نه عزیزم، نه. نمیخوام راجع بهش صحبت کنم چون بازم بغض گلومو میگیره و نمیتونم جلوی اشکامو بگیرم.
نمیدونم شاید من آدم مزخرفی ام.
نمیدونم شاید من ناکافی ام.
نمیدونم شاید من بدرد نخورم.
نمیدونم شاید من احمق ام.
نمیدونم شاید من حوصله سر بر هستم.
نمیدونم شاید مقصر همه ی این ها منم.
نمیدونم شاید اگر من وجود نداشتم همه چیز بهتر بود.
نمیدونم، واقعا نمیدونم. فقط میدونم خسته ام، خیلی خسته...