آنــــ روز | (:
درگیر امتحانمم دعا کنید خدا یه عقلی بهم عطا کنه، عین آدم بشینم بخونم، امتحانم رو خوب بدم
عاقل که نشدم، دعا کنید یه وحیی، الهامی چیزی نصیب حالم بشه
خیلی اذیتم بابتش🤦🏻♀
صبح داشتم به این فکر میکردم که همهٔ ما میتونیم برای خودمون یه دنیای خیالی بسازیم، با یه داستان خیالی، و چیزایی که دلمون میخواد داشته باشیمشون و توی همون دنیا زندگی کنیم
خیلی راحت
مثلاً یه فردی که پدر نداره، توی دنیای خیالیش، یه آدمی رو پدر خودش فرض میکنه، یا توی ذهنش این داستان رو میسازه که پدرش توی یه مأموریت یا وضعیتیه که نمیتونه ببینش، ولی هرروز براش نامه بنویسه، بهش پیام بده، عاشق اون فرد باشه، با یادش زندگی کنه
یا مثلاً یه خانمی که بچه نداره تو ذهنش بسازه که فلانی بچهٔ اونه و بزرگ شدنش رو رصد کنه، و بهش علاقه داشته باشه، و نگرانش باشه و...
یا حتی مثلاً تو ذهنش خودش رو مسافری از یه سیارهٔ دیگه فرض کنه و تموم عمر با اون فکر زندگی کنه🤦🏻♀
همهٔ ما پتانسیلش رو داریم و اتفاقاً این توهم زدنه، اصولاً از زندگی کردن تو دنیای واقعی راحت تر و جذابتره
ولی خب...
این راهشه؟
آنــــ روز | (:
صبح داشتم به این فکر میکردم که همهٔ ما میتونیم برای خودمون یه دنیای خیالی بسازیم، با یه داستان خی
شاید خیلی از ما یه همچین تفکراتی داشته باشیم، یکم خفیف تر، یا شاید شدیدتر
احتمال داره انقدر قوی شده باشه، و انقدر داستانمون قوی باشه که خودمون هم نفهمیم
و خب این خیلی ضرره برامون
خییییییلی
آنــــ روز | (:
شاید خیلی از ما یه همچین تفکراتی داشته باشیم، یکم خفیف تر، یا شاید شدیدتر احتمال داره انقدر قوی شد
این یه امکانه، و یه خطر بزرگ...
خب میدونید احتمالاً خیلی جالبه، خیلی بامزه
فکر کن یه دنیایی که توش هر چی میخوای داری، متوجه نداشتنهات نیستی، هر چی میخوای اتفاق میافته...
خیلی دوست داشتنیه نه؟
ولی خب بیاید قبول کنیم واقعی نیست و ممکنه به ما یا اطرافیانمون آسیب بزنه، و جلوی رشد مون رو بگیره
ممکنه ما رو از آدمای واقعی دور کنه و...
آنــــ روز | (:
این یه امکانه، و یه خطر بزرگ... خب میدونید احتمالاً خیلی جالبه، خیلی بامزه فکر کن یه دنیایی که
نمیدونم چقدر با زندگی توی این دنیای خیالی آشنایی دارید، ولی فکر کردن بهش مهمه
و اینکه بتونیم فرق بین واقعیت و خیال رو بفهمیم
آنــــ روز | (:
صبح داشتم به این فکر میکردم که همهٔ ما میتونیم برای خودمون یه دنیای خیالی بسازیم، با یه داستان خی
برای درک بهترش، فردی رو مجسم کنید که به چشمش عینک واقعیت مجازی زده(احتمالاً همتون با عمق و جزئیات ماجرا آشنایید)،
۱.این فرد اولش میدونه که عینک زده و فضای روبه روش واقعی نیست، یه فضای ساختگیه که خودش انتخاب کرده درش قرار بگیره
۲.ولی به دلایلی خودش رو توی این فضا قرار میده، به هر دلیل
۳. و کم کم توی فضا ذوب میشه، براش میشه بخشی از واقعیت و...
حالا بستگی به این داره چقدر بتونه آگاهیش رو نگه داره، چقدر توش عمیق بشه و...
خیلی شبیه اند، خیییییلی
آنــــ روز | (:
برای درک بهترش، فردی رو مجسم کنید که به چشمش عینک واقعیت مجازی زده(احتمالاً همتون با عمق و جزئیات م
من رواشناس نیستم ولی احتمالاً یه همچین حالتی تحت یه شرایطی مثلاً شوک عصبی، به صورت غیر ارادی هم ممکنه رخ بده
اوه آره یه چیزی تو درونم داره میگه این دقیقاً بلائیه که ذوب شدن تو دنیای رسانهها سرمون آورده، قبوله، ولی فعلاً موضوع این نیست
آنــــ روز | (:
برای درک بهترش، فردی رو مجسم کنید که به چشمش عینک واقعیت مجازی زده(احتمالاً همتون با عمق و جزئیات م
یه فیلمی هست که چند بار تلویزیون نشون داده، مستر بین توش پلیسه، از این عینک ها میزنه، میره تو خیابون و...
دیدید چقدر صحنههای عینک با دنیای واقعی جور شده و نمیزاره طرف بفهمه داره غلط میره؟