳
#حسین_دارابی | عضوشوید 👇
@hosein_darabi
سعی میکردم ثانیه به ثانیه رو ببلعم تا فراموش نشه و خوب روایت کنم...
پرچم گنبد حضرت معصومه(سلام الله علیها) همراهم بود، پرچمی که انگار مدتی هم همنشین شهید گمنام بوده...
با قلدری گرفته بودم، آورده بودم که الا و بلا باید بیاد خوابگاه، باید خودم ببرم اتاقم، و باید جوری بشه که حداکثر تعداد ممکن، توی حال خوبش شریک باشن
اولش با خودم گفتم شروع میکنم میبرم بعضی اتاقها تا ببینم چی میشه، عزم کردم و از طبقه خودمون، تقریباً هر اتاقی که بیدار بودن رو سر زدم
البته من که سر نزدم، خود حضرت سر زدن، دوست داشتم حال و هوای حضرت، خیلی بیشتر بپیچه بین بچهها و خب
نمیدونم حاصل چی بود، من تلاشم رو کردم
و خب، تجربه جالبی بود، سعی میکنم هر چیش رو که یادم مونده بنویسم
پ. ن: صدای بچههای دو طبقه رو ضبط کردم، ولی خب، گمونم به درد نخوره
متأسفانه صدای جذابترین گفتگو ضبط نشد😅
آنــــ روز | (:
سعی میکردم ثانیه به ثانیه رو ببلعم تا فراموش نشه و خوب روایت کنم... پرچم گنبد حضرت معصومه(سلام ال
اول این جذابترین رو بگم:
این یه چیز طبیعیه که طبق هر الگوریتمی هم پیش بری، واقعاً انرژیبر و نادره که بتونی هممممهٔ بچههای خوابگاه رو پوشش بدی و ببینی، امشب هم مستثنی نبود
بعضی از اتاقها خواب بودن و درشون رو نزدم، بعضی از اتاقها، فقط یه نفر توش بود و بقیهشون رو ندیدم و...
توی اتاق یکی از همکلاسیهام بودم که گوشیم زنگ خورد، محل ندادم، باز زنگ خورد، مجبور شدم خداحافظی کنم و بیام بیرون
هم اتاقیم بود، گفت اومدن دم در اتاق دنبال پرچم، متعجب شدم، چون عموماً شماره اتاق نمیدم که هم اتاقیها اذیت نشن، خلاصه، بهم سپرد که فلان اتاق رو هم برو سر بزن، و ما گفتیم چشم
طبقهٔ سوم رو که تموم کردم، به دلم افتاد که اول برم سراغ این اتاق، بعد برم طبقه پایین
رفتم در زدم و با استقبال با شکوه رو به رو شدم،
بهم میگفت قیافهم رو نبین که لاک زدم، من خیلی به این چیزا اعتقاد دارم، رفته بود سرپرستی، سراغ پرچم رو گرفته بود، شماره اتاقم رو بهش داده بودن و باز رفته بود پیگیری، تا بالأخره به پرچم رسیده بود
میگفت نذر امام رضا(علیه السلام) کردم که اقتصاد دانشگاه دولتی قبول شم و همون موقع نذرم رو ادا کردم، امام آوردتم پیش خواهرشون
میگفت که، من میگفتم خب امام حسین(علیه السلام) که امام حسینه، حضرت عباس که حضرت عباسه، امام رضا(علیه السلام) که هوامون رو دارن، ولی بقیه ما رو قبول ندارن تا اینکه اومدم قم
تعریف کرد که یه بار با حال گریون رفته بودم حرم، همونجا گوشیم زنگ خورد و مشکلم حل شد، شر شر اشک میریختم، حالا از حجم ناباوری و خوشحالی
از حمایتی که حضرت دارن، از آرامشی که به ما مسافرا میدن، از حجم پناه بودنش گفتیم
اینکه با وجود ایشون، ما هیچ وقت اینجا حس تنهایی و غربت نداریم
و آره اتاق خاصی بود
ازم پرسید حالا اگر پارچه بمالم این رو متبرک میشه؟ رفت پارچهای که از حرم گرفته بود آورد متبرک کرد ببره برا شفای مریض، جانماز و چادر و تسبیحش رو متبرک کرد و...
آره خلاصه، این اتاق، یه زیارت خیلی اختصاصیتر داشت...