چقدر این برام جالب بود
این نقاشی برای ده سال پیشه و متعلق به کسی هست که اون سال شاید از الان من هم کوچیک تر بود
و الان ایشون دبیر هستن و شعر هم مینویسن
و این یعنی هدف گذاری
من او را داشتم و دلم برای او شور میزد
برای تنهایی او
برای گریه های او
او مامان میخواست
انگار زندانی بود...
چه غم بزرگی را تحمل کرد...
پ.ن: چقدر نوع نوشتن و احساسات من و مامانم به هم شبیهه:)