ترکیب بند میلاد حضرت علی امیرالمومنین (ع)
کعبه به بر بگرفته درُّ و گوهر امشب
کعبه شده لبریز مشک و عنبر امشب
کعبه شده از چشم شیعه محشر امشب
کعبه شده از هرکجا زیباتر امشب
امشب سرود قدسیان زیتون و تین است
میلاد مولایم امیرالمومنین است
آغوش خود بگشوده صاحبخانه آید
بر جان احمد حافظ و پروانه آید
بر عالم امکان یقین جانانه آید
سقّا و پیر و مرشد میخانه آید
امشب ملائک سر بر این در میگذارند
بر مقدمش خیل ملک جان میسپارند
جبریل را از بهر دربانی بیارید
گل ها ز جنّت بر گل افشانی بیارید
صد ریسه خورشید چراغانی بیارید
از دیده انجم را به مهمانی بیارید
خضر آمده از شوق او صحرا به صحرا
یونس پر از شور آمده دریا به دریا
جادوی چشمانش بهار آرد دوباره
بستان به لبخند لبانش بیقراره
زنده به شیرین خندهاش فصل بهاره
از نام او ریزد هزاران استعاره
از بیت بیت حسن او پیدا غزل شد
از برکت نام علی شیرین ، عسل شد
تا فاطمه بنت اسد غرق دعا شد
کعبه سرا و خانهی آن آشنا شد
بر مادری شیری چنان حیدر عطا شد
امشب علی در کعبه مهمان خدا شد
صد آفرین بر خانه و بر میهمانش
صد بوسه بگرفته محمد از لبانش
این کودک از عالم برد دل را به یغما
بوسیده خاک پای او را مرغ عنقا
از اشک چشمش گشته شیرین طعم خرما
آمد به این دنیا ز رحمت کفو زهرا
سرّیست در میلاد او روشن تر از نور
او می دمد در جان عالم تا ابد شور
مکه به خود بالد ز مولود گرامش
از عمق دل گوید به صد گونه سلامش
هر چند چون قدرست و پنهان شد مقامش
نا دیده گشتیم از وفا عبد و غلامش
وقتی که می ریزد ز هر دیده ستاره
خورشید نامش سر زند از هر مناره
امشب پیمبر جان خود در بر گرفته
امشب نوای یا علی از سر گرفته
در بر ز گل ها نوگلی بهتر گرفته
امشب در آغوشش ببین حیدر گرفته
امشب بگوش حیدرش قرآن بخواند
آیه به آیه کوثر ایمان بخواند
رو کرده ایزد یا علی حیدر مدد را
در جلوه آوردست اللهُ صمد را
تفسیر بنموده خداوندش احد را
بنموده سرمست از گلش بنت اسد را
بر کعبه و بر صاحب این خانه سوگند
جز مرتضیٰ دیگر ندارد کعبه فرزند
پیش از همه پیغمبران مولا علی بود
بعثت قوام و علتش تنها علی بود
امضای حکم انبیا هم با علی بود
نصرت برای انبیا با یا علی بود
عشقِ به حیدر معنی مهر و سعادت
یک ضربتش برتر شد از کلّ عبادت
کعبه علی در بر گرفت و محترم شد
ایمان به حیدر معنی نون والقلم شد
انگشترش معنای الطاف و کرم شد
کعبه فقط با مقدم حیدر حرم شد
کعبه فقط سنگ است صاحبخانه اصل است
از کعبه و از آن تَرک همواره نقل است
حیدر برای ما همه حبل المتین است
مهرش دلیل پاکیُّ و مُهرِ جبین است
ایمان در قلبم هماره این چنین است
حقَّاً علی تنها امیرالمومنین است
از دید من دست خدا جز مرتضیٰ نیست
دستی به جز دست خدا مشکل گشا نیست
محمد حسین علیرمضانی
سرو شکسته
با سلام
شکوائیه ای بر علیه شرکت مخابرات استان تهران از طرف یک جانباز
محمد حسین علیرمضانی شاعر آئینی و از جانبازان جنگ تحمیلی هستم.
مدت دو ماه است که اینترنت منزل بنده با مشکل مواجه شده است و هر چه بیشتر پیگیری کردم کمتر جوابی گرفتم امروز مسئله ای عجیبتر پیش آمد که چاره حل آنرا جز با انتشار مشکل و نشر آن در فضای مجازی نمیدانم پس بنابر این برای دوستان در گروه ها ارسال میکنم شاید یک نفر آنرا به گوش صاحبش برساند و چه بسا مشکل بعضی از هموطنان هم مثل من باشد.
