کرهایها سال بعد فیلم «پاییز در قلب من» را داشتند که یک درام بسیار شاخص بود و توانست راه فیلم قبل را ادامه دهد و تصویر مخدوشی را که سالها در ذهن جهانیان نسبت به کشور کره شکل گرفته بود، متحول کند.
فرهنگ کره در سال ۲۰۰۴ با فیلم دیگری به نام «عشق زمستانی» در شرق آسیا مورد توجه بیشتری قرار گرفت که همه اینها شروع کننده موجکرهای بود؛ موجی که بزرگترین اتفاق فرهنگی آسیا در ۲۰ سال گذشته است.
جالب است بدانید که هالییو در سال ۲۰۰۴ بالغ بر ۲/۰ تولید ناخالص ملی کره را از آن خود کرد. این آمار در سال ۲۰۱۴ به ۱۱ میلیارد دلار رسید.
سوال اصلی اینه
چه عواملی باعث شکلگیری خود این موج در کرهجنوبی شد؟!
به طورکلی این موج چه المانهایی داشت؟
یعنی وقتی کرهایها توانستند به نقاط مختلف دنیا سفر کنند، درس بخوانند، نگاهشان به هنر تغییر کرد. میتوان گفت از اوایل ۱۹۹۰ یک نسل جدید وارد شد که بعدها در اواخر این دهه همین هالییو را به وجود آوردند.
همچنین، پیش از این کرهایها قوانین سفت و سختی برای سانسور داشتند که در ادامه همین لغو ممنوعیت سفر به خارج از کره این قوانین هم لغو شد.
موج کرهای ماهیتی دوگانه (اقتصادی – فرهنگی) داشت. در کره یک ابرساختار اقتصادی به نام «چایبول» وجود دارد.
چایبولها ابرشرکتهایی با ساختار خوشهای هستند که خرد و کلان اقتصاد کره را میدانداری میکنند.
در دهه ۱۹۹۰ یک بحران اقتصادی شدید در تمام قاره آسیا اتفاق افتاد که کشور کره را نیز درگیر خود کرد. کره بدهیهای زیادی داشت و وحشتهای بانکی زیادی رخ داد؛ در حدی که کره مجبور شد مبلغ هنگفتی از صندوق بینالمللی پول استقراض کند.
این بحران تصویر، مخدوشی از کره ایجاد کرد که هم خود کرهایها و هم سرمایهگذاران خارجی را میترساند، تا اینکه رئیسجمهور وقت کره کتابی به نام «کره در مسیر تجارت» نوشت که هدف این کتاب جلب نظر سرمایهگذاران خارجی بود.