میفهمم توی این شرایط، «مواظب خودت باش» هیچ جوره ممکن نیست .
ولی پشت تک تک این کلمات، اشک پنهان شده!
اشک هایی که برای ترسِ از دست دادن ریخته شدن؛
هر وقت که گفتم مواظب خودت باش، آرزو کردم ای کاش میشد همه اونایی که برام عزیزن توی بغلم جا بگیرن تا همه چیز آروم بشه...
اگر بخوام از ای کاش استفاده کنم، هزار تا آرزوی رنگ و رو رفته و خاک خورده وجود داره که با ای کاش شروع میشن..
ما ایرانیان برای یک بار زندگی کردن، بار ها و بار ها مرده ایم...
اما هنوز هم ایستاده ایم به خونِ راستان، چون سروی بلند قامت و استوار...
هدایت شده از هزارمن
یه کم که خاکِ زندگی بشینه روت و گذر زمان به جبرِ اختیارت غلبه کنه، شدتِ آروم بودنت از غلظت صدات کم میکنه و فقط میشینی یه گوشه و انتظار اتفاقات بعدی رو میکشی.
در حال حاضر انقدر روحیه ی ضعیفی دارم که میتونم به خاطر اینکه بعد از سه بار توضیح دادن دوستم تازه فهمیده چرا ناراحتم، بشینم گریه کنم . 🙏🏻