🎙شهید سید مرتضی آوینی:
آنان را پروای مرگ نیست
و دل و دیدگانشان را جز رضایت حق
چیزی پُر نخواهد کرد و چه پروایی
آنجا که مُلکِ جاودانِ بهشتِ رضوانِ
حق میراث متقین است؟
🔹منبع: کتاب «گنجینه آسمانی»
#لرستان
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
جنگی که با روایت حماسه مردم معنا گرفت؛ ما کجای این جنگ ایستادهایم؟
🔹به گزارش روابط عمومی حوزه هنری استان لرستان، جنگ هشتساله که بر کشور ما تحمیل شد؛ تازه کشورمان داشت انقلاب جوانش را سروسامان میداد و همزمان با منافقان داخلی و دشمن خارجی در حال مبارزه و دفاع بود.سالها طول کشید تا مردم و جهان با اقتدار ایران آشنا شوند؛ اقتداری که زیر سایه تحریم، جنگ، کارشکنی منافقان داخلی و فتنهها بهدست آمده است.
🔹امین ماکیانی و همقطارانش در خانه روایت ماه گرد هم آمدهاند تا گوشهای از این اقتدار را برایمان روایت کنند. جوانانی از نسلهای هفتاد، هشتاد و حتی نود که این شبها میدانداری میکنند. چشمانی که میان مردم میگردد، قلمهایی که از دل همین مردم برای آیندگان مینگارد و دوربینهایی که لحظات ماندنی و سترگی از اقتدار امت اسلامی را ثبت و ضبط میکنند.
🔹با امین ماکیانی؛ برگزیده ویژه برنامه تجلیل از چهره های برتر هنر انقلاب انقلاب اسلامی در لرستان به گفتوگو نشستهایم. او در یک مصاحبه تفصیلی با روابط عمومی حوزه هنری لرستان از اثرگذاریها و نقش خانه ماه در جنگهای تحمیلی دوم و سوم سخن گفت.
متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید👇👇
مـشـروح گـفـتـگـو
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
حوزه هنری لرستان
«کوره» مسیر تازه پرورش فیلمساز در لرستان را آغاز کرد
طرح «کوره» با هدف پرورش فیلمساز از نقطه صفر تا تولید حرفهای در لرستان آغاز به کار کرد.
🔹به گزارش روابط عمومی حوزه هنری لرستان، در شرایطی که بسیاری از استانهای کشور با کمبود نیروی متخصص در حوزه تولید محتوای تصویری مواجهاند، حوزه هنری انقلاب اسلامی استان لرستان از راهاندازی یک اکوسیستم آموزشی مستقل با عنوان «کوره» خبر داد؛ طرحی که با رویکردی متفاوت به دنبال تربیت فیلمسازان حرفهای است.
🔹سامان سپهوند، رئیس حوزه هنری استان لرستان، «کوره» را کارگاهی مستقل با هویت و برند مشخص معرفی کرد که بر پایه این باور شکل گرفته است که استعداد فیلمسازی در لرستان وجود دارد اما مسیر و ساختار مناسبی برای رشد آن فراهم نبوده است.
🔹این طرح با شعار «خام بیا، پخته برو» تلاش دارد هنرجویان را از مرحله ابتدایی تا تولید آثار حرفهای همراهی کند و برخلاف دورههای مرسوم، تنها به آموزش نظری بسنده نمیکند بلکه سه محور آموزش، تجربه میدانی و ساخت واقعی را بهصورت همزمان دنبال میکند.
🔹ایده شکلگیری «کوره» از یک تجربه واقعی نشأت گرفته است؛ جایی که در جریان تحولات میدانی اخیر و در شرایط تنش، گروهی از هنرمندان جوان لرستانی بدون آموزش رسمی و زیرساخت حرفهای توانستند در کمتر از ۶۰ روز بیش از ۱۰۰ اثر تصویری شامل کلیپ، تیزر، گزارش میدانی و مستند تولید کنند.
