من او را داشتم و دلم برای او شور میزد
برای تنهایی او
برای گریه های او
او مامان میخواست
انگار زندانی بود...
چه غم بزرگی را تحمل کرد...
پ.ن: چقدر نوع نوشتن و احساسات من و مامانم به هم شبیهه:)
بیاید امشب به معنی حقیقی کلمه "انتظار" فکر کنیم و اینکه آیا واقعا لایق نسبت دادن کلمه "منتظر" به خودمون هستیم؟
سه شنبه های مهدوی
تلنگرانه
وقتی محدودیت داریم تصمیم های اشتباهمون رو تقصیر محدودیت هامون میندازیم
و وقتی محدودیتی نداریم از اینکه چرا کسی مصممانه ما رو از راه اشتباه منع نکرد نالانیم
آرزو
وقتی محدودیت داریم تصمیم های اشتباهمون رو تقصیر محدودیت هامون میندازیم و وقتی محدودیتی نداریم از این
یک نمونه انسان آزاد از هفت دولت را مشاهده میفرمایید که آرزو میکند ای کاش نیاز نبود تمام تصمیماتش را به تنهایی بگیرد