آرامجای .
کلمه عمید یعنی کسی که عاشقه و در عین حال بی قراره ؛ حال و روز خیلیا ..
کلمه ی گِمِس به معنای ، عصبانیتی که درونت وجود داره ولی دلیلی برای بروز دادنش وجود نداره !
درست مثل دیدن یه مشت آدم بی فکر که بی خیال منطق فقط حرف میزنند عملی در وجودشون قرار نداره و مجبور میشی که فقط گذر کنی و از قرار گرفتن تو اجتماع بیشتر متنفر شی .
آرامجای .
نمیدانم چنین حسی داشتهای یا نه؟! اینکه بخواهی هزاران سال بخوابی یا اصلا وجود نداشته باشی! #عکسنوش
من و عشق و دل دیوانه بساطی داریم ؛
عقل هی فلسفه میبافد و ما میخندیم .
#عکسنوشت
بهترین دیالوگی که شنیدم و به شدت بهش
معتقدم اینکه :
اونایی که منو میشناسن
هیچوقت به من شک نمیکنن
و اونایی که به من شک دارن
هیچوقت منو نمیشناسن!
اگه از من بپرسی، میگم تموم پختگی ها و بالغ شدنا از یک جدایی شروع می شه؛ جدا شدن از یک عشق، جدا شدن از یک امنیت، جدا شدن از یک قدرت، جدا شدن از یک وابستگی، جدا شدن از هرچیزی که فکر می کنی بدون اون پوچ می شی. جدایی ها اتفاق می افتن تا بهت یاد بدن که بدون هیچ چیز پوچ نمی شی. تا یاد بگیری تو فرا تر از اتفاقات بد زندگیت هستی، و همیشه چیزایی هستن که بهت معنا بدن. تا تجربه کنی و قوی تر بشی. تا خودتو پیدا کنی و بدونی همیشه راه هایی هستن که انتظار قدمات رو می کشن و دنیات اونقدر بزرگ هست که تو چارتا اتفاق بد خلاصه نشه.