هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
به هیچ وجه نمیتونم حتی حدس بزنم ممکنه کدوم بخش از خاطراتِ گذشتهام باشی. دور نمون. بیا نزدیک. بهجایِ دادن سرنخهایی که قرار نیست هیچوقت دنبالشون برم واضح و شفاف بیا و دستِ دوستی بده و حرفهات رو از جانبِ خودت بزن. نه یک غریبه.
بعد از اون هم عزیزم، مگه میشه زمان بگذره و آدمیزاد تغیر نکنه؟ نمیشه.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
اون شبیه به بارون بود برای خانواده هایی که تو خونه هایی زندگی میکنن که سطحش با سطح زمین زیر پاشون یکیه
صدای برخورد بارون با سقف خونه از دم گوششون رد شد..تق تق تق..
بعد با دمی عمیق ریه هاشون از عطر خالصش پر شد! دم باز دم ، دم باز دم اما نفهمیدن چیشد که سرشونو اوردن پایینو دیدن فرش زیر پاشون خیسه! خیس همون آب بارونی که داشت روحشون رو تازه میکرد!.اون برای من همینقدر رحمت الاهی اما از نظر اونها سیلی مصیبت ساز بود!.
-
مجنونِ متنهای پر ابهامه این مدلیام.
مجنونِ مجنون.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
میخوام در جوابت بنویسم:
اون شبیه به ..
بقیهاش رو نمیدونم. اون شبیه چیزی نبود دختر. فقط خودش بود. خودش. بدونِ توضیحِ اضافات. چطور اصلاً میتونم راجعبهش بنویسم؟
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
تنهایی و بغض داره خفهمون میکنه باباجان :)
-
تا کتری جوش میاد بگو ببینم، چرا تنهایی تا من اینجام، و چرا بغض داری تا وقتی میتونی برای من بازگو کنی؟
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
https://eitaa.com/naji_115/1685 منکه خیلی حالم بده . دیگه ایندفعه خودمم دوست داشتم با دوستام برم بیرون ولی هیچ پولی ندارم. آه
-
منم پول ندارم. اصلاً کی پول داره؟ هرکی پول داره دستش رو ببره بالا که بیایم جیبشو بزنیم.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
نه واقعا چطور میشه تغییر نکرد؟وقتی حتی همون سال برای رفتن به سال بعد هممون تغییر کردیم! شاید من بخشی از خاطرات تو نباشم چون احتمالا خیلی محو و مبهم ام..اما من تورو یادم میاد میدونی چرا؟ چون من مرغ عاشق ام!همون لقبی که برای من گذاشته بودی.اون سالها من هنوز کلاس بوکس نمیرفتم و تو داشتی ارزوی من رو زندگی میکردی..اما بقول تو میبینی یحیی؟اون سالها گذشت و ادمیزاد چه میدونه براش چی در نظر گرفته شده؟ارزوم تبدیل به خاطره شد و الان از دور زیادی ساده بنظر میاد؟ کسی چه میدونه غزالی غزل خوان؟شاید ارزو ها و حسرت های الانمون چند سال بعد خاطره هامون باشن.
-
پازلا رو چسبوندم کنارهم و پیدات کردم. داری زیادی سخت میگیری دختر.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
من واقعاً توی خاطرم نبود که برای کسی لقبِ مرغ عاشق رو گذاشته باشم و یا حتی به این فکر نمیکردم که ممکنه باشگاه و تمرینهایِ بوکس من برایِ کسی آرزو باشه.
در هر صورت، زندگی همینه. آدم باید لبِ جدول راه بره و تمرکزش رو بده به حالش. نه گذشته و نه خیلی "آینده".
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
تا میام سر بلند کنم یذره جون بگیرم
کوبیده میشم تو منجلاب غم
-
دخترام چقدر امشب غمزده و بیجونن.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
خوب نیستم وقتایی که میخونم [ احتمالا وقتی دردا حمله میکنن بهت من خیلی دور از توام زیرِ دردای خودم] یعنی خوب نیستم . امروز نزدیک ۵۰ بار خوندم.
-
کج میشم وقتی میبینم خوب نیستی. بیا بهجاش باهم یه موزیک شاد بخونیم. چمیدونم، از همونا که هیچوقت گوش ندادم و بلد نیستم. هوم؟
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
واقعا این اهنگ معرکس!بنظرم هرکسی قدرت درکش رو نداره! فکرشو بکن: منم که طعمه قلابم ، مرا شکار کن ای ماهی! منم شکار ، شکارم کن. سپس چه کار ، چه کارمکن چه کار؟ هرچه تو میخواهیست ، بخواه آنچه که میخواهی. واقعا چجوری باید توصیف کنه تسلیم بودن یه قلب خسته رو؟ چجوری باید به معشوقش بگه حتی راضیه به بودنش حتی اگه شکارچیش باشه؟ فکرش رو بکن این اهنگ رو براش فرستادم و هیچ واکنشی نداشت!. چطور ممکنه بخوای به قلبم زخم بزنی اونقدر که نزدیکم بشی و رهام کنی ، اما نخوای اونقدر بهم زخم بزنی که خودم رو از دست بدیم ، هردومون!
-
خودت گفتی دیگه، هرکسی قدرتِ درکش رو نداره. نداشته. نباید میفرستادی. حالا که فهمیدی نداره و نمیتونه حست رو درک کنه، دست بردار دختر. قبوله؟
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
میشه یک شعر بخونی ؟
-
برایِ تیتراژ پایانی؟