eitaa logo
سوزستان
1.4هزار دنبال‌کننده
1.6هزار عکس
695 ویدیو
25 فایل
می‌نویسم آنچه را باید نوشت... دستنوشته های زهرا آراسته نیا ارتباط با من: @suzestan کانال اختصاصی اشعار: @ghatre_ashk
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📿 مناجات طنزیمیه ای مطمین‌ترین باز کننده ایربگ‌ها نویسنده: زهرا آراسته نیا گوینده: نرگس داشادیان 🔺@arastehnia🔺 https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
۳ بسم الله الرحمن الرحیم سرفه می‌کنم و هربار میان فشارهای گلویم قربان صدقه ی دانایی‌ات می‌روم که حواست به ساختن ریزترین اندام‌های زندگی‌بخش من هم بوده است. فدای خالق عاقل و مهربان خودم بشوم که هر چند وقت یکبار، یک گوشه ی سیستم تنم را به چالش می‌کشد تا یادم بیاندازد که چقدر هیچم. ای همه چیزی که شده‌ای خدای منِ هیچ، خوش‌به‌حال من که همه چیز عالم، عاشق من است. خوش‌به‌حال من که دستم درست وسط دستان بزرگ و قدرتمند تویی است که مهربان‌ترینی. خوش‌به‌حال من که چشم در چشم بینای تو دارم، چشمی که برقش دلبری کرده از آدم و عالم و حالا نشسته است روبروی منِ کمترین عالم. از تو چه پنهان به خودم می‌بالم به خاطر همین سرفه‌هایی که نشان دلبری‌های شیرین توست، که می‌خواهی با آنها یادم بیاوری چقدر خدایی! پس چه از این بهتر! من اصلا عاشق سرفه‌هایم هستم که دردم از یار است و درمان نیز هم... ✍️ زهرا آراسته‌نیا اللهم اشف کل مریض https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با من راه نشین باده ی مستانه زدند 🛑 ای صاحب فال، انصافا این فال است که تو داری؟! خودت که هیچ پخی نمی‌شوی هیچ! کلی بچه ی سر به زیر و آفتاب مهتاب ندیده ی ساکن حرم ستر و عفاف را هم با خودت از راه به در می‌کنی. حالا کمی بنشین تا با هم موسیقی لایت گوش کنیم و بعد ادامه فالت را بگویم. (ده دقیقه بعد) و اما ادامه فالت... ادامه فالت در بازداشتگاه خواهد بود چون من دلم به حال ساکنان حرم ستر سوخت و به ۱۱۰ زنگ زدم پیش از بدبختی آنها بیایند تو را ببرند. 😎 ✍ منتشر شده در صفحه طنز روزنامه ایران 🔺@arastehnia https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
بزن! بکش! نگو اصلا که معصیت دارد نشان بده که ستم ریشه در دلت دارد همین که آمدی و مانعت نشد پیداست چقدر صاحب این خانه مرحمت دارد ✍ زهرا آراسته نیا @arastehnia
۴ بسم الله الرحمن الرحیم به اسم والایی که همانقدر غنی ست که وهاب است، همانقدر واحد است که خالق است، همانقدر جبار است که غفور است، همانقدر متکبر است که لطیف است. به اسم تو که عاشقانت را در اوج گمنامی سرفراز می‌کنی که عزت فقط در دستان توست. نمی‌خواهم سخت بگویم، سخت بنویسم، مگر همین دیروز ساده و آسان، صحن امن ضامن آهو را مشهد دلداده‌ای از دلداگانت نخواستی؟ مگر همین دیروز یک روحانی جهادی لب‌تشنه را بی‌مقدمه به آغوش نکشیدی؟ پس من چرا ساده نگویم دوستت دارم؟! حالا هی دشمنان علی، شقاوتشان را فریاد بزنند، آن چه ماندنی است «بل احیاء عند ربهم یرزقون» بودن شهیدان توست. یعنی می‌شود روزی وقتی جایی چشمت مرا هم بگیرد و با خودت بگویی: «چقدر پیشوند شهید به اسم این می‌آید!»؟ بگویی: «بگذار این را هم پیش خودم تا همیشه روزی دهم»؟ تو که آنقدر غنی هستی که روزی دادن من فقیر برایت آسان باشد. اصلا چه کسی روزی دهد فقیر را جز غنی؟ این را از مناجاتهای علی عاشقت یاد گرفته‌ام. هم‌ او که حالا به جرم عشقش خنجرمان می‌زنند. هم او که شبیه ترین بود به تو. هم او که عاشق‌ترین بود به تو. هم او که عاشق‌ترین بودی به او. پس به حق عشقتان من را هم شهید عاشق بگردان ای تنها خدای من... ✍️ زهرا آراسته‌نیا https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
رزم قلم یا ایهاالعزیز بیا و کرم نما این کیل خالی دل من خدمت شما پر کن به میل خویش، به میزان شأن خویش خم‌خانه شأن توست، نه پیمانه ی گدا امشب تمام رزق دلم اهل بیتی است یا «یاحسین» می شنوم یا «رضا رضا» نوبت ولی به روضه عباس تا رسید یعنی گرفت دست دلم را خود خدا بی دستی اش تداعی داغ همیشه ی بند سقیفه است به دستان مرتضی داغ سقیفه دید دلم فاطمیه شد هی قرن پشت قرن، شود آتشی به پا امشب قلم به طرز عجیبی هوایی است هی می کشد عنان دلم را به کربلا ناگه دوباره می کشدم تا پل قدیم تا اضطراب موشک و تا لحظه ی دعا باید نوشت از تب آن روزهای درد باید کشید پای قلم را به ماجرا ننگا قلم اگر که نگوید شهید کیست رزمنده است واژه، روایت؛ جهاد ما https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
خب خب خب میبینم که باز اسقاطیل سوراخ شده! 😎🤣 راه فرار نشونشون دادم😉 تکست: با تشکر از گروه خوب نتکلیپس! @netcilips.ir https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
خدای من، قدمم را به عاشقی وا کن به شهر روزه بیا روضه‌ای مهیا کن بیا و اول کاری همین شب جمعه برات من بده و اربعینم امضا کن ✍️ زهرا آراسته‌نیا https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
۶ بسم الله الرحمن الرحیم برای منی که دیشبش را کنار خاطره های کربلا گذرانده است، حالا رسیدن به صبحی که شاید همان روز موعود زیبایی‌ها باشد کلی معنی دارد. فوکویامای دشمن، آن وقت که می‌گفت شیعه دو بال دارد یک بال سرخ کربلا و یک بال سبز مهدویت، شاید هیچ وقت فکرش را هم نمی‌کرد روزی نظریه‌اش بیوفتد وسط دلدادگی‌های یک بچه شیعه. چقدر خوب است که ما را با این‌ها می‌شناسند. اصلا از قدیم هم گفته‌اند: خوش‌تر آن باشد که سر دلبران گفته آید در حدیث دیگران حالا این که او به خیالش دوتا بال ما را پیدا کرده بود و سیبل کرده بود تا سریع بزنند و ناکارمان کنند بماند، چون هرچقدر هم که فکر می‌کرد نمی‌توانست مفهومی به والایی شهادت‌طلبی، که خط اتصال این دو بال است را درک کند. شهادت‌طلبی‌ای که نه خودکشی ست، نه تهور، نه خشونت و نه هیچ کدام از چیزهایی که در کتابهای عریض و طویل‌شان آمده. و حالا در این