بعد از تماسهای مکرر با 2020 و عدم جواب و عدم حل مشکل با حراست مخابرات استان تهران و طرح شکایت بعد از ده دقیقه خانمی با بنده تماس گرفته ت تا مشکل را حل نمایند و بعد از انجام دستورات نامبرده متوجه شدم تلفن منزل حقیر را قطع نموده اند و بقول معروف ابروی کجش را درست که نکردند هیچ زد چشمش را هم کور کردند و دیگر کسی پاسخگوی بنده نیست بنده اینطور فرض کردم که این اتفاق نمیتواند اتفاقی عادی باشد چرا که مخابرات استان تهران با قطع تلفن منزل بنده قدرت خود را به رخ بنده کشانده است و خواسته زهر چشمی از بنده بگیرد لذا به نظرم هدف مخابرات دقیقا ناراضی سازی و ضربه زدن به نظام است پروژه ای که دشمنان انقلاب آنرا در کشور بوسیله افراد نفوذی پیش میبرد لذا حق شکایت از مخابرات استان تهران را بابت اذیت و آزار و ضربه زدن به آسایش و آرامش خود محفوظ داشته و برای اعتراض به این رویه ددمنشانه که در عصر تکنولوژی به مثابه قطع آب بر حرم امام حسین در واقعه کربلاست از هیچ کاری اعم از پخش مشکل در فضای مجازی ،مراجعه به دفتر مقام معظم رهبری ،مراجعه به بیوت مراجع عظام، مراجعه به افراد صاحب نفوذ، ثبت شکایت در مراجع ذیصلاح فروگزار نکرده و تا رسیدن به حق مسلم خود از هیچ اقدامی کوتاهی نخواهم نمود.
شاعر آئینی وبسیجی و رزمنده دوران جنگ و جانباز جنگ تحمیلی
محمد حسین علیرمضانی
شماره موبایل : 09370238670
محمد حسین علیرمضانی
سرو شکسته
با سلام
پیرو مشکل پیش آمده برای بنده از دیروز خیل رفقا در هر رتبه و مقام ولباسی که بودند با تماس یا پیام با بزرگواری درصدد حل مشکل برآمدند که زبانم را قاصر نمود و خوشبختانه امروز صبح جنا آقای شمس از مخابرات الغدیر با بنده تماس گرفتند و با اعزام یک تکنسین متخصص درصدد حل موضوع برآمدند که با محبت ایشان و بزرگواری تکنسین و چک نمودن مرحله به مرحله سیم کشی بیرون و داخل ساختمان ضمن پیدا کردن مشکل و رفع آن در داخل واحد مسکونی نیز با بررسی مجدد سیم کشی تلفن هم تلفن و هم اینترنت را در تحویل اینجانب دادند لذا در اینجا ادب حکم میکند که از همه دوستان و رفقا و واحد حراست ،واحد بررسی شکایات ،واحد فنی و تعمیرات و جناب آقای شمس تشکر و قدردانی نمایم که به دو ماه استرس ناراحتی و گرفتاری بنده پایان دادند و دست یکایکشان را میبوسم و امیدوارم که در مسیر زندگی سربلند و پیروز باشید.
محمد حسین علیرمضانی
موبایل : 09370238670
با سلام
پیرو مشکل پیش آمده برای بنده از دیروز خیل رفقا در هر رتبه و مقام ولباسی که بودند با تماس یا پیام با بزرگواری درصدد حل مشکل برآمدند که زبانم را قاصر نمود و خوشبختانه امروز صبح جنا آقای شمس از مخابرات الغدیر با بنده تماس گرفتند و با اعزام یک تکنسین متخصص درصدد حل موضوع برآمدند که با محبت ایشان و بزرگواری تکنسین و چک نمودن مرحله به مرحله سیم کشی بیرون و داخل ساختمان ضمن پیدا کردن مشکل و رفع آن در داخل واحد مسکونی نیز با بررسی مجدد سیم کشی تلفن هم تلفن و هم اینترنت را در تحویل اینجانب دادند لذا در اینجا ادب حکم میکند که از همه دوستان و رفقا ، بالاخص برادر عزیزم تقی ذوالفعلی ،برادر دولت آبادی و واحد حراست ،واحد بررسی شکایات ،واحد فنی و تعمیرات و جناب آقای شمس تشکر و قدردانی نمایم که به دو ماه استرس ناراحتی و گرفتاری بنده پایان دادند و دست یکایکشان را میبوسم و امیدوارم که در مسیر زندگی سربلند و پیروز باشید.
