میگن وقتی حضرت رباب رفتن پشت خیمه
جسم بیجان علی اصغر و که دیدن گفتن :
کاش دشت روبهرویت لاعقل یک مرد داشت،
یک سوال مادرانه، تیر خیلی درد داشت :)؟
-ارغوآن
عــاقبت بیـن عـبـــایی جگـــرم را بُـردم بـا چـه وضعيتـی آخـر پســـرم را بُ
جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بردرِ خیـمه رسانید…
شب هشتم
محرم۱۴۴۷
وسط کوچهی دشمن تک و تنهــــا شده ای
زیر شمشیر غم عشق چه غوغــــا شده ای
گفته بودم که به میــــــدان نبری اسمت را
یک علی رفتی و حالا صد و ده تا شده ای