صبح جمعه رمضانی، منی که دیشب را در لابه‌لای خاطرات اربعینم تا عمود هزار و چهارصد و عشق رفته‌ام عهد می‌بندم ادامه ی راهم را تا لبخند حضرت صاحب. و می‌دانم تمام این‌ها را تنها به خاطر تو می‌خواهم ای مهربان غیورم. حسین(ع) را با همه آقایی‌اش چون تو دوستش داری، دوستش دارم. جانم فدای حضرت صاحب(عج) که دلیل مسیر راه توست. و خودمتفکرپنداران زمینی کجا می‌فهمند این عاشق عاشقان معشوق بودن را. دوزانو نشسته‌ام روبرویت، سرم پایین است و می‌خواهم چیزی بگویم که دلشوره دارم از گفتنش... عزیز دل، می‌دانم که می‌دانی دوستت دارم، پس بپذیر که بخواهم بیشتر عزیز تو باشم. شنیده‌ام روزی اویی که تو ذخیره ی بهترین‌هایت بر زمین قرارش داده‌ای یارانی دارد که می‌شوند سردار. زبانم در گفتنش لکنت دارد اما می‌خواهم از تو بخواهم تقدیرم را بودن در میان آن سرداران قرار دهی. همین ✍️ زهرا آراسته‌نیا دوروبر ما بین همین آدمهای معمولی هستند کسانی که معمولی نیستند! در همین روزهای دوری از امام زمان متصل‌اند به آن چشمه ی نور. از آنان است. روایت اتصالش را از زبان خودش بخوانید: https://alefdezful.com/013 التماس دعا https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
۷ بسم الله الرحمن الرحیم هنوز روی سجاده، هنوز رو به تو، هنوز روبروی تو هستم. چشم‌هایم را می‌بندم و چیزی در من سریع فرو می‌ریزد. آوار می‌شوم و تندتر از هر چه فکر کنی ریز می‌شوم آنقدر که در الکترون‌های دور هسته کوچکترین اتم‌‌هایم جا می‌گیرم. من پیش بزرگی تو، نه همین‌قدر، که هزاران هزار بار کوچکترم. پس با چه رویی دم از عاشقی می‌زنم؟ آخر مرا چه به با توی بزرگ بودن؟!! خیس عرق می‌شوم و تنم می‌لرزد عظمتت را که انگشتهایت به داد بی‌قراری‌ام می‌رسند. دست روی گونه‌ام می‌کشی و آن طور که مادرها مهربان نگاه می‌کنند لبخندم می‌زنی که بگویی: «خیالت تخت! با همه ی بزرگی‌ام دوستت دارم، بنده ی کوچک خودمی!» دنیایم آرام می‌شود و بهشت درست می‌شود اندازه ی همین سجاده ی قدیمی کوچک خودم. باور کن بنده ی تو بودن، به خود بالیدن دارد! لابه‌لای دعاهای برترین بندگانت می‌گردم و تازه می‌فهمم چقدر دلبری بلد بوده‌اند آنان که واسطه ی فیض تو شدند. جرعه جرعه با ابوحمزه ی زین‌العابدینت مست می‌شوم آن وقت است که جرأت می‌کنم سر روی پایت بگذارم و یک دل سیر بخواهمت. نگذار دور بشوم. خودم حالی‌ام نیست ولی حیفم! حیفم که جز چسبیده به دستهای تو جای دیگری باشم. نگذار خودم را تلف کنم. ممنون ای آن که دوستم داری ✍ زهرا آراسته‌نیا التماس دعا https://eitaa.com/joinchat/2783444993C792bec2f2c
اي شهيد… اي آنكه بر كرانه ازلي و ابدي وجود بر نشسته اي ، دستي بر آر و ما قبرستان نشينان عادات سخيف را نيز از اين منجلاب بيرون كش. 🌷شهيد سيد مرتضي آويني امروز که سالگرد شهادت راوی روایت فتح است، بخوانیم از شهیدی که میخواست حتی بوق‌ اتوموبیل‌ها از شهدا روایت کنند: http://alefdezful.com/1226