هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
بچها، ایلیا چندساله منو که میبینه بهم قول میده بنز بخره و بیاد دنبالم ببرتم شهربازی. من هنوز به قولهای این بچه امید دارم. خیلی جدی.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
فقط دارم یاد میگیرم حرفام گفتنی نیستن ، خوردنی آن ، باید بخپرمشون و اگه هم خیلی بزرگ بود با آب قورتشون بدم .
-
حرفهایِ تلخت رو بزن بهم، شیرینش میکنم برات. بعد هرکاری دوستداشتی باهاشون بکن.