هدایت شده از تقدیمی
ستارهها: دوتا سیریوس
افسانه یونانی برادران دوقلو، کستور و پولوکس؛
پولوکس به علت فرزند زئوس بودن از موهبت جاودانگی برخوردار بود، برخلاف برادر فانی اش کستور. آن دو قهرمان با یکدیگر سفر میکردند تا اینکه یک روز کستور در یک درگیری کشته شد. پولوکس که اندوهگین شده بود از زئوس کمک خواست و زئوس پیش پای او دو انتهاب گذاشت: اینکه به خدایان بپیوندد یا نیمی از عمرش را به برادرش بدهد. انتخاب پولوکس دومی بود و آنها تا ابد کنار یکدیگر ماندند.
@arctivia58
از شما همینقدر بگم که به قدری خود بزرگ بین هستین که فکر میکنین من وقت خودمو گذاشتم فرح رو شستشوی مغزی بدم =) فاجعههای بازنده =)
اینا همونایین که تا ینفرو میبینن درست تایپ میکنه و چرت و پرت نمیگه میگن این لحن فلان اکیپه=))))))))))
هدایت شده از 𝖂easleys'𝖂izard𝖂heezes
اغلب ما میخواهیم باور داشته باشیم که هر قلبی از حرکت باز میایستد، کمتر از دیگر قلب ها نیست. اگر بپرسند "آیا ارزش همه زندگی ها به یک اندازه است؟" اغلب ما بلند جواب میدهیم:"بله!". اما این تنها تا زمانی است که به یکی از عزیزان ما اشاره کنند و بپرسند "این زندگی چطور؟!"
آیا فرق میکند اگر من یک آدم خوب را کشته باشم؟ محبوب کسی را؟ یک زندگی ارزشمند را؟
اگر یک بچه باشد چه؟
_و من دوستت دارم