eitaa logo
آرزو
20 دنبال‌کننده
475 عکس
58 ویدیو
0 فایل
توی دنیای بچگیم اسمم "آرزو" بود اینجا نوشته هام، احساساتم، نظراتم و چیز های دوست داشتنیم رو ثبت میکنم:) برای صحبت مون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4g5k43n&btn=آرزو
مشاهده در ایتا
دانلود
به این فکر میکنم که چرا دوستی ندارم دایی میگفت این به خاطر خاص بودن توعه که به این راحتی با هرکسی دوست نمیشی ولی اگه با اینا خودم رو دلگرم نکنم چی کار کنم البته دوست دارم. دوست های خوبی هم دارم اما با هر کدوم فقط توی زمینه ای دوستی دارم هیچ کس پک کامل دوستی با من رو درخواست نکرده و شاید من تا حالا به کسی عرضه اش نکردم اینکه نمیتونم همه وقت با کسی یا کسانی باشم نگرانم میکنه مثلا نمیتونم مدت زیادی فقط با اهالی خونه باشم یا فقط با مامانم اینا یا فقط با بابام اینا باید یک جا نباشم که یه وقت به اون دنده نزنم جوری که بعضی وقت ها به مامان میگم بیا مامانجون رو از دست من نجات بده اصلا انگار من آدم دوری و دوستی هستم اصلا انگار برای رابطه صمیمی برنامه ریزی نشدم
هر روز منتظر معجزه ام و اون معجزه هر روز اتفاق نمی افته
سلام این پیام، پیام دعوت نیست پیام عذرخواهیه! بابت اینکه در یک حرکت ناگهانی اعضا ی آرزو رو حذف کردم واقعا متاسفم و امیدوارم به خودتون نگیرید و سوء برداشت نداشته باشید:) در آروز توی پیام پین شده یخورده در مورد دلیلم توضیح دادم از اونجایی که خیلی ها بعد از حذف از آرزو بهم پیام دادن و گفتن چرا اینکار رو کردی وظیفه ام دونستم که به عنوان عذرخواهی لینک آرزو رو در اختیار همراهان دوست داشتنی قبلیم بزارم تا اگر باز مایل بودن، کلمات در هم یه دختر نابلد رو بخونن :)
هدایت شده از عطارد
نشسته پشت دو پلکم، هزار اقیانوس رها کنید مرا تا وسیع گریه کنم...
گل های رنگارنگ روی ضریح جا خوش کرده بودن گل های بنفش و سفید گویا سر جاشون محکم نبودن و به سمت پایین ریزش کرده بودن اگه دست دراز میکردم میتونستم چند گلبرگ بردارم ولی اجازه شو داشتم؟ از ضریح فاصله گرفتم و گل ها رو با حسرت نگاه کردم دست چند نفر چند تا گل دیدم و باز حسرت پارسال یه خادمی یه گل از گل های ضریح رو بهم داده بود و من گذاشته بود لای اون قرآنی که این چند وقت همه جا رو گشتم ولی پیداش نکردم بین اون قرآن یه پَر صورتی از پَر های خادم امیرالمؤمنین هم بود و اینکه دیگه ندارمش غصه دارم میکنه به حضرت معصومه گفتم بانو عیدی نمیدید؟ داشتم میرفتم بیرون که دیدم یه دختر هم سن خودم داره از چند تا گل عکس میگیره از کنارش رد شدم ولی سعی کردم جربزه مامانجون رو داشته باشم پس برگشتم و گفتم ببخشید این گل ها رو از کجا گرفتید دونه دونه توضیح داد که این از مراسم یه شهیده این رو یه خادم بهم داده این رو یه زائر و حالا شما هرکدوم رو میخوای بردار دلم نیومد یعنی راستش اگه گلا برای من بود به احدالناسی نمیدادمشون پس پاشدم و با خنده گفت نه عزیزم مرسی دستم رو سفت گرفت و گفت ناراحت میشم باید برداری یه گلبرگ از گل رز سرخش برداشتم میخواستم پیاده برم خونه و گلبرگ رو باید جایی میزاشتم که خراب نشه اما کتابی همراهم نداشتم موجودیم چیزی نمونده که صفر بشه ولی خب تصمیم گرفتم برای گلبرگم یه قرآن بخرم نمیدونم واکنش بقیه با دیدن قرآن صورتیم چیه ولی من الان خوشحال ترینم