eitaa logo
آریوس _
70 دنبال‌کننده
526 عکس
111 ویدیو
1 فایل
ما در سایه خورشید می‌مانیم.
مشاهده در ایتا
دانلود
دو روز راحت خوابیدیم . دوباره شروع شد .
‌می‌گفتند سنوار به مصر فرار کرده، هنیه و فرزندانش در حال خوش‌گذرانی هستند، خامنه‌ای در طبقه ۴۴ زیرزمین است، مقامات ایران در مخفیگاه هستند. اما همیشه دروغ گفتند، همیشه عکس آن صادق بود. ترسوها فهمی از رهبرانی که برای سرزمین‌شان می‌جنگند ندارند. «امیر خراسانی»
تقدیمی اینبار رنگ و بوی تاریخ داره ! با مشارکت شما البته اول! این پیام رو بفرستید توی چنل خوشگلتون ازتون میخوام یک واقعه تاریخی یا اساطیری که میدونید رو توی کانالتون زیبا و رسا بنویسید . و لینک کانالتون رو برای من بفرستید @QSItara در برابر، من هم یک واقعه تاریخی رو به شما هدیه میدم.☕️ لطفا شرکت کنید🎐
https://eitaa.com/yornika_banu/8645 آن هنگام که پوراندخت در شهر تیسفون (مداین) تاج کیانی بر سر نهاد ، مردان ساسانی به برادرکشی پرداخته بودنند . در این میانه، ایران پوراندخت را بر شاهنشاهی برگزید. در آن زمان ، صلیب مقدس مسیح که (شهربراز) از از رومیان غنیمت گرفته بود و به (گنگ‌دژ)_ بیت‌المقدس _ آوورده بود ، بهانه‌ای بود برای سرکشی و حمله های رومیان . پوراندخت غنایم را به روم بازگرداند و موجب صلحی نسبتا پایدار میان روم و ایران شد که در این بین ایرانیان توانستند نفسی تازه کرده و به بازسازي خرابی های ناشی از جنگ بپردازند . تقدیمی ۱
https://eitaa.com/coffee_moment/3554 گفته می‌شود خواب پریشان(آستیاگ) پدر ماندانا، مادر کوروش بزرگ، گواه بر این داد که بزودی از بطن دخترش مردی زاده می‌شود که موجب سقوط امپراتوری ماد و سربرآوردن امپراتوری جدیدی می‌شود که خاور و باختر و میانه‌ی دو دریا را فتح خواهد کرد . پس آستیاگ دستور داد که بعد از زایمان دخترش نوزاد را بکشند . ماندانا ابتکار عمل را به دست گرفت و نوزاد خود را که همان کوروش بزرگ بود به چوپانی سپرد . آستیاگ از فرط خشم پدرش کوروش، کمبوجیه اول را کشت . چوپان کوروش را با شیر گاو (پرمایه) که در متون ایران باستان و زرتشتی گاوی مقدس است بزرگ کرد . و همان شد که آستیاگ در خواب دیده بود ؛ کوروش امپراتوری بزرگ هخامنشی را بنیان گذاشت و تمدن جدیدی میان دو دریا به وجود آورد. (این داستان خیلی طولانی، پر رمز و راز و پیچیده‌ست . و این قسمت خییلی کوچکی از سرگذشت کوروش بزرگه، اگر علاقه به این تاریخ دارید ، میتونید کتاب "سرزمین جاویدان" ترجمه ذبيح‌الله منصوری رو بخونید ) که در ۴ جلد بزرگ نوشته شده) تقدیمی۲
روایتی مختصر از به پایان آمدن دفتر حکومت ساسانی: در آن هنگام که بیابانگردان بی نسب از جنوب غرب ،حمله می بردند به ایران ما؛ شاپور دوم چنین چاره کرد حکومتی را نشاند به دست خویش به ریاست اعراب لخمی. اما خسرو پرویز بی تدبیر برانداخت لخمیان عرب را به دست خویش چنین شد که بی دفاع ماند مرزمان . بعد ها که تخت شاهی افتاد به دست یزدگرد سوم، آن شاه فراری که بود مایه ی ننگ هر ایرانی سبب نارضایتی و افتراق ایرانیان ، حکومت ساسانیانِ ایرانی مبدل شد به حکومت سلاطین عرب ، که میخواندد خود را مسلمان زِ نادانی .
آریوس _
روایتی مختصر از به پایان آمدن دفتر حکومت ساسانی: در آن هنگام که بیابانگردان بی نسب از جنوب غرب ،حم
(پ.ن_ انقدر قشنگ نوشت که بجای لینک خود پیام رو گذاشتم .) بعد از فتح ایران‌زمین به دست اعرابِ جاهل‌مانده و خود مسلمان پندار ، این علی‌ابن ابی‌طالب بود که ایرانیان را به آغوش خود کشید . "این روایت روایتی‌ست از علی، ایرانیان و نوروز باستانی ." هنگامی که ایرانیان خود را برای نوروز آماده می‌کردند ، علی نزد آنان آمد. سفره ها را دید . شادی و طرب و نِی و سماء ایرانیان را در این جشن و پایکوبی به چشم دید. سپس از اجداد ما پرسید؛ امروز چه روزی ست؟ ایرانیان فلسفه نوروز و سال نو ایرانی را برای مولایمان علی گفتند ؛ "امروز نوروز است" سپس مولای ما با روی گشاده و لبی خندان دست بر دعا برداشتند و به ایرانیان گفتند؛ " ای کاش هر روز نوروز باشد" تقدیمی۳
خسته‌ام ، از صدای موتور .
IRAN_1405
صدا‌های عجیب از آسمان می‌آید.
بۆ کوێ ڕۆشِت، هِناسەی ئِە‌ی وِلات؟... به کجا رفتی، ای نفس این سرزمین؟ تارا