🔹این تجربه، ضرورت ایجاد یک ساختار منسجم برای هدایت استعدادها را برجسته کرد و «کوره» با هدف پاسخ عملی به این نیاز شکل گرفت تا هنرمندان مستعد را در مسیری هدفمند هدایت کند.
🔹بر اساس طراحی انجامشده، هنرجویان پس از عبور از مرحله ارزیابی اولیه، وارد یک مسیر میشوند و شامل مراحل مختلفی از انسجام اولیه و آموزش پایه تا تولید آثار نهایی و نمایش عمومی است.
🔹این مسیر ششمرحلهای با عناوینی همچون آتشافروزی، گرم شدن، سوختن، ذوب شدن، شکلگیری و در نهایت پخته بیرون رفتن طراحی شده و هر مرحله با اهداف آموزشی و عملی مشخص دنبال میشود.
🔹در بخش آموزشی، کارگاههای تخصصی در حوزههای فیلمنامهنویسی، کارگردانی، تصویربرداری، تدوین و صداگذاری برگزار خواهد شد.
🔹همچنین هنرجویان در قالب تجربه میدانی، در پشت صحنه تولیدات حرفهای حضور پیدا میکنند و بهعنوان بخشی از تیم تولید، فرآیندهای واقعی فیلمسازی را از نزدیک لمس خواهند کرد.
🔹در کنار این موارد، ساخت آثار واقعی از ابتدای دوره در دستور کار قرار دارد و پروژههایی متناسب با سطح هنرجویان به آنها واگذار میشود که شامل تولید کلیپ، تیزر، فیلم کوتاه و مستند است.
🔹یکی از ویژگیهای متمایز این طرح، حمایت مالی از تولیدات هنرجویان و خرید آثار تولیدشده است که علاوه بر ایجاد انگیزه، زمینه تجربه عملی بازار کار را نیز فراهم میکند.
🔹رویکرد مالی «کوره» بر سرمایهگذاری بر نیروی انسانی متمرکز شده و منابع آن بیشتر صرف آموزش، حمایت از تولید، دعوت از اساتید و ایجاد هویت مستقل برای این جریان هنری خواهد شد.
🔹«کوره» با وجود حمایت حوزه هنری لرستان، بهصورت مستقل فعالیت میکند و این استقلال بهعنوان یک انتخاب استراتژیک برای شکلگیری یک جریان هنری پایدار در نظر گرفته شده است.
🔹هدف نهایی این طرح، تربیت افرادی است که بتوانند بهصورت مستقل در مسیر فیلمسازی فعالیت کنند و در عین حال، الگویی قابلتکرار برای سایر استانهای کشور ارائه شود.
🔹بر اساس برنامهریزی انجامشده، در پایان سال ۱۴۰۵ هنرجویان این مجموعه با تولید آثار واقعی، ایجاد شبکه ارتباطی با هنرمندان حرفهای و کسب تجربه عملی وارد فضای حرفهای خواهند شد و «کوره» نیز بهعنوان یک برند شناختهشده در عرصه هنری معرفی میشود.
🔹علاقهمندان برای حضور در این کارگاه میتوانند از طریق پیامرسانهای داخلی اقدام به ثبتنام و از طریق شماره 09169698850ریافت اطلاعات تکمیلی کنند.
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
🔸تنبیهی از جانب پروردگار
پدر کارهایش را سبک کرده بود که برویم تفریح؛ البته همه با یک ماشین.
چهار نفر ما و خواهرم به همراه دو پسرش. همسرش که میرود شیفت خواهرم و بچههایش میآیند پیش ما.
ظرفیت ماشین بیش از حد معمول تکمیل شده بود. پدر تصمیمش این بود تا حد امکان سبک برویم. چند بطری آب، کتری، فلاکس، سیخ، سینی و چاقو.
طبق عادت اوس حسن راننده، مادرم و حسین (که کلاس دوم است) جلو و الباقی عقب نشستند. در اصطلاح لری به این نحوهی نشستن «زور تَپ» و اگر مثل ما نشسته باشند «پا تپ» میگویند؛ که دومی مرحلهی حادترِ زور تَپ است.
