eitaa logo
آنــــ روز | (:
108 دنبال‌کننده
645 عکس
117 ویدیو
2 فایل
مؤمن در هیچ چهارچوبی نمی‌گنجد😎✌🏻 هر چیزی که لازمه حواسم بهش باشه و یادم بمونه اینجا می‌خونمتون :👇🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_l7vhopi&btn=(: لطفاً بعد از پیام دادن دوباره بررسی کنید، داخل لینک بهتون جواب می‌دم. @HDHH_FZ
مشاهده در ایتا
دانلود
امامتون کجای دغدغه‌هاتونه؟
تو شرایطش رو داشتی که بری بفهمی
توجه: ظاهری قلبی
سخنرانی علیا حضرت نصیری رو به صورت پخش زنده داشتیم😜👆🏻
هدایت شده از 🚩 تنهامسیرآرامش
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📸 روایت یک عکس ویژه از حاج قاسم! ➖تا حالا بهش دقت کرده بودید؟ 🔻۳روز تا سالگرد شهادت سپهبد @Panahian_ir @IslamlifeStyles
هدایت شده از تا انتهایِ افق
ما ایرانی‌ها، اینجوری هستیم... عرض کرده بودم که در حال خواندن کتاب روایت زندگی شهید حسن باقری هستم. رسیدم به صفحه ۲۶۵ شیرین بود؛ گفتم این صفحه را با هم بخوانیم: خاطره ای از جمشید سرداری: من و برادرم ۲۸ شهریور ۱۳۵۹ به آلمان رفتیم. در جریان تظاهرات اهواز در دی ماه ۵۷ گلوله‌ای به کبدش خورده بود و می‌بایست عمل می‌شد. ۳۱ شهریور در بیمارستان بودیم که تلویزیون آلمان فیلمی را از ورود ارتش عراق به ایران نشان داد. دیدن آن تصاویر واقعا برای‌مان دردناک بود. فیلم، پاسگاه‌هایی را نشان می‌داد که پرچم ایران را از روی آن‌ها پایین می‌آوردند و پرچم عراق را بالا می‌بردند. عکس حضرت امام را بر می‌داشتند و عکس صدام را جای آن می‌گذاشتند. به برادرم گفتم: «من طاقت ندارم و به ایران بر می‌گردم.» پرویز هم گفت: «من هم اینجا نمی مانم.» دو روز به عمل مانده بود اما او گفت: « اگر قرار است بمیرم، نمی‌خواهم زیر دست دکتر در آلمان بمیرم.» با هم به فرودگاه رفتیم تا با اولین پرواز به ایران برگردیم. غلغله‌ای بود. دو سه هزار ایرانی جمع شده بودند و می‌خواستند به ایران بروند. بلیط گیر نمی‌آمد. به سختی دو بلیط برای پرواز ترکیه پیدا کردیم. از استانبول هم برای تهران پروازی نبود. با یک عده دیگر از ایرانی‌ها از راه زمینی، تکه تکه خودمان را به مرز بازرگان رساندیم. در بین ما یک پزشک ایرانی بود که ۳۰ سال بود که در آلمان زندگی می‌کرد و همسر آلمانی داشت. او هم فیلم ورود عراقی‌ها را به ایران دیده بود و می‌گفت: «غیرت هیچ ایرانی قبول نمی‌کند که این صحنه را ببیند و طاقت بیاورد.» بخاطر ازدحام ایرانی‌ها، ۳ روز پشت مرز ماندیم. بلاخره مسیر هوایی چند ساعته، ۱۵ روز طول کشید. ۱۶ مهر تهران بودم و بلافاصله به اهواز رفتم... 🌸 مشاهدات، تجارب و یادداشت‌های یک ایرانی 🇮🇷 در هلند و فرانسه @ninfrance
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چادر خاکی برای خودش شخصیت داره، حرف داره، قصه داره، ابهت داره فارغ از بغض آرومی که با شنیدنش پرواز می‌کنه و روی گلومون می‌شینه چادر خاکی خودش کلی حرف داره، چادر خاکی، داستان عزت و حیا و استواری یک دختر شیعه‌ست، هر کجای جهان، هرروزی از روزهای خدا چادری که می‌تونست نباشه و تمیز بمونه، ولی در هرشرایطی روی سر صاحبش می‌مونه، می‌خواد خاکی بشه، می‌خواد پاره بشه، خونی بشه، از سر کشیده بشه، بسوزه😭 هر دختری دوست داره شیک باشه، تمیز باشه، مرتب باشه، خوشتیب باشه، بدرخشه، و اینجاست که می‌مونه، بین حکایت چادر خاکی که به وجودت گره خورده و چادر صاف و اتو کرده‌ای که گاه گاهی مهمونته شنیدم که چادر امانت مادره، حرمت داره، نباید آسیب ببینه اما... چادر خاکی، چادر خونی، چادر سوخته، یادگاری مادره چادری که مادرانگی و عزت و صلابت زن شیعه رو فریااااد می‌زنه، چادر خاکی حرف داره، قصه داره، شخصیت داره چادر خاکی هویت منه بچه شیعه‌ست خواه از جارو کردن پله‌های هیئت ارباب خاکی شده باشه، خواه از درآغوش کشیدن برادر شهیدت خونی شده باشه، خواه بر اثر سوختن خیمه‌ها سوخته باشه... 😭 چادر خاکی، خودش دنیایی از روایته...