آنــــ روز | (:
و احتمالاً خیلی بامزه عاشق میشن
وای واقعاً دلم میخواد مثل نخبههای خنگ عاشق بشم
یا با کسی صمیمی بشم
آنــــ روز | (:
مدل حرف زدنم شده به سبک فاطمه🙃
حس میکنم یکم بگذره، چشمامون هم شبیه میشه🙃
آنــــ روز | (:
نخبههای خنگِ تو کلیشهها که هیچی از احساسات و روابط اجتماعی نمیدونن و فقط مغزشون برای علم و فلسفه
کاش حداقل مغزم پر از علم و فلسفه و عرفان بود
چی شد تو که یه روز فقط فلسفه دوست داشتی و میگفتی عرفان اَخه حالا عاشق عرفان شدی؟
آنــــ روز | (:
چی شد تو که یه روز فقط فلسفه دوست داشتی و میگفتی عرفان اَخه حالا عاشق عرفان شدی؟
شاید چون اون احساس ناشی از عدم شناخت بود، عدم نیاز، عدم عطش
ولی من الآن آدمی ام که بوش رو چشیدم و تشنهٔ غرق شدنم
آنــــ روز | (:
شاید چون اون احساس ناشی از عدم شناخت بود، عدم نیاز، عدم عطش ولی من الآن آدمی ام که بوش رو چشیدم و
شایدم حتی حس الآنم هم ناشی از عدم شناخت باشه
ولی میدونم که دوست دارم انقدر عاشق خدا بشم، انقدر توی این عشق غرق بشم که براش بمیرم
آنــــ روز | (:
ولی میدونم که دوست دارم انقدر عاشق خدا بشم، انقدر توی این عشق غرق بشم که براش بمیرم
میدونم که دوست دارم تمام علایق و حرکات زندگیم به این عشق ملکوتی گره خورده باشه