هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
بعد از گرفتن این عکس من و رقیه مثلِ اسب دویدیم. یک آقایِ میانسالی با دیدنمون طوری تعجب کرد و خندید که تا عمر دارم یادم نمیره.
و فکر میکنید چرا اونطور دویدیم؟ بخاطر سی ثانیه طی کردن مسیر، با اتوبوس.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
بعدهم که رسیدیم به مقصد، در اولین مرحله انرژی زنانه رو دم در مغازه چال کردیم و رفتیم تو، برایِ تست کثیف ترین ساندویچها، قسمتِ ۶۴۷۹۰۱ اُم.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
بعداز اونم که مقصدِ همیشگی، حرم و چایخونههاش.
هدایت شده از آنروزیکهدیگرنیستم.
بعد از اونهم نشستیم تویِ قدس و یک برنامهی کلی کوچیک ریختیم.