هدایت شده از حَنـــیـــــن
-حالِ منِ جامونده؟
یه گوشه با بغض تنها میشینم؛ عکسای اربعین و با گریه میبینم:)
-ارغوآن
من اگه نوکرت شدم بوده دعآیِ رقیه...
میدونی اقای اباعبدالله من منتظر بودم این اربعین دیگه دعوتم کنی و بیام حرمت و وسط بین الحرمین رو به گنبدت اینو بخونم اینجوری سلام بدم
سلام بابایِ رقیه،دنیــایِ رقیه:)
ولی نشد...
نشدکهبشه...