در مسیرِ پرفراز و نشیب زندگی ،
در حال سقوط از لبهی شیب زندگی ،
در تقلای زنده ماندن و گاه در آرزوی مرگ !
متلاشی از تلاشی نسبتا بینتیجه .
ادامه ادامه ادامه ،
دست به دست ، امیدوار ،
معلق در شدنها و نشدن ها و تعلق به جایی که نیست ..
خیال میکنی چی میشه خان دایی؟!
کسی از مردن ما ناراحت میشه؟!
سه دفعه که آفتاب بیوفته سر اون دیفال و
سه دفعه هم که اذان مغرب رو میگن، همه یادشون میره ماچی بودیم و واسچی مردیم !
همینطور که ما یادمون رفته ...
-دیالوگیازفیلمقیصر
#دیالوگ