- در نامهی ارسال نشدهاش به او نوشت :
به تو از رنجی که میکشم چه بگویم؟!
بگویم دوری از تو آنقدر برایم سخت است که شکسته شدهام؟!
بگویم بعد گذر اینهمه زمان هنوز دوستت دارم و قلبم متعلق به تو است؟!
بگویم دلم عمیقا برایت تنگ شده و به سختی خودم را قانع میکنم تا نزدیکت نشوم؟!
تووی زندگیت چیزی داری که بگی همه چیزته؟
این چیز میتونه یه خودکار بیک با جوهر نصفه و قدیمی باشه یا یه آدم که حتی ازت کیلومترها و ساعتها و کتابها و فکرها فاصله داره🥲🤍