چیزی به عنوان تنفس نداشتیم؛ چون اکسیژنی گیرمان نمیآمد؛ اما پدر که پشت فرمان و تحت هیچ فشاری بود، باور داشت که «جایتان خوب است.»
بخت با ما یار بود که شیشهها دودی بودند. برای خرید گوشت و نان تا ماشین متوقف میشد، به جهت اینکه شناسایی نشویم، شیشهها را بالا میآوردیم. بعد ماشین تبدیل میشد به زودپزی که ما داخلش بودیم. آنوقت به جای اینکه حرف نزنیم تا اکسیژن کمتری بسوزانیم و هوای داخل زودپز را گرمتر نکنیم، حرف میزدیم و میخندیدیم و از آن اوضاع وخیممان، کلی عکس میگرفتیم.
پدر آمد. راه افتادیم. قرار شد به دستور مادر در جایی نزدیک اتراق کنیم. وقتی رسیدیم، هرکسی خودش را به نحوی به دل طبیعت پرت کرد. بدندرد داشتیم و من حس میکنم از حجم عرضیم هم کم شده بود.
در بازگشت قرار شد برای آوردن حوله بچهها به خانهی خواهرم برویم. آنقدر فشرده شده بودم و خسته که حوصلهی خودم را هم نداشتم. پس در ماشین ماندم و حتی برای سلام و علیک به برادرشوهرِ خواهرم هم پایین نیامدم.
حولهها را آوردند. برای اینکه جا بشویم نفرات نشسته باید کمی جابجا میشدند تا نفر بعد جا بشود و بتوانیم در را ببندیم. جهت جابجایی، از بالای در، دست گرفتم. و کسی نبود که بگوید بیعقل، چرا دستگیرهی داخلی را نگرفتی! پس مادرم در را بست و چهار انگشتم، ماند لای در. حالا من که برای سلام هم پایین نیامده بودم، مگر میشد داد و فریاد کنم!
آرام گفتم: «مامان، درو بازکن.»
نشنید! سه بار گفتم تا شنید و در را باز کرد. دستم را عقب کشیدم؛ پدر خداحافظی کرد و راه افتادیم. دو سه متری جلو رفتیم؛ غرورم اجازه نمیداد نزدیکشان گریه کنم، چون حتی برای سلام به آنها اقدامی نکرده بودم. دورتر که شدیم به گریه افتادم. چهار انگشتم کبود شد و تا مدتها درد میکردند. و همچنان بر این باورم که پای تنبیه پرودگار در میان بود. چون سلام، سلامتی میآورد و سلام نکردن، چیزی شبیه به همین دردی که من گرفتارش شدم.
🔹خلوتنشین
#خانه_روایت_ماه
#لرستان
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
🎨 کارتون " کوسه های خلیج فارس "
✍🏻 فرید امیرسرداری
تولید شده در مجمع طراحان گرافیک استان لرستان: سما
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید| لحظاتی از تقارن نقاشی میدانی *حسن روح الامین و شعرخوانی سورنا جوکار* در میدان تجریش
_💬«هزار جان گرامی فدای خامنهای!»_
🔹 *#خونبها*: سرودۀ شاعران در رثای رهبر شهید انقلاب اسلامی، *حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای* رضواناللهعلیه.
▫️نگو که رفته و خالیست جای خامنهای
رها نکرده وطن را خدای خامنهای
▫️ولایت علوی را به مجتبی داده
نشانده خامنهای را به جای خامنهای
▫️به غیر او سخنی از کسی نمیگوید
چنان که گشته غزل مبتلای خامنهای
▫️سکوت کرده ولی هرشب از خیابانها
به گوش میرسد آری صدای خامنهای
▫️به جای محتشم ای دل بگو به فردوسی
حماسه سر بدهد در عزای خامنهای
▫️فقط به شوق تماشای مرگ قاتل اوست
نمردهام اگر از غم برای خامنهای
▫️بهشت هم دل ما را نمیدهد تسکین
خود خداست فقط خونبهای خامنهای
▫️«هزار جان گرامی مرا اگر باشد!»
