هدایت شده از انجمنارواحِغمگین
کتابخونا در حالی که ۲۷امین پیشنهادشون تو دنیای واقعی رو رد کردن چون عاشق شخصیت خیالی کتابها شدن و بهش وفادارن.
دیگه موقع جواب دادن به پیامات چندین بار اون جوابی که نوشتم رو پاک نمیکنم و از اول نمی نویسم.
عزیز تر از جانم!
باور کن چنان خسته ام، که اگر نیامدی هم توان تلاش برای داشتنت را ندارم.
تنها می توانم در این کنج غریب با تبسم و شادی، عشقت را به ضیافتِ اشک هایم دعوت کنم، ضیافتی که سرشار است از دردِ وداع با احساساتی مبهم...
فکر میکردم تو فرق داری
فکر میکردم تو فرق داری با همه ی اونایی که اومدن و با رفتنشون منو غرق کردن توی اقیانوس دلتنگی و غم.
فکر میکردم تو اینجایی تا با هم پارو بزنیم و برسیم به رویاهامون، به خاطره هامون...
ولی خب من فقط فکر میکردم
من فقط فکر میکردم و حقیقت مثل یه سیلی بزرگ بود
آره، من فقط فکر میکردم، فکر...
- جنگ بشه از کشور میری؟
+ نادرشاه:
وقتی جنگل آتش میگیره، درختان فرار نمیکنند؛
حیوانات فرار میکنند، ما اینجا ریشه در خاکیم..
هدایت شده از . جایِبوسه .
ما میدونستیم "مواظبِ خودت باش"
تو این شرایط غیر ممکنه ولی با بغض گفتیم.