هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
بچها، ایلیا چندساله منو که میبینه بهم قول میده بنز بخره و بیاد دنبالم ببرتم شهربازی. من هنوز به قولهای این بچه امید دارم. خیلی جدی.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
فقط دارم یاد میگیرم حرفام گفتنی نیستن ، خوردنی آن ، باید بخپرمشون و اگه هم خیلی بزرگ بود با آب قورتشون بدم .
-
حرفهایِ تلخت رو بزن بهم، شیرینش میکنم برات. بعد هرکاری دوستداشتی باهاشون بکن.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
دروغ گفتم، من شیرینیها روهم تلخ میکنم. بلد نیستم از اینکارها. بهجاش بیا نصف نصف کنیم، تک خوری نباشه.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
آن شرلی دوست داری؟
شعر و طبیعت جنگلی و دریاچه آفتاب گیر و طلایی از انوار آفتاب و لباس های دامن بلند و پفی؟ کفشدوزک های روی بوته های تمشک وحشی و بوی خاک خیس ؟
-
بله، آنه دوستدارم. اما همیشه موقع دیدنش حوصلهام سر میرفت. حقیقتاً پلنگ صورتی رو به همه چیز ترجیح میدادم.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
ایلیا کیه ؟
-
همونی که قراره برام بنز بخره.«شیش سالشه»
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
از این عکس هایی که الان گذاشتید میتونیم کپی کنیم برای کانال و شخصی؟
-
نه، به هیچوجه. امن باشید بچها. اَه.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
فاطمه خستم ، وحشتناک خستم. فقط دلم میخواد یک فاصله گنده بگیرم و برم گم و گور بشم
-
اگه دست خودم بود شاید همین الان برمیگشتم خونه، ثریا خانوم، کتابام، قرآن گمشدهام، جامدادی، قارچهام و مابقی وسائل رو میریختم توی یک چمدون و پیش بهسویِ جنگلهای درون قصهها فرار میکردم. قبلش هم میرفتم حرم و چای میخوردم.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
https://eitaa.com/naji_115/1788
صرفاً سوال بود .
اگر راضی نباشید که به هیچ وجه استفاده نمیکنم
-
ممنونم، استفاده کردن از عکسهای دیگران واقعاً کار جالبی نیست بچها. نمیدونم چطور بگم اما انگار کش رفتن هویت بقیهاست. خودتون باشید حتی توی عکسهایی که انتشار میدید.