🚭آثار سوء مصرف دخانیات بر بدن
💢به مناسبت هفته ملی بدون دخانیات
🔹امور اجتماعی معاونت فرهنگی و اجتماعی
#توسعه_مهارت_های_فردی_اجتماعی
#مهارت_های_زندگی
#سواد_رسانه
#آگاهی_اجتماعی
#کاهش_آسیب_های_اجتماعی
┄┄┄┅┅┅❅🇮🇷🇮🇷🇮🇷❅┅┅┅┄┄
جهت اطلاع از برنامه های معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه اراک
┅═✧همراه ما باشید ✧═┅
╔═🌿🌿🌿══════╗
📲 @arakuf
╚══════🌿🌿🌿═╝
#بیان_نکته
#اندیشه_امام_شهید
🔰زلال اندیشه(۷)
💠افزایش ایمان با خواندن قران
🔹«وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَانًا، آیه ۲ سوره انفال»
نشانه دیگر مؤمن این است که وقتی آیات خدا بر آنان فروخوانده میشود یا خودشان میخوانند، ایمانشان افزون میگردد. این ایمان مانند بذری در دل او رشد میکند، مانند گیاهی بالا میآید و ریشهاش ستبر میشود، آنچنانی که امکان ریشهکن کردن آن از میان میرود.
🔸ایمان بصورت یک آب راکد، در وجود مؤمن معنی ندارد.
آن کسانی که یک کلمهای را در کودکی فراگرفتهاند، بر اثر شکِ دوران بلوغ، از آن صلابت و عظمت در روح اینها افتاد، کوچک شد، یک نیمه ایمانی، یک نیمه حقیقتی در روحشان باقی میماند. آن هم بر اثر پیش آمدن جریانات و حوادث گوناگون، مدام کاسته شد؛ یک چنین ایمانی یک روزی هم از انسان به آسانی گرفته میشود.
مؤمن راستین، آن کسی است که اگر یک کلمه از حقایق و معارف الهی در دل اوست، آن یک کلمه را با تدبر و دقت نظر، زیادتر کند و این ایمان را از زایل شدن نجات بدهد.
🔹با تلاوت قرآن، ایمان انسان مؤمن باید زیاد بشود. به آن کسانی که میگویند قرآن را ترجمه نکنید، تفسیر نکنید، که عقل ما نمیرسد، به آنها میگوییم اگر ما قرآن را نمیتوانستیم بفهمیم، چگونه ایمان ما با خواندن قرآن زیاد میشود؟
🔸پس پیداست، قرآن کتاب رمز نيست. قرآن کتابی است که باید آن را خواند به قصد فهمیدن، و فهمید به قصد افزون شدن و نیرومندتر شدن ایمان.
📖برگرفته از کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن
✳️معاونت فرهنگی و اجتماعی
❇️خانه گفتمان دانشجویان
📲@ARAKUF
📌چهارمین جلسه هم اندیشی انجمن های علمی دانشگاه اراک در سال ۱۴۰۵ با حضور جناب آقای دکتر خلیلی معاون فرهنگی اجتماعی دانشگاه اراک
✅ ویژه اعضای فعال انجمن های علمی دانشجویی
📆 دوشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۵
🔹ساعت ۸:۳۰
🔹ساختمان امور فرهنگی
🔸معاونت فرهنگی اجتماعی دانشگاه اراک
🔸انجمن های علمی دانشجویی
https://eitaa.com/araku_anjoman
🔸 امور اجتماعی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه برگزار می کند:
🔹مجموعه کارگاه های دوشنبه های آگاهی
با عنوان:
💎از امروز تا اوج 💎
(با محوریت تاب آوری تحصیلی و توسعه فردی در مسیر موفقیت با آموزش مجازی)
🔺این کارگاه برای تو رایگان است🔺
🔹 مدرس: دکتر فرزانه غریبی
*عضو هیئت علمی گروه علوم تربیتی دانشگاه اراک*
✅جلسه اول
📆 زمان: دوشنبه ۴ خرداد ماه ۱۴۰۵
🕙 ساعت: ۱۰ صبح
📲لینک شرکت در کارگاه مجازی
https://www.skyroom.online/ch/arakuniversity/farhangi
🔖همراه با ارائه گواهی معتبر دوره🔖
منتظرتون هستیم...
