هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
خیلی دلتنگت بودم، فلورِ من.
چی شده که امروز غم راهش رو سمت غزالِغزلخوان ما کج کرده و صداش رو ازش دزدیده؟
گرچه چایِمن خاککف کفش خدام چایخونه امام نیست، اما به هر حال بضاعتمون در همین حده دیگه.
چای بریزم برات؟
-
این تعبیرِ راه کج و خونهی من دقیق نبود اخترک. این دفعه اما داستانِ صدا نداشتنم تقصیر غم نیست. بگذر ازش، مجرم نیست. مجرمِ این پرونده «سرماخوردگیه». از این بابتِ که صدا ندارم.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
چای بریز، امروز همش آبجوش+ عسل+ آبلیمو خوردم.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
هر چی میرم جلو بیشتر تهی میشم
-
تویِ کدوم مسیر قدم میزنی که درونت رو اینطوری بهم ریخته؟
ما اشتراکِ مجموعهی A و متممش نیستیم دوستم. ما تهی نیستیم.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
چرا شعر نمیخونی ؟ نمیگی ما منتظریم ؟
-
صدا ندارم. باور کن خدا برام صدا خفهکن نصب کرده. چرا انقدر طلبکاری دختر. پس ای مهر و محبت ما کو؟
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
دنبال راه نجاتم
-
دعای کمیل/ دعای علقمه گوش بده.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
آه فاطمه خیلی خستم خسته مسیری که تموم نمیشه نمیدونم حسی بهم داره یا نه نمیدونم عقب بکشم یا ادامه بدم خیلی گیج و تنهام😥 کاش برام دعا کنین یه نشونه ببینم حداقل که ادامه بدم یا همه چی رو تموم کنم
-
درکت میکنم. همهی ما آدمکا توی هر مسیر و طریق و طرقی که باشیم، برای یکبارهم که شده این احساسات رو تجربه میکنیم. به هدف، انگیزه، ارزشهات، رسالتهات، امیدواریهات، رنجهات و پریهایِ کوچیک توی قلبت گوش بده. نظر اونها چیه؟
به آینده فکر کن، به نتایج و بازخوردهای این مسیرت در زندگیت. به اتفاقاتی که با عقب کشیدن، و یا عقب نکشیدن ممکنه رقم بخوره.
برات دعا میکنم و کیلو کیلوهم اگه نشد، گرم گرم نور میفرستم. توسل کن، اعتماد کن به خدا و یادت نره که حتماً، به صدایِ پری کوچولوها گوش بدی.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
اومدم با کلی قرض و وام و کوفت و زهر مار یه ماشین بخرم ۵۰۰ تومن که تو همین دو هفته اخیر شده ۸۵۰ تومن
اصلا خسته شدم ازین زندگی دیگه نمیتونم
-
راجعبه این موضوع فقط میتونم پیشنهاد بدم بیای بریم بالایِ کوه و جیغ بزنیم. جیغایِ وحشتناک. وحشتناکتر از این اوضاع. بعدش برای هم یادآوری کنیم که خدا روزیرسونه و هنوز هم اندازهی قدیما رزاقه و هوامونو داره.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
ببخشید ولی واقعاً عجیبه. عشقِ ابدیارو ریختن تو رستم تهمتنیا.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
خودت رو خرج آدمهایی بکنکهخودشون رو خرجت میکنن
-
منظورم رو کج فهمیدی اخترک.
نمیخوام رندوم یک جملهی صرفاً سیگماطورانه رو برام با تمبرِ نصیحت و تلنگر پست کنی. راجعبه خودم بگو. چیزهایی که ازم میدونی، کمک کن خودمو رشد کنم. وگرنه این جملاتِ رندوم توی چنلایِ روبیکا خیلی پیدا میشه.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
عکس نمیفرستی برامون؟ از روزات بگی؟
-
روزهام تماماً کدران. انقدر کدر که خودمم گمم توشون. همهاش سیاهی و دود و خش و خط. انگار دستم خورده باشه و مرکب ریخته باشه روی نامههای عاشقانهام. جالب نیستن. هیچکدوم.