محمد حسین علیرمضانی
موبایل : 09370238670
محمد حسین علیرمضانی
سرو شکسته
غزل مصیبت حضرت موسی ابن جعفر (ع)
کنج زندان بلا درد گران را چه کنم؟
طعنه ها را چه کنم زخم زبان را چه کنم؟
سلسله خسته ز من ، من شده ام خسته از او
پیر زنجیر شدم جور خزان را چه کنم؟
آرزویم هم دیدار رضا بود ولی
دیده نومید شده هجر جوان را چه کنم؟
من که جز صدق و صفا توشه نشد همراهم
غربتم را چه کنم آه و فغان را چه کنم؟
دخترم چشم به راه من و من در زنجیر
ساق سائیده و این قد کمان را چه کنم؟
ضرب سیلی زده بر صورت من تصویری
که فلک مانده من این نقش و نشان را چه کنم؟
عاقبت زهر جفا کرده چنان درگیرم
که ندانم به پیاش اشک روان را چه کنم؟
تازیانه بخدا درد ندارد اما
دشمن آید به سرم زخم زبان را چه کنم؟
محمد حسین علیرمضانی
غزل مصیبت حضرت موسی ابن جعفر (ع)
که دیده اینچنین سر در گریبانی که من دارم
دلی مانند اقیانوس طوفانی که من دارم
اگر زهرا مرا بیند که در اعماقِ زندانم
یقینا میکند گریه ز زندانی که من دارم
اگر جدم علی آگاه گردد از غم و دردم
دلش میسوزد از رنج فراوانی که من دارم
ندیده هیچ انسانی ستمهایی که من دیدم
نبرده راه انسانی به حرمانی که من دارم
سحر با تازیانه میکند بیدار زندانبان
به رویم میزند سیلی نگهبانی که من دارد
به پایم بسته زنجیری و خون جوشیده از پایم
زمین خونرنگ گردیده از دورانی که من دارم
اگر معصومهام آید به دیدارم شود گریان
از این احوال غمبار و پریشانی که من دارم
دو چشمم بس که میبیند در این سلول تاریکم
کند گریه بر این ایّامِ ظلمانی که من دارم
خدا گرگ بیابان را نیندازد به روز من
به این اوضاع تلخ و نابسامانی که من دارم
من آن صیدم که صیادم نبرده هیچ، از یادم
ندیده هیچ صیدی خوفِ دربانی که من دارم
به سختی دیده بگشودم که بینم من رضایم را
کنار خود در این فرجام و پایانی که من دارم
محمد حسین علیرمضانی
محمد حسین علیرمضانی
سرو شکسته
ترکیب بند مبعث پیامبر اکرم حضرت محمد مصطفیٰ (ص)
چشم بگشا که بشر خسته دل و خونجگر است
دیدهاش بی رمق و از غم ایام تر است
چون یتیمی ست که مشتاق نگاه پدر است
بخت او بسته و از دست ستم دربدر است
مانده در بی کسی و غربت و تنها شده است
پای غم در دل ایام بشر وا شده است
هر که در مکه پی نان شبش افتاده
طعم تلخی و گسی در رطبش افتاده
شور وحدانیت از تاب و تبش افتاده
شهر در دست غم و بولهبش افتاده
کعبه دنبال خلیل است تبر بردارد
قدمی در پیِ آیات ظفر بردارد
جبرئیل آمده تا حکم نبوت بدهد
بر همه خلق خدا بادهی رحمت بدهد
مستغیثین همه را عزت و دولت بدهد
به دل سوختگان مژدهی رأفت بدهد
جبرئیل آمد و دارد به لبش شور بیان
فارغ از خود شده گفتا به محمد که بخوان
تا لبش گرم می نام خدا گردیده
تا خدا از همه هستیش جدا گردیده
عرش و فرش از اثرش مست صدا گردیده
دلخوش آنست که مقصود ندا گردیده
جز محمد چه کسی هست که سلطان باشد؟
صاحب معجزهی مطلقِ قرآن باشد؟
از حرا پای به بیرون بِنِهُ و داد بزن
حکم امر ازلی را همه فریاد بزن
بال بگشا و شرر بر دل صیاد بزن
تیشه بردار و به هر ریشهی بیداد بزن
از قدمهای تو لرزد دل هر بیدادی
تا که بخشی به همه غمزدگان آزادی
لب ز لب واکن و از شاکلهی فرمان گو
همه دم از عمل و منزلت انسان گو
همه جا از عطش سینه و از ایمان گو
از رحیمیِ خدا از میِ الرحمان گو
مصطفایی و خدا پشت و پناهت باشد
چشم هر خسته دلی چشم به راهت باشد
گام بردار و برو هست علی همگامت