🔹امور اجتماعی معاونت فرهنگی و اجتماعی
#توسعه_مهارت_های_فردی_اجتماعی
#مهارت_های_زندگی
#سواد_رسانه
#آگاهی_اجتماعی
#کاهش_آسیب_های_اجتماعی
┄┄┄┄┄┅┅┅❅🇮🇷🇮🇷🇮🇷❅┅┅┅┄┄┄┄
جهت اطلاع از برنامه های معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه اراک
┅═✧همراه ما باشید ✧═┅
╔═🌿🌿🌿══════╗
📲 @arakuf
╚══════🌿🌿🌿═╝
🚭آثار سوء مصرف دخانیات بر بدن
💢به مناسبت هفته ملی بدون دخانیات
🔹امور اجتماعی معاونت فرهنگی و اجتماعی
#توسعه_مهارت_های_فردی_اجتماعی
#مهارت_های_زندگی
#سواد_رسانه
#آگاهی_اجتماعی
#کاهش_آسیب_های_اجتماعی
┄┄┄┅┅┅❅🇮🇷🇮🇷🇮🇷❅┅┅┅┄┄
جهت اطلاع از برنامه های معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه اراک
┅═✧همراه ما باشید ✧═┅
╔═🌿🌿🌿══════╗
📲 @arakuf
╚══════🌿🌿🌿═╝
📌انجمن علمی مهندسی صنایع و سیستمها دانشگاه اراک برگزار میکند :
💢سلسله وبینار های آشنایی با گرایش ها و کنکور کارشناسی ارشد مهندسی صنایع و سیستمها
🔹 میهمان این قسمت : دکتر سعید رضایی
(عضو هیات علمی گروه مهندسی صنایع دانشگاه اراک)
🔸 مهلت ثبت نام : چهارشنبه ۶ خرداد ۱۴۰۵
🔸 شیوه برگزاری : برخط در بستر اسکای روم
🔹 جهت ثبتنام وارد فرم زیر شوید
https://digiform.ir/w58f645a7c
🔹 و برای کسب اطلاعات بیشتر به آیدی @farhadi_ie در پیامرسان ایتا پیام دهید.
https://eitaa.com/anjoman_ie
✍🏻بر فراز پلی خاموش؛
آنجا که آفتاب بر خاک خسته میتابید
و باد، بوی باروت و غربت را با خود میآورد،
مردانی میرفتند…
نه برای نام؛
نه برای نان؛
بلکه برای آنکه وطن، هنوز نفس بکشد.
گامهایشان آرام بود
اما در دل هر قدم،
غرش هزاران طوفان نهفته بود.
تفنگ بر دوش داشتند
و ایمان در سینه؛
همان ایمانی که شب را میشکافد
و از دل خاکستر، سپیده میآفریند.
پل، زیر پایشان تنها یک جاده نبود؛
مرز میان ترس و شجاعت بود.
هر قدمی که برمیداشتند
تاریخ، قامت راست میکرد
و زمین، نامشان را به خاطر میسپرد.
شاید کسی نداند
آن صبحِ غبارآلود
چه کسانی از آن پل گذشتند؛
اما آسمان خوب میداند
که بعضی مردان،
بیآنکه فریاد بزنند،
خودِ حماسهاند.
. ━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━
اداره فوق برنامه و گردشگری
معاونت فرهنگی و اجتماعی
🇮🇷 وطن:
اسفند و دود، بهار و عود
من بودم، خیره به ستاره ی آبی
در فکرِ رهایی از التهاب و بی تابی
چشمِ امید از گذرِ سردی ها به گرمیِ بهار
در پیچ و تاب و حکمت های روزگار
در فکرِ آموختنِ قدرت های کردگار
در فکرِ راهِ عشق و شورِ جوانانِ پیِ دانش،
با آرمان های بلند، با ذوق، با بینش
در اندیشه ی ایمان و کشور و آینده
مسیرهای انعطافِ طرح های وامانده
در فکرِ پایانِ رنج ها و ناکامیها، صبوریها
تلاش های نو، بهره وری های سازنده،
اشتیاقِ پاکِ دلهای دغدغه مندِ سر براه
باغچه های زخمیِ سرما زده ی دیماه!
در آن طلیعه ی نابهنگامِ نیمه سرد،
و نیمه جانیِ خودنماییِ ماه بدر
که...
