eitaa logo
ذهن خالی
89 دنبال‌کننده
17 عکس
0 ویدیو
0 فایل
بسم اللـہ الرحمن الرحیم به کانال ذهن خالی خیلی خوش اومدین🌱 رمانی پراز متفاوت شاید خوشت اومد بمون پیشمون پشیمون نمیشی☘ کانال اصلی: @arondfall ناشناس: https://abzarek.ir/service-p/msg/3512313 کپی: خیر❌ من 👇: @Roghayeh13850
مشاهده در ایتا
دانلود
ذهن خالی
بسم الله الرحمن الرحیم سهم من از تو پارت:۷ دختر بابا باران خانم چشام رو که باز کردم عین برق گرفته
پ.ن :من معذرت میخوام:)) پ.ن:قول بده قوی بمونی:)) ________________ معذرت خواهی گر بکنی دل شکسته ام رو میخوای چی کار کنی ذهن خودم _______________ شنوای نظرات شما: https://abzarek.ir/service-p/msg/3512313
هدایت شده از حوالی پاییز
یه سه تا الهی به رقیه (س) و سه تا صلوات میفرستین یه استرس بدی افتادِ به جونم😅
ذهن خالی
خالیه که ؟
الان با این تفاصیل شب هم پارت میخواین؟
بله :)))
ادم ها وقتی اعصاب ندارن سریکی خالی میکنن ومتاسفانه محمد سر باران خالی کرد منم:) بله میذارم دنبال چند تا عکس هستم واسه شخصیت های زن چشم :))
شماها نظر بدین منم پارت میدم
ذهن خالی
#شما
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ذهن خالی
بسم الله الرحمن الرحیم سهم من از تو پارت:۷ دختر بابا باران خانم چشام رو که باز کردم عین برق گرفته
بسم الله الرحمن الرحیم سهم من ازتو پارت:۸ باران : باصدای الارم گوشیم بیدار شدم کش و قوسی به بدنم دادم و بلند شدم بعد مرتب کردن تختم وارد آشپزخونه که شدم نگاهی به میز کردم.. خالی بود همیشه وقتی بیدار میشدم مامان میز صبحانه رو چیده بود من هنوزم باورم نمیشد که دیگه نیستن.. حالا باید بدون اونا صبحانه میخوردم؟ هیچ وقت فکر نمیکردم یه روزی بیاد که بدون مامان و بابام صبحانه بخورم بغضی نشست به گلوم قورت دادنش سخت بود.. ولی سخت تر از دیدن صحنه ی دیروز نبود من با چشمای خودم دیدم که مامان و بابام رفتن زیر خروار ها خاک خاکی که جنسش سرد بود هرکی رو ازت میگرفت، دیگه پس نمیداد باصدای محمد به خودم اومدم قطره اشکی که روی صورتم جاری شد پاکش کردم و برگشتم سمت محمد محمد:سلام صبحت بخیر همونطور سینی روی میز میذاشت گفت میدونستم که همیشه ساعت ۷ بلند میشی گفتم شاید عادت نداری بیای بالا برای همین اوردم پایین برات یه نفس عمیق کشیدم و بدون اینکه به صورتش نگاه کنم گفتم دستت درد نکنه صحبتی دیگه هم هست؟ نفس عمیقی که میکشه معلومه از حرص بود وصدایی که توش عصبانیت موج میزد ادامه داد: تاکی میخوای عین بچه ها قهر باهاشی باهام تو چشاش زل زدم و باتمام خونسردی گفتم چیه انتظار نداری که سریع ببخشم ؟ گیرم که بخشیدم دل شکستم رو چجوری میخوای تامین کنی ؟ هان؟ فکر‌میکنی میتونی با یه شاخ گل یا بایه عروسک از دلم در بیاری ؟ داداش من سرم داد زدی بهم گفتی مگه کوری هم سرم داد زدی هم بهم توهین کردی انتظار نداری که سریع ببخشم ؟ اوم؟ اگه حرف هات تموم شد برو میخوام تنها باشم ________________
ذهن خالی
بسم الله الرحمن الرحیم سهم من ازتو پارت:۸ باران : باصدای الارم گوشیم بیدار شدم کش و قوسی به بدنم د
پ.ن:تاکی میخوای عین بچه ها قهر باهاشی:)) پ.ن:حرف های بارن:)) پ.ن:داداش من سرم داد زد:)) ______________ شنوای نظرات : https://abzarek.ir/service-p/msg/3512313