آریوس _
خب از اونجایی که در مدارس ایران درس میخوانیم و شغل اکثر پدرانمان و مادرانمان و خودمان وابسته به دو
یادمه یه زمانی عقایدم مثل اینا بود
خیلی خوشحالم که از این لجنزار ییرون اومدم واقعا .
خیلی پررویی و جهالت میخواد
که دعوت به کشتن پلیس و حمله به اماکن حساس بکنی ، از اون طرف چند تا احمق به حرفت گوش بدن.
تفنگ و سلاح بین اغتشاشگرها (مثلا معترض) پخش کنی و بفرستیشون وسط مردم
آخرشم که باعث مردن کلی آدم شدی ادعای مظلومیتت گوش همه رو کر کنه.
دعوا،دعوای انتخاب دشمن است .
کسی که از جمهوری اسلامی تنفر دارد از اسرائیل و آمریکا حمایت میکند. ترامپ را عمو میخواند و پستفطرتی مانند نتانیاهویِ کودک کش و وقیح را منجی .
بحث سر انتخاب دشمن است.
وقتی صرفا برای مقابله و دشمنی با جمهوری اسلامی، تروريست هایی مانند ریگی و قاتلانی مانند نوید افکاری و محمدمهدی کرمی و...که آنگونه داعشوار پیکر یک انسان را روی زمین میکشیدند و قفسه سینهاش را خرد میکردند و از خود و اعمالشان با افتخار فیلم میگرفتند و به اسم مبارزه برای آزادی هیاهو به پا میکردند ،اسطوره های خیالی میسازند ، نشان میدهد این مبارزه مبارزه ای پوچ و بی معناست .
و تنها باعث سوء استفادهی تروریست های خفته در ایران و هیاهوی دشمن و کشته شدن جان ها و عزادار شدن خانه های ایران میشود.
و تسلیت به تمام مادران ایرانم با هر عقیده ای، که فرزندانشان در راه خواسته های پهلوی،رجوی و اسرائیل به جان هم افتادند و رود خون در این کشور جاری شد .
هر جا اعتراضی بود و صدای حمایت رجوی ها و پهلوی ها و اسرائیلی ها در آن به گوش رسید ، آنجا دیگر خبری از اعتراض نیست.
آنجا قتلگاه است.
ای کاش (فقط) قرآن آتیش میزدن
کاش فقط مسجد آتیش میزدن.
ای کاش پلیس راهور رو کف خیابون سر نمیبرید و سرشو بذارن روی میله .
ای کاش آدم زنده زنده آتیش نمیزدند
ای کاش دستای پسر بسیجی ۱۷ ساله رو زنده قطع نمیکردن و تو اون حالت آتیشش بزنن..
کاش به مردم عادی و رهگذر با کلاشینکف شلیک نمیکردن!
من ذره ای برای مرگ این جماعت وحشی و جانی که به اسم (معترض) جنایت کردن دل نمیسوزونم.
هموطن من این جانی ها نیستن!
هموطن من ملینای سه سالهست که قربانی عنقلاب پوچ و تو خالی این جماعت شد .
هدایت شده از تاسیان؛
میگه برای راهپیمایی کفش مناسب بپوشید روی خون بچهای ما لیز نخورید، من میرم. با کفشی که یادآور قدمهای استواره، نه لغزش. واقعاً جالبه، اینکه یه عده هنوز فکر میکنن مسیر ما از روی خون میگذره... واقعا؟ ما که اومدیم که این خاک، با همهی زخمهاش، دوباره روی پای خودش بایسته اومدیم که دیگه خونی ریخته نشه. حالا اگر کسی فکر میکنه کفش مناسب برای قدم زدن روی خون لازمه، شاید بهتره اول بپرسه ما اصلاً داریم کجا قدم میزنیم؟ روی تاریخ؟ روی آینده؟ یا روی تصورات تلخ یه عده؟ من هم گرونی رو حس میکنم، از خیلی چیزا دلخورم، ولی فکر نمیکنم قهر کردن و کنار کشیدن جواب درد این سرزمین باشه. ما اومدیم که بگیم ایران، سرزمینیِ که باید ساخت، نه بر سرش ویران کرد.. و وقتی کشورت درد داره، وظیفهی هر کسیه که کنارش باشه، نه با بیعملی، تماشا یا گفتن این حرفهای طنز، ازش فاصله بگیره. اتفاقا فردا، یعنی من صدای دردم، ولی وطندوستیم از دردم بزرگتره، یعنی نشون بدیم که هنوز میشه با احترام، با عشق و با نگاه به آینده حتی در سختترین شرایط در کنار هم ایستاد. میشه بچها، میشه..