eitaa logo
اربعین حسینی با سید
90 دنبال‌کننده
279 عکس
768 ویدیو
8 فایل
ضد دجال @antida کورش @korosh707 نجوم @zamint کتابخانه @ketabshi دانلود @danloa وهابیت @saghif شیعه @shie12e خانواده @ezdevaj70 صوتی ها @radiosh صوفیه @naghdesofie اربعین @arbain70 طب @tebeseyed تفسیر @tafsirseyed حرمت غنا @mosighih
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 قبل از ریختن اشک، خدا او را رحمت می‌کند!... ▪️ امام صادق علیه السلام به مِسمَع کِردین فرمودند: ▪️ مَا بَکَی أَحَدٌ رَحْمَةً لَنَا وَ لِمَا لَقِینَا إِلَّا رَحِمَهُ الله قَبْلَ أَنْ تَخْرُجَ الدَّمْعَةُ مِنْ عَیْنِهِ فَإِذَا سَالَ دُمُوعُهُ عَلَی خَدِّهِ فَلَوْ أَنَّ قَطْرَةً مِنْ دُمُوعِهِ سَقَطَتْ فِی جَهَنَّمَ لَأَطْفَأَتْ حَرَّهَا حَتَّی لَا یُوجَدَ لَهَا حَرٌّ ▪️ هیچ شخصی بر مصائب ما گریه نمی کند مگر اینکه قبل از ریزش اشک چشمش، خدا او را می‌آمرزد و مورد رحمت خود قرار می‌دهد، هنگامی که اشک وی بر گونه‌های صورتش جاری شود، اگر یک قطره از آن در آتش جهنم بچکد به نحوی حرارت آن را خاموش می‌کند که اصلا حرارتی برای جهنم باقی نخواهد ماند! 📚 کامل الزیارات ص ۱۰۲
علمدارِ حرم بودی، حرم با رفتنت لرزید، میانِ خیمه‌ها بانگِ «برادر» تا سحر پیچید...💔😭😭😭😭
16.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حدودای ساعت ۲ظهر.... گرمای ۵٠درجه آبادان..... بدون سایه بان..!!! گذرم تا به در خانه ات افتاد حسین خانه آباد شدم خانه ات آباد حسین...
دیروز کاروان شیعه اسماعیلیه هند تروریست‌های حشاشین که تا امام ششم امام صادق (ع) رو قبول دارن و به امام کاظم علیه السلام به بعد توهین میکنند توسط شیعیان ایران و عراق ادب شدن اگر پلیس عراق دخالت نکرده بود مردم میکشتن این نجاسات رو این جماعت را آیت الله خویی نجس می‌دانست اصلا راهشون نمی‌داد ب کربلا و نجف
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
امین قدیمنماهنگ دست خالی.mp3
زمان: حجم: 3.6M
به خیالم توی کربلام دراومد اشکم الان دقیق روی پله هام روبرو مشکم دراومد اشکم دراومد اشکم ای قربون اون زخم پیشونیت اباالفضل دست خالی ما رو برنگردونی اباالفضل..
🏴مقتل خوانی شب/روز دهم - سیدالشهداء علیه السلام/بخش اول 🔻شب مشغول عبادت ▪️فقامَ [علیه السلام] الليلَ كلَّه يُصلّي ويستغفرُ ويدعو ويتضرّعُ ، وقامَ أصحابُه كذلكَ يُصَلًّونَ ويدعونَ ويستغفرونَ (پس تمام شب را به نماز و استغفار و دعا و تضرع برخاست، و یارانش نیز چنین کردند؛ نماز خواندند و دعا کردند و استغفرار گفتند) 📚ارشاد ج2ص94 🔻محافظت از خیمه ها با آتش ▪️أمرَ بحَطًبِ وقَصَبٍ كانَ من وراءِ البيوتِ أَن يُتركَ في خَنْدَقٍ كانَ قد حُفِرَ هناكَ وَأن يُحرَقَ بالنّارِ ، مخافةَ أن يأتوهم من ورائهم (دستور داد که هیزم و نی را که پشت خانه ها بود در گودالی که آنجا کنده شده بود رها کنند و با آتش بسوزانند، از ترس اینکه مبادا از پشت سر به آنها حمله کنند) 📚ارشاد ج2ص95 🔻بعد از این شعر «یا دهر...»