گاهی درحال گشتن در فضای مجازی و پاسخ دادن به پیام ها به خودم میام و از اینکه چقدر سرد دارم برخورد میکنم متعجب میشم
اینکه دیگران از حال هم اکنون من خبر ندارند و ممکنه این سرد برخورد کردن رو به خودشون بگیرند پاک از یاد میبرم
برای همین سعی میکنم با ایموجی ها و کلمه هایی که به سختی در آن لحظه از پستوی ذهنم پیدا میکنم به حرف ها و جملاتم روح و جان ببخشم
اما متاسفانه چندان موفق نیستم
ببخشید اگر ناخواسته با پیام هایم حس بدی رو به شما منتقل کردم
دست خودم نیست
درکم کنید:)
https://eitaa.com/FoFoBaf
دوستان این کانال قدیمیمه
چند وقته دوباره تصمیم گرفتم راهش بندازم
اگه خواستید اونجا هم میتونید دنبالم کنید:)
اما
تا کی قرار است فکر کنیم که ما خودمان از پس همه چیز برمیاییم؟
تا کی قرار است به خودمان تلقین کنیم بدون امام مان هم میشود زندگی عالی داشت؟
تا کی به هرچیزی امید داشته باشیم بجز ظهور منجی بشریت؟
اصلا مضطر بودن یعنی چه؟
به خودتان بیایید
انتقام اصلی تنها از عهده یک نفر برمیاید
همیشه از شروع مکالمه با دیگران ترس داشتم
از اینکه باز شکست بخورم در جنگ شنیدن و شنیده شدن
معلوم است که هرکسی دوست دارد کسی باشد که شنیده میشود
و نوشتن شد راهی برای شنیده شدن
نوشتن یعنی پیروزی در جنگ
یعنی ساکت کردن همه و وادار کردنشان به اینکه تو را بشنوند
و حالا من هر بار که میخواهم اینجا بنویسم با خودم میگویم
تنها برای شنیده شدن؟
ارزشش را دارد؟