این روز ها در من امیدی بسیار همراه با کمی اشک ، کمی درد ، کمی رنج ، و دلتنگی و بیحوصلگی بسیار پیدا میشود !
آرامجای .
_
--
می افتد از سر ِزین ؛ آفتاب و این یعنی
تمام عرش ِخدا خارج از مدار شدهست ..
تمام ِسفرهای پختگی و بالغ شدن از یک جدا شدن شروع میشود ؛
جدا شدن از احساس امنیت ، جدا شدن از حس قدرت ، جدا شدن از یک وابستگی و جدا شدن از هرچیزی که فکر میکنیم بدون آن هیچ خواهیم شد !
آرامجای .
تنهایی چه از نظر منطقی چه از نظر تجربی ربطی به تنها بودن ندارد ... آنچه درباره تنهایی مهم است شمار
زندگی مانند بازی شطرنج است ..
ما نقشه ای میریزیم اما اجرای آن
مشروط به حرکت هایی است که
رقیب به دلخواه میکند ..
این رقیب در زندگی "سرنوشت" است ..
برشیازکتابدربابحکمتزندگی
نوشتۀآرتورشوپنهاو
#دیالوگکتاب