خبر رسید از هجومِ سایه های ظلمانی
رویارویی با اندوهِ جدید و پریشانی
دوباره شاهد داغدارِ مظلومیت،
از شیطنت های نافهمی
خیال های خامِ عازمانِ کُشتنِ حقیقت،
با بی رحمی
زوزه ی بارشِ موشک به مدرسه و کودکان و رهبر،
به صنایع و نظامی و دانشمند و مردم و رهگذر
بر تنِ نیمه سوخته ی نیمکتها، میانِ غبارها،
جامانده انگشتِ اجازه! روبروی تخته سیاه ها
صدای ناله های مادران، قلبِ سنگ را تَرَک داده
از داغِ "کِشتی دنا"، اشکهای اقیانوس،
بر حجمِ امواج افزوده!
مزارِ نوزادهای دنیا ندیده، در غروب
و خطِ ممتدِ نور، سپیدتر از قمر شده اند
چگونه نارفیقان تیشه بدست،
جیره خوارِ نقشِ اولِ کُشندگان شده اند؟
این سیاهیِ نحس، نمی دانم کِی؟
در مسیرِ آسمانِ آرزوهایم لمید؟
و شب های دگر و دود و آتش...
بوی خون و هوای سیاه و سپید...
صبحی دگر اما هنوز، زمستان بود
صبحی دگر، جماعتی، هم پیمان بود
بارِ دگر همگامِ پاکی دلهای یاران
به پیروی و حمایتِ آیاتِ شگرفِ قرآن
نیتها استواری، فریادها با نگاه به آسمان
و موشک می آمد و می رفت،
موشک همچنان بود فراوان!
چه زود از پسِ داغِ دیشب به خود آمدند
می دانستند ظلمت شکننده است،
چه در پیش دارند
می دانستند گناه ها را که جز این،
از روسیاهِ فریبنده، چه انتظار دارند...
روزهای سخت، در گذرند، می گذرند،
کاش سیاهی های طمع کارِ نابکار،
بساطِ حماقت برچینند
گذر از موقعیتی حساس،
با هوشمندی و تلاشِ دلسوختگان
بیداری و اتحاد، مقابل غافلان و خواب زدگان
که از دست می دهند آرامش و سکون را
و بدست می آورند،
دگرگونی ورق نخورده ی سرافرازی را
سرزمین، روشن مانده،
از ضیافتِ حضورِ دلهای دردمند
و امیدوار و عاشق،
که تنگناها را می پذیرند و ذلت را، نه
عبور از ورطه های سخت را می پذیرند
و حمایت از حماقت را، نه
که این مقابلِ هجومِ پلیدی و رسوایی،
دلیلِ پایداری و ماندگاری ست
هنوز کوچه ها بیدارند و شب و روز یکی ست
شبِ خیابانهای اسفند گذشت،
رنگی تر از مدادهای رنگی!
بهار هم، رنگین کمانِ شبهایش، دائمی
گویی تمامِ خوابها را یکجا دیده ام
اکنون دگر "حلاج" را زیاد دیده ام!
دیدنِ شهر و چراغ ها و چرخشِ بیرق ها
با زمزمه ی باد و باران،
افسانه نیست، تلاش ها
قرار با اسمِ شبِ عشق،
در کوچه های امنِ این دهکده:
قنوت و دعا به آسمان،
سجده گاهشان همه را کرده اند میهمان
پای حفاظت این عروسِ دنیا،
این خاکِ مقدس، قرن هاست می مانند
مردمانی که برای سیمرغ شدن،
"کوهِ قاف" نمی خواهند!
وطن، این یادگارِ روزهای بی آغاز
ایمان به باورِ طراوتش، و بوی آشنای "عود"
در سبز ماندن و پایداریِ بی پایان...
در سپیدی و دوستدارِ صلح در جهان...
در سرخی، همچون منتقم و داغدار شهیدان...
و بیگانگی اش با ننگ و مهرش با جوانه ها،
بارها مرا خو داده
به "بشریت"، با بزرگانش،
قرنها عاشقی یاد داده
وطن، این روزها، زمزمه ی زخم هایش،
حنجره ام را می سوزانَد
اما خداست نگهدارش...
از پسِ دلواپسیها، "گلستان" می رویانَد...
✍️شعر از: مجید دوست محمدی
۴/ خردادماه/۱۴۰۵
. ━━═━━⊰❀🦋❀⊱━━═━━
اداره فوق برنامه و گردشگری
معاونت فرهنگی و اجتماعی