یادم میاد شنبه تو مدرسه زنگ اول که ریاضی داشتیم اون برگ رو کشیدم تموم کردم و فندق رو شروع کردم
تو زنگ دوم کاروفناوری داشتیم داشتیم بافتنی تو کتاب رو انجام میدادیم که دیدیم ناظم با بلندگو اسم بچه ها رو صدا میزنه که اولین نفر از کلاس ما بود و هی بیشتر میشد
اولین نفر دوویید بالا و گفت که زدن و 4 5 نفر سریع دوییدن پایین ما هم ترسیدیم و مارو گفتن برید پایین و گریه بچه ها و....
وحشتناک بود روز اول