دست حق داری و باشد همه جا صمصامت
برسان بر همه ابنا بشر پیغامت
تا فراگیر شود در همه جا اسلامت
بعد این لحظه همه شعر تو را میگویند
وقت شادی و شعف ذکر تو را میگویند
یا محمد همه مشتاق به اسلام تواند
شیعیانت همه دلبستهی ضرغام تواند
تو نبی هستی و هستی همه ایتام تواند
خلق محتاج تو و چشم به اکرام تواند
لحظهی آمدنت نور علیٰ نور شده
مکِّه از زمزمهی نام تو پر شور شده
گر چه در راه تو صد گونه خطر بنشسته
طعنهها پشت سرت بین گذر بنشسته
نور امید به چشمان سحر بنشسته
صحبت از نصرت تو بین خبر بنشسته
در کنارت یل صاحب علمت میآید
اسدالله قدم در قدمت میآید
ذوالفقارش هنرش هر قدمش شعر خداست
گریههایش،سخنش،چشم ترش ذکر خداست
نفسش،بازدمش،زمزمهاش،عِطرِ خداست
در چَکاچَک، هدفش،تیغ کجش مهر خداست
ای که بر رحمت واسع همه جا مشهوری
تا علی هست بدان در همه جا منصوری
محمد حسین علیرمضانی
محمد حسین علیرمضانی
سرو شکسته
غزل مدح پیامبر اکرم (ص)
در کتاب خاطرم انوار سرمد دیده ام
رنگ سبزی آشنا بر روی گنبد دیده ام
باورم هرگز نمیآید که در رویای خود
آیههایی از رخ روح مجرد دیده ام
آیهی اقرا چنان آوردهای بر لب که من
دیدگانم را پُر از درُّ و زبرجد دیدهام
حسن یوسف میشود در پیش رویت سر به زیر
من تو را در خیل یوسفها سرآمد دیده ام
آنقدر والاتباری که میان انبیا
جلوهی پاک تو را خورشید امجد دیدهام
بس که مشتاق تماشای جمالت بوده ام
در میان سینهام نقش محمد دیده ام
محمد حسین علیرمضانی
محمد حسین علیرمضانی
سرو شکسته
ترکیب بند مدح و میلاد صاحب الامر حضرت مهدی (عج)
ماه شعبان دل من بال و پرش را به هوای تو زند
در طپشهای پر از شور دلم ،نبض برای تو زند
دم به دم هر نفسم باز دمم دم ز عطای تو زند
باورم چشم ترم میل دلم حرف لقای تو زند
آخرش میرسد آنروز که من مست سبویت بشوم
پادشاهم من اگر دام نشین سرکویت بشوم
--------------------
روز و شب در پی تو هستم و از تو خبری نیست که نیست
بین گلزار جهان از گل رویت اثری نیست که نیست
در پیات گشتم و از این همه گشتن ثمری نیست که نیست
شام هجران مرا از مه رویت سحری نیست که نیست
تا به کی کوی به کو گردم و از بیکسیام آه کشم
ناله ها از غم هجرت همه شب تا به سحرگاه کشم
------------------------
مادر آموخت به من عاشق و پروانهی این خانه شوم
باده در دست بگیرم بروم ساکن میخانه شوم
بیخود از خود شوم از شوق رخت عاشق و دیوانه شوم
هو کشم داد زنم شهرهی عشقت شده افسانه شوم
از همان کودکیم تا به کنون سائل این در شدهام
با تمام بدیم شکر که مشمول دعای دل مادر شدهام
--------------------
نوکری بر همه ننگ است ولی نوکر تو سلطان است
جز به سوی تو اگر دل برود عافبتش خسران است
سر به سودای تو دادم که مرا مصلحت و سامان است
صاحب الامر تویی و دل من منتظر فرمان است
بی تولای تو دل راه به آنجا که بخواهد نبرد
گر چه دل بر سر آن ناله کند یا که گریبان بدرد
---------------------
بختم این است که در حسرت رخسار تو گریان گردم
تا به پهنای رخم غرق غم و بارش باران گردم
بیخود از خود شوم و محو تو ای جلوهی یزدان گردم
دوست دارم که منم یک نفر از لشگر یاران گردم
در رکاب تو من از جان و دلم میگذرم مهدی جان
یک نظر کن به من و بین که ز غم خونجگرم مهدی جان
--------------------
محمد حسین علیرمضانی
سرو شکسته
با چشم ترم پگاه مشعر هستم
دلخسته اسیر حال مضطر هستم
هرگز نشوم اسیر هر تصویری
در کنج دلم به یاد دلبر هستم
محمد حسین علیرمضانی