، حضرت زینب سلام الله علیها بی تاب شدند ▪️أنّه لما سمعت ذلك اخته «زينب» أو «أمّ كلثوم» جاءت إلى «الحسين» و قالت: يا أخي! هذا كلام من أيقن بالموت، قال: «نعم يا اختاه» ، قالت: إذن، فردنا إلى حرم جدّنا، فقال: «يا اختاه! لو ترك القطا لنام» ، فقالت: وا ثكلاه! ليت الموت أعدمني الحياة(وقتی خواهرش «زینب» یا «ام‌کلثوم» این سخن را شنید، نزد «حسین» آمد و گفت: برادر! این سخن کسی است که مرگ را یقین کرده. گفت: «آری خواهرم.» گفت: پس ما را به حرم جدمان بازگردان. گفت: «خواهرم! اگر کبوتر را رها کنند، می‌خوابد» گفت: وای بر من! کاش مرگ زندگی مرا بگیرد) 📚مقتل خوارزمی ج1ص338 🔻هیچ بلادیده ای را چنین استوار و مستحکم ندیدم ▪️قال: فشد عليه رجالة ممن عن يمينه وشماله، فحمل على من عن يمينه حتى ابذعروا، وعلى من عن شماله حتى ابذعروا، وعليه قميص له من خز وهو معتم قال فوالله ما رأيت مكسورا قط قد قتل ولده وأهل بيته وأصحابه أربط جأشا، ولا أمضى جنانا منه، ولا أجرأ مقدما، والله ما رأيت قبله ولا بعده مثله(ناگهان مردانی از راست و چپ بر او یورش بردند. پس به گروه راست حمله کرد تا آنها را پراکنده ساخت، سپس به چپ تاخت و آنان را نیز متفرق نمود. بر تن، پیراهنی ابریشمی داشت و عمامه بر سر. سوگند به خدا! هرگز کسی را که فرزندانش کشته شده و خاندان و یارانش به شهادت رسیده‌اند، این چنین استوار‌دل، این چنین شمشیرزنی تیز و این چنین پیشتاز در نبرد ندیده‌ام! به خداوند سوگند که نه پیش از او و نه پس از او، همانندش را ندیده‌ام!) 📚مقتل ابی مخنف ج1ص193 🔻تیر باران حضرت به دستور شمر ▪️استدعى [شمر] الفرسانَ فصاروا في ظهورِ الرّجّالةِ ، وأَمرَ الرُّماةَ أَن يَرموه ، فرشقوه بالسِّهام حتّى صارَ كالقُنفُذِ فأَحجَمَ عنهم ، فوقفوا بإِزائه (شمر سواران را فرا خواند تا پشت سر پیاده‌نظام قرار گیرند. سپس به تیراندازان دستور داد تا به سوی او تیربارانش کنند. آن‌چنان از هر سو به او تیراندازی کردند که مانند خارپشت از تیر پوشیده شد) 📚ارشاد ج2ص111 🔻آیا حسین را میکشند در حالی که تو نظاره میکنی؟ ▪️وخرجتْ أُختُه زينبُ إِلى باب الفسطاطِ فنادتْ عمرَبنِ سعدِ بن أبي وقّاصٍ : ويحَكَ يا عمرُ! أيُقْتَلُ أبوعبدِاللهِ وأَنتَ تَنظُرُ إِليه؟ فلم يُجبْها عمرُ بشيءٍ ، فنادتْ : َويحْكم أَما فيكم مسلمٌ؟! فلم يُجبْهاَ أَحدٌ بشيءٍ ؛ ونادى شمرُبنُ ذي الجوشنِ الفرسانَ والرَّجَّالةَ فقالَ: ويحكم ما تَنتظِرونَ بالرّجلِ؟ ثكلتْكم أُمّهاتُكم! فَحُمِلَ عليه من كلِّ جانبٍ(خواهرش زینب(س) به سوی درگاه خیمه گاه شتافت و فریاد زد: "وای بر تو ای عمر بن سعد! آیا اباعبدالله کشته می‌شود و تو نظاره می‌کنی؟!" اما عمر پاسخی نداد. سپس بانگ زد: وای بر شما! آیا میان شما یک مسلمان نیست؟!" اما کسی پاسخش نداد. در این هنگام شمر بن ذی الجوشن بر سواران و پیادگان فریاد زد: "وای بر شما! منتظر چه هستید؟ مادرانتان به عزایتان بنشینند!...آنگاه از هر سو به او حمله ور شدند...) 📚ارشادج2ص112
🏴مقتل خوانی شب/روز دهم - سیدالشهداء علیه السلام/بخش دوم 🔻گوشه چشمی هم به حرم داشتی/ناحیه مقدسه ▪️لمْ يَبْقَ لَكَ ناصِرٌ، وَأَنْتَ مُحْتَسِبٌ صابِرٌ، تَذُبُّ عَنْ نِسْوَتِكَ وَأَوْلادِكَ (و تو را هيچ ياورى باقى نمانده بود، و تو كار را به حساب خدا واگذار كرده و صبر نمودى، و از زنان و اولادت دفاع مى‌ كردى) حَتَّى نَكَسُوكَ عَنْ جَوادِكَ، فَهَوَيْتَ إِلَى الْأَرْضِ جَريحاً (تا آن كه تو را از اسب سرنگون ساختند، و با بدنى مجروح بر زمين افتادى ... ) تُديرُ طَرْفاً خَفِيّاً إِلى رَحْلِكَ وَبَيْتِكَ... (و با گوشه چشم به خيام و حرمت نگاه مى‌ كردى...) وَالشِّمْرُ جالِسٌ عَلى صَدْرِكَ... (و شمر (لعنة اللَّه عليه) بر روى سينه‌ ات نشسته بود) 📚زیارت ناحیه مقدسه 🔻حتی عربیت خودشان را (در آزار ندادن اهل وحرم) کار گذاشته بودند ▪️فصاح بهم ويحكم يا شيعة آل أبي سفيان ، إن لم يكن لكم دين وكنتم لاتخافون المعاد فكونوا أحراراً في دنياكم هذه وارجعوا إلى أحسابكم إن كنتم عرباً كما تزعمون قال: فناداه شمر: ما تقول يابن فاطمة؟ قال أقول أنا الذي أقتاتلكم وتقاتلوني والنساء ليس عليهن جناح ، فامنعوا أعتاتكم وجهالكم وطغاتكم من التعرض لحرمي ما دمت حياً فقال شمر : لك ذلك يا بن فاطمة (فریاد بر شما، ای شیعیان آل ابوسفیان! اگر دین ندارید و از روز بازپسین نمی‌ترسید، دست‌کم در دنیای خود آزاده باشید! اگر به راستی عربید، به شرافت خود بازگردید. پس شمر فریاد زد: چه می‌گویی ای پسر فاطمه؟ فرمود: می‌گویم من کسی هستم که با شما می‌جنگم و شما با من می‌جنگید، اما زنان گناهی ندارند. پس مانع شوید که تا زنده ام نابخردان و فرومایگان و ستمگرانتان به حریم من جسارتی کنند. شمر گفت: چنین باشد، ای پسر فاطمه!) 📚لهوف ج1ص171 🔻تنهایی سیدالشهداء علیه السلام و لحظات آخر ▪️ونظر الحسين (عليه السلام) يمينا وشمالا ولا يرى أحدا، فرفع رأسه إلى السماء، فقال: اللهم إنك ترى ما يصنع بولد نبيك. وحال بنو كلاب بينه وبين الماء، ورمي بسهم فوقع في نحره، وخر عن فرسه، فأخذ السهم فرمى به، وجعل يتلقى الدم بكفه، فلما امتلات لطخ بها رأسه ولحيته وهو يقول: ألقى الله عز وجل وأنا مظلوم متلطخ بدمي. ثم خر على خده الايسر صريعا ... فقال بعضهم لبعض: ما تنتظرون؟ أريحوا الرجل... (حسین (علیه السلام) به راست و چپ نگریست و کسی را ندید. سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا! تو می‌بینی که با فرزند پیامبرت چه می‌کنند... در این حال، قبیله بنی‌کلاب راه آب را بر او بستند. تیری به گلویش نشست و از اسب بر زمین افتاد. تیر را از گلویش بیرون کشید و به دور انداخت. خون را با کف دست می‌گرفت و چون دستش پر از خون شد، بر سر و محاسنش مالید و گفت: "خدا را ملاقات می‌کنم در حالی که مظلومم و به خونم آغشته... سپس به روی چپ بر زمین افتاد... یکی از آنان به دیگران گفت: "چه منتظرید؟ این مرد را آسوده کنید...) 📚امالی صدوق ج1ص226 🔻مرمل بالدماء ▪️السَّلامُ عَلَى الْمُرَمَّلِ بِالدِّماءِ، اَلسَّلامُ عَلَى الْمَهْتُوكِ الْخِباءِ... (سلام بر كسى كه در خونش غلتيد، سلام بر كسى كه خيمه‌ گاهش هتك حرمت شد) 📚زیارت ناحیه مقدسه 🔻کلام حضرت زینب سلام الله علیها ▪️وا محمداه، صلى عليك مليك السماء، هذا حسين بالعراء، مرمل بالدماء، مقطع الأعضاء وا ثكلاه (وا محمداه! مالک آسمان بر تو درود فرستد، این حسین است در بیابان، آغشته به خون، پیکرش پاره‌پاره. وای از این عزا) 📚لهوف ج1ص181 🔻داشت سخن میگفت... ▪️راوی میگوید: فَاجْتَزُّوا رَأْسَهُ وَ إِنَّهُ لَيُكَلِّمُهُمْ فَتَعَجَّبْتُ مِنْ قِلَّةِ رَحْمَتِهِم‌ (پس سرش را جدا کردند، در حالی که داشت با آنها سخن میگفت. پس از کمی رحمشان شگفت‌زده شدم...) 📚لهوف ص129 🔻آقایت کشته شد ▪️وجائت جارية من ناحية خيم الحسين عليه السلام فقال لها رجل يا أمة الله إن سيدك قُتِل (و زنی از سوی خیمه‌گاه حسین (علیه السلام) آمد. مردی به او گفت: ای کنیزِ خدا، آقایت کشته شد) 📚لهوف ص77