هزار جان گرامی فدای خامنهای
▫️برای لحظۀ موعود انتقام ای دوست
بایست پشت سر مجتبای خامنهای
✍️شاعر: *«سورنا جوکار»*
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 ببینید| موشنگرافی تابلوی نقاشی «جوادالشهید» اثر #حسن_روحالامین
🥀 فرارسیدن سالروز شهادت مظلومانه امام جوان شیعیان حضرت جوادالائمه علیهالسلام بر آقا امام زمان (عج) و شیعیان حضرتش تسلیت باد.
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
کتاب «زور جنگ به زنها نمیرسد» را امروز تمام کردم. با خودم قرار گذاشته بودم، روزی دو روایت ازش بخوانم تا کم کم تجربیات جنگی این ۱۵ زن از حصار خانه و زندگیشان در جنگ ۱۲ روزه بنشیند به جانم.
جان کلام روایتها این است که «زور جنگ به زنها نمیرسد». این را همان وقتی فهمیدم که مادر شهید امیر سهرابی به لرزش دستش اشاره کرد و گفت: «خانمها لرزش دستم از داغ پسرم نیست، از مریضیمه» یا وقتی مادر شهید مجتبی رضاییپور وسط حرفهایش به پایش اشاره کرد. خاطرهای از بمبارانهای دهه شصت گفت. اینکه وقتی پایش ضرب خورده، آنقدر سفت و محکم بوده که دکتر هم نرفته تا پایش خود به خود خوب شود. این را که میگفت میخواست به ما بفهماند قبلا حریف میگهای دشمن در جنگ ۸ ساله شده، حالا هم با اینکه پسرش شهید شده، حریف اف۳۵ها و پهبادهای دشمن میشود.
من یقین دارم زور جنگ به زنها نمیرسد. این کتاب با این اسم و محتوایش هم میخواهد همین را بگوید. از زبان ۱۵ زن در پانزده موقعیت متفاوت.
بخوانیدش. ضرر نمیکنید.
✍معصومه عباسی
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
مویه سرکن روحِ اروندِ کهن
داغدارِ لالههایی رودِ من
سبز از خونِ شهیدان خاک زار
دشتی از لاله برآورده بهار
ای جوان شعرِ دلانگیزِ وطن
هست جاری بر لبت گلگونکفن
گریه سرکن سرزمینِ تلخِ من
ای لرستان و خراسان بلخِ من
گل کن ای ماهِ تمام از عمقِ جان
بی تو تنها میشوم با من بمان
همنوای من بدم ای ارغنون
تلخ میخواهی مرا شعرِ جنون
عشق را شیرین و پرآوازه کن
داغِ سهراب و سیاوش تازه کن
ارغنون تلخی چرا همرازِ شب
ماهِ من گلگون بخوان همسازِ شب
با تو هستم ماهِ نو با من بخوان
ای درختِ از شکفتن شادمان
مویه سرکن سرزمینِ تلخِ من
پارس و مادو بخارا، بلخِ من
تو دماوندی و بالای غرور
دف بزن یاهو برقص از این سرور
ای شکوفا فصلِ گل ای نوبهار
تشنه هستم ماهِ نو بر من ببار
ای درختِ از شکفتن شادمان
باد آهنگ دگر کرد این زمان
شاخه در شاخه برقص ای باغِ من
برگِ شعری تازه داری داغِ من
ای سپیده سربزن از عمقِ شب
ای وطن گل کن سرودِ لببهلب
با تو هستم با تو ایرانِ کهن
گر سپر میخواهی این هم جانِ من
بی تو معنایی ندارم میهنم
پرچمت باشد کفن_پیراهنم
✍علیرضا کرمی
#رود_واژه
#لرستان
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir
💢تأمل
♦️حلقه مطالعاتی خوانش بیانات رهبر انقلاب امام سید مجتبی خامنهای
موقف چهارم:
💠 شاهنامه؛ بازتاب روح حماسی ایرانیان
🔹چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت ساعت ۱۰ صبح
🔹سالن جلسات حوزه هنری لرستان
اینجا چراغی روشن است...
🆔 @artlorestanir