هم سن و سالامو که میبینم ؛ حس میکنم خیلی عجیب و منزوی ام ، نه اکیپی دارم ، نه هر روز کافه گردی میکنم ، نه کویر و طبیعت میرم ، تنها شباهتم به هم سنام فقط سنمه
اگر روزی تمامِ واژهها از یادم بروند ،
نامِ تو آخرین شعریست که در خاطرم خواهد ماند.
نمیخواستم سه تاش رو باهم بفرستم ولی خوب غمگین بودن:)
طبیعیه این وقت شب یادم میاد کارای عقب افتادم رو انجام بدم؟!😂🥱🫠
مثلا یادم میاد کتابمو نخوندم ، دورمو ندیدم و کلی کار دیگه 😂