۱۷ سالمه
تیر ماه میشه ۱۸ سالم
و توی این ۱۸ سال هیچ شبی رو یادم نمیاد که با آرامش خوابیده باشم.
انگار تمام خاطراتم با یه ناراحتی همراهه
نمیدونم چرا هرچی بزرگتر میشم بدتر میشه
دلم میخواد یه بار جوری بخوابم که انگار دنیا مال منه.
انگار فرداها قراره روز های قشنگی باشن.
امروز باعث شد تا ابد از شیراز متنفر بشم .
واقعا بعضی چیزا داخل این شهر خیلی ترسناکه
واقعا دچار ترس شدم
آریوس _
خاک دور عمامهی حسن نصرالله شرف داره به راننده تاکسی ای که سوار ماشینش شدم❤️
این مرد از خیلی از ایرانی ها ایرانی تر بود ❤️
هدایت شده از - j 82557 اُتاقِ شُمارهی -
عاقبت خوشی در انتظار اینجور آدما نیست.
صفیه میفهمم واقعا اعصابت ریخته بهم
ولی اندیشه های پوچ همیشه وجود داشتن و خواهند داشت...
اونا بی ارزشن ، بی ارزشن چون بی رگن، غیرت شون برای وطن شون جریحه دار نمیشه ، و بدتر از همه اینکه اندیشه و طرز فکر و طرز صحبت کردن شون مال خودشون نیست، همه شون یه کپی از مجریای اینترنشنال و امثالهم هستن.