-تاحالا داستان فانوس و پیر مرد کور رو شنیدی؟
+نه نشنیدم
-پیر مرد کوری بوده که توی شب فانوس به دست میگرفته و تو کوچه ها قدممیزده
وقتی مردم ازش میپرسن تو که نمیبینی پس چرا فانوس با خودت داری؟
به نظرت چه جوابی میداده؟!
+نمیدونم..
-پیرمرد در جواب اونها میگفته
درسته که من نمیبینم اما میخوام راه رو برای مردمروشن کنم تا زمین نخورن..!
شغل ماهم همینطوره..
-
# از میان تاریکی
پول تنها چیزی نیست که آدم باید نگه داره
یه وقتایی باید مردم رو هم کنار خودت نگه داری.!
-
# دوران خوش