ما بیش از اندازه قوی بودیم؛ مدام می شکستیم، شکسته هایمان را بند می زدیم و ادامه می دادیم؛
اشک می ریختیم، اشک هایمان را خودمان با دستهای خودمان پاک می کردیم و دوباره با تمام جسارت، روی پاهای خودمان می ایستادیم.
ما بیش از اندازه قوی بودیم، به کسی تکیه نمی دادیم، با کسی از دردهایمان نمی گفتیم و از کسی کمک نمی خواستیم.
ما به قیمت همین قوی بودن، از پا در آمدیم ! قوی بودن را برای ما بد تعریف کرده بودند .
آرامجای .
- سیوش کن Odnoliub : کلمه ای اوکراینی ؛ اوکراینی ها به کسی که یه نفرو خیلی دوست داره طوری که بقیهی
سیوش کن Reverie :
به معنی رویا و خیال هست.
کسی که باهاش رویا میسازی.
«آنچه گذشت بازگشت ندارد»
ولی از من باور کنید
هیچ چیز نمیگذرد و
هیچ چیز فراموش نمیشود.
آرامجای .
از همه کس گُذر کنم از تو گذر نمیکنم ، مشکل تو وفایِ من، مشکل من جفایِ تو ! #شعرگرافی
بعدِ دل کندنت از من دلت آرام گرفت؟
خوب شد زندگیات؟ یا که بدهکار شدی؟
#شعرگرافی