eitaa logo
آرزو
20 دنبال‌کننده
475 عکس
58 ویدیو
0 فایل
توی دنیای بچگیم اسمم "آرزو" بود اینجا نوشته هام، احساساتم، نظراتم و چیز های دوست داشتنیم رو ثبت میکنم:) برای صحبت مون : https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_4g5k43n&btn=آرزو
مشاهده در ایتا
دانلود
خب سال جدید شروع شده. سالی که قراره بشه یکی از مهم ترین سالهای زندگیم. از امسال قرار زندگی من عوض بشه. حالا چطور؟ میگم براتون... برمیگردیم به سال های قبل: ♦️من فاطمه ای بودم که خیلی خیلی وابسته به مامانش بود . ♦️فاطمه ای که بدون اینکه از مامانش بپرسه آب هم نمیخورد. ( و البته مامانش هم اذیت میشد) ♦️ فاطمه ای که دوست داشت همیشه اونطوری باشه که بقیه دوست دارن . ♦️دوست داشت همه رو هم زمان از خودش راضی نگه داره و از اینکه این مسئله امکان‌پذیر نبود خیلی اذیت میشد. ولی با شروع امسال زندگی من رو توی راهی انداخت که دیگه نیاز نبود (و یا شاید نمی‌تونستم) اون فاطمه باشم.🙃 البته من اول اصلاً دوست نداشتم توی راهی که زندگی میخواد باشم و به خاطر همین خیلی اذیت شدم.😔 اما کم کم با زندگیم همراه شدم و این همراهی برام لذت بخش شد. 😉 و این همراهی به این معنی بود که من باید خونه پدربزرگم زندگی می کردم و دیگه نمی تونستم به مامانم وابسته باشم و این یعنی ساخت یه فاطمه جدید که مستقل است. و برنامه من برای سال جدید ساخت همین آدمه .😄 🔹فاطمه ای که با اینکه برای نظر دیگران احترام قائل هست اما نظرات خودشو داره . 🔹فاطمه ای که دوست داره دیگران ازش راضی باشن اما نه به هر قیمتی. 🔹فاطمه ای که از این که توی جمعی بدون مامانش هست احساس ناراحتی نداره. 🔹فاطمه ای که مامانش رو خیلی دوست داره و این دوست داشتن موجب وابستگی به مامانش نمیشه.
_دلم براش تنگ شده +بهش پیام بده _چی بگم بهش +بگو دلت براش تنگ شده _نمیخوام بفهمه +بگو میخوام احوالتو بپرسم _تازگی احوالشو پرسیدم +دوباره بپرس _میترسم زیاد پیام بدم خسته بشه +خب پیام نده _اما دلم براش تنگ شده +پس پیام بده _چی بگم بهش... پ.ن: نمونه بارز خودرگیری:)))
امام سجاد عليه السلام: خوشنودى به قضاى ناخوشايند الهى عالى ترين پايه هاى ايمان و يقين است
دوستان عزیز تر از جان لینک ناشناس توی بیو هستش زیاد از سنجاق کردنش خوشم نمیومد😶‍🌫✌️🏻
واقعا صفا و صمیمیت و سادگی و زیبایی اینجا رو جای دیگه نمیشه پیدا کرد:) پ.ن: البته معمولا زیبایی خانه ی مادربزرگ ها دست رنج نوه های باسلیقه اس
دیروز وقتی بر سر مزار یکی از عزیزانم رفته بودم کمی اون طرف تر داشتند فردی رو به خاک میسپردن در یک آن تمام بدنم لرزید یادم افتاد که سرانجام این بدن من هم همین هست شاید زود شاید دیر اما آخرش همینه توی همین فکر ها بودم که نگاهم به قبری که کنارش نشسته بودم افتاد دختری که توی نوزده سالگی فوت کرده بود با خودم گفتم اگه من جای اون بودم چی اما من کلی هدف دارم کلی برای خودم برنامه ریختم حداقل تا بیست و پنج سالگیم برنامه دارم فکر کردن به این که ممکنه مرگ من خیلی نزدیک تر از چیزی باشه که من فکر میکنم باعث شد متوجه بشم اونجور که باید زندگی نمیکنم متوجه شدم هدف گذاری هام درست نبوده هدف اصلی از این زندگی موفقیت در درس و شغل و معیشت نیست البته این هدف ها خوبه در صورتی که باعث نشه هدف اصلی رو فراموش کنیم هدف اصلی مربوط به بعد از مرگه این که الان چطور زندگی کنیم که اونجا سرافراز باشیم...
میشه هرچه زود تر دستم رو برسونید به این ضریح؟ 💔
نمیدونم بعضیا خیلی خوب نقش بازی میکنن یا واقعا آدم میتونه توی یک سال کلی تغییر کنه
آرزو
نمیدونم بعضیا خیلی خوب نقش بازی میکنن یا واقعا آدم میتونه توی یک سال کلی تغییر کنه
شاید تغییر نکرده شاید از این رو به اون رو شدنش به خاطر احساسات و هیجانات زود گذر و یا تشویق و ترغیب دیگرانه
آرزو
شاید تغییر نکرده شاید از این رو به اون رو شدنش به خاطر احساسات و هیجانات زود گذر و یا تشویق و ترغیب
حواسمون باشه در زمانی که در حالت عادی سپری نمیکنیم حرکات ناگهانی و بزرگ نزنیم و تصمیم های مهمی برای زندگی مون نگیریم...
اما شاید هنوز بعضی از آدم ها این حقیقت رو فراموش‌ نکردن... مثل حکایت امروزم:)