خدایا نمیگویم خالصانه، فقط و فقط به عشق تو زیستم اما تلاشم این بود تا اینگونه باشم و در تمام اعمالم رضایت تو را مدنظر داشته باشم.
#شهیدمدافعحرمابراهیمعشریه
•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir
✅ نشرش با شما
🔗 | @arefanemojahed
5.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🛑🎥 مصاحبه کاملا اتفاقی
#دعوت_به_انتخابات
#شهید_سید_سجاد_روشنایی
#فرزند_شهید
•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir
✅ نشرش با شما
🔗 | @arefanemojahed
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹مرگ تاجرانه | بهترین انتقال...
#وصیتنامه
#شهیدمدافعحرممهدیطهماسبی
•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir
✅ نشرش با شما
🔗 | @arefanemojahed
1️⃣1️⃣ #فصل_یازدهم (وَ أتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ) /۱۷
⭕️ روز موعود؛ ۲۴ فروردین ۱۳۹۵
... بعد از مدتی ناگهان همه جا سفید شد و دیدم که روی قطعه زمین کوچکی که با چمن پوشیده بود، دراز کشیدهام. حالات خاصی بود. یکدفعه زمین شروع کرد به پایین رفتن. سرعتش هر لحظه بیشتر میشد. دو طرفم دیواره شده بود و با سرعت زیادی پایین میرفتم.
خدایا اینجا کجاست؟! دارم کجا میروم. از این وضعیت مبهم، کمی وحشت کردم. ناگهان همه چیز متوقف شد و بعد از چند لحظه این بار شروع به بالارفتن کرد. این بار با سرعت چندبرابر بیشتر از قبل. هیچچیز دست خودم نبود. انگار دارند مرا میبرند جایی. اینقدر بالا رفته بودم که دو طرفم هیچ چیزی نبود. انگار دو طرف شده بود لبه پرتگاه. فضای اطراف و آسمان سفید بود؛ خیلی سفید. خدایا اینجا دیگر کجاست؟ با خودم گفتم شاید هنوز روی ارتفاع العیس هستم، اما یادم آمد که رضا من را آورده بود پایین. درثانی العیس اینقدر بلند نبود! محو تماشای این فضا بودم. همه چیز یادم رفته بود.
مدتی توی همین وضعیت بودم که دیدم همه چیز تاریک شد و دوباره صحنه بیمارستان را دیدم. برگشتم داخل اتاق بیمارستان. پرستارها هرکدام مشغول رسیدگی به یک مجروح بودند. سرشان حسابی شلوغ بود.
عملیات، تلفات زیادی داشت. هنوز صدایم را نمیشنیدند. دیدم با آمپول و سرم و تنفس و... سعی در زنده نگهداشتن من دارند.
ولی حال من خیلی خوش بود؛ سبک و بیدرد. خیلی سبک. حتی سنگینی نفسکشیدن را هم حس نمیکردم. قابل بیان نیست. سنگینی دنیا حس نمیشد.
این حالات زیاد طول نکشید. بعد از حدود نیم ساعت ناگهان همهجا سیاه شد. سیاهِ سیاه. چشمانم را که باز کردم، دیدم حالا روی تخت بیمارستان هستم؛ در حال تهوع بودم. پرستارها و پزشکها فریاد میزدند ... احیا شد!
بعد از چند لحظه وقتی درخواست آب کردم، دیگر صدایم را میشنیدند. چند قطره آب مقطر، داخل دهانم انداختند. تازه فهمیدم چه خبر شده. من احیا شده بودم. وای خدایا ... دوباره برگشتم! لیاقت نداشتم. نشد که بروم. قبولم نکردند... خسران بالاتر از این؟!
🔗 ادامه دارد...
#طرح_خوانش_ده_روز_آخر
•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir
✅ نشرش با شما
🔗 | @arefanemojahed
راهیام من، شکسته دل به زیر باران.mp3
6.46M
🔁 ⏮️ ⏯️ ⏭️
◉━━━━━━───────
🎧 راهیام من، شکسته دل به زیر باران
•┈┈••✾❀🍃🥀🍃❀✾••┈┈•
#عارفان_مجاهد #مدافع_حرم
#شهید_عشریه #شهید_طهماسبی
🌐 | www.aref-e-mojahed.ir
📧 | info@aref-e-mojahed.ir
✅ نشرش با شما
🔗 | @arefanemojahed