پس از اندوههایمان همچون بهار زنده خواهیم شد ،
انگار که هرگز مزهی تلخی را نچشیدیم ...
آرامجای .
درد و رنجی که با گذشت سالیان دراز در روحش روی هم انباشه بود، او را مانند سنگ، محکم و سنگین کرده بود.
بعضی زخمها نه فقط پوست،
چشمهایمان را هم باز میکند.
برشی از کتاب مجموعه اشعار
-پابلو نرودا
#دیالوگکتاب
آرامجای .
کلمه عمید یعنی کسی که عاشقه و در عین حال بی قراره ؛ حال و روز خیلیا ..
کلمه ی گِمِس به معنای ، عصبانیتی که درونت وجود داره ولی دلیلی برای بروز دادنش وجود نداره !
درست مثل دیدن یه مشت آدم بی فکر که بی خیال منطق فقط حرف میزنند عملی در وجودشون قرار نداره و مجبور میشی که فقط گذر کنی و از قرار گرفتن تو اجتماع بیشتر متنفر شی .
آرامجای .
نمیدانم چنین حسی داشتهای یا نه؟! اینکه بخواهی هزاران سال بخوابی یا اصلا وجود نداشته باشی! #عکسنوش
من و عشق و دل دیوانه بساطی داریم ؛
عقل هی فلسفه میبافد و ما میخندیم .
#عکسنوشت