eitaa logo
حوزه هنری لرستان
1.9هزار دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
314 ویدیو
44 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
💠اولین و آخرین دیدار راه طولانی بود از خرم‌آباد تا قم. هیجان رسیدن به مقصد و شرکت در مراسم نماز میت، تمام خستگی را از تنمان بیرون کرده‌بود. اما وقتی بالاخره رسیدیم و فهمیدیم که خیلی دیر شده و مراسم تمام شده، انگار تمام دنیا روی سرم خراب شد. دلم می‌خواست فقط یک بار، حتی برای لحظه‌ای کوتاه، در مراسم وداع رهبر حضور داشته‌باشم. حسرت بزرگی بود که نتوانستیم خودمان را به وداع اولیه برسانیم. به همین خاطر، تصمیم گرفتیم مسیرمان را به سمت مشهد کج کنیم تا حداقل در مراسم خاکسپاری در کنار حرم امام رضا (ع) باشیم. پدر و مادر هم ساکت بودند؛ مشخص بود آن‌ها هم ناراحت‌اند‌. مادرم‌ تسبیح به‌دست در حال ذکر بود و آرام‌ اشک می‌ریخت‌. بابا هم با حسرت می‌گفت: "دیر راه افتادیم!" خواهرم کنارم در ماشین خوابش برده‌بود، اما من حتی نمی‌توانستم چشم‌هایم را ببندم. وقتی وارد جاده نیشابور شدیم ناگهان دیدم در چند نقطه، گروه‌هایی از مردم ایستاده‌اند و چشم به جاده‌ دوخته‌اند‌. با دیدن این صحنه بابا آرام‌تر راند. برگشتم و از شیشه عقب، جاده را نگاه‌ کردم‌. کمی دورتر یک ماشین خاص به سمتمان می‌آمد. از مادر پرسیدم: "این ماشین برای چیه؟" عقب را خوب نگاه کرد و گفت: "ماشین حمل پیکر رهبر شهیده‌!" همان لحظه که ماشین از کنارمان رد شد، انگار زمان برایم ایستاد. قلبم شروع کرد به تند زدن. یادم افتاد که امروز پیکرهای مطهر در عراق هستند و قرار است فردا، در جوار امام رضا (ع)، برای همیشه آرام بگیرند. و این ماشین قرار است پیکرهای رهبر و خانواده‌شان را تا حرم‌ حمل کند! اشک توی چشم‌هایم حلقه زد. با خودم زمزمه کردم: "کاش می‌شد دوباره ببینمتان." ماشین اسکورت، با ابهتی‌ خاص در حال حرکت بود. دیدن آن صحنه در میان جاده، آن هم وقتی که حتی نمی‌دانستیم قرار است با چنین منظره‌ای روبرو شویم، حس غریبی داشت. انگار راهی که داشتیم می‌رفتیم، برایم معنی تازه‌تری پیدا کرده‌بود. به پنجره تکیه دادم و به جاده خیره شدم، در مسیر مشهد، به این فکر می‌کردم که چقدر زود همه چیز تغییر کرد؛ آن‌غم توی دلم‌ تبدیل به امیدی برای رسیدن و اولین و آخرین دیدارم با رهبر شهیدمان شد. و برای فردا از همین الان دل توی دلم نیست! 🔸️روایت زهرا دختر ۱۲ ساله از خرم‌آباد، در مسیر نیشابور 🔸️ساعت ۰۹:۵۲ صبح ۱۷ تیرماه ۱۴۰۵ ✍️تدوین روایت: نسرین دالوند ‌ ‌ اینجا چراغی روشن است... 🆔 @artlorestanir
12.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وداع با آقای ایران تهران | مصلی امام خمینی تهران 🔹حنانه پاپی اینجا چراغی روشن است... 🆔 @artlorestanir
حوزه هنری لرستان
🔸*مشهد | یک روز مانده به تشییع و تدفین* اینجا مشهد است؛ به قول امام شهید: «ایران، ایرانِ امام رضاست...» حالا در شهری قدم می‌زنم که فردا قرار است آخرین منزلگاه پیکر او باشد. هنوز پیکر آقا در عراق است و بقول استاندار خراسان همه چیز به زمانی بستگی دارد که پیکر به مشهد برسد و اگر به موقع برسد از ساعت شش صبح تشییع آغاز خواهد شد. واقعیت این است که شهر همچنان در حال تدارک و آماده شدن خودش است و نمی‌شود گفت که بطور کامل آماده است. روی ایستگاه‌های اتوبوس، بیرق‌های «یا لثارات» و تصویر امام شهید نصب شده است و مردم را رایگان جا به جا می‌کنند؛ از حرم تا پایانه و بالعکس، پارچه‌نوشته‌هایی با جمله‌هایی مثل «خداحافظ آقای شهیدان»، «دلبسته یار خراسانی خویشم» و ده‌ها عبارت دیگر بر سقف طریق تشییع دیده می‌شود. مسیر تشییع از خیابان امام رضا تا حرم مطهر است. مسیری که در روزهای عادی شاید چهل تا شصت دقیقه بیشتر طول نکشد، اما با جمعیتی که قرار است فردا بیاید و با نگاه به تشییع شهید رئیسی، بعید است کمتر از ۶ ساعت به پایان برسد. مهم‌ترین نقطه این مسیر، میدان پانزده خرداد است. بزرگ‌ترین میدان تشییع که دور تا دورش را با بیرق‌ها و پرچم‌های سرخ پوشانده‌اند. از همین میدان، گنبد امام رضا نمایان می‌شود و خیلی از زائرها همان‌جا می‌ایستند، رو به حرم سلام می‌دهند و بعد مسیر را ادامه می‌دهند. چهارراه بسیج، آغاز فضای اصلی تشییع است. از همان‌جا مه‌پاش‌ها با فاصله تقریبا ۵۰۰ متری از هم فعال شده‌اند تا از شدت گرمای تیرماه کم کنند. خیابان امام رضا از انتهای مسیر تا حرم کاملاً بسته شده است. دیگر خبری از خودروهای شخصی نیست. فقط اتوبوس‌های خدمات‌رسان و موتورهای شخصی در رفت و آمدند. آخرین بار این صحنه را دو هفته پیش که اینجا بودم در تاسوعا و عاشورا دیدم، اما تفاوتش از زمین تا آسمان است. آن روزها هم خیابان بسته بود، اما هنوز میان مسیر، خودروهایی پیدا می‌شدند که محدودیت‌ها را رعایت نمی‌کردند و نظم کارگاهی بهم می‌ریخت. امروز اما همه‌چیز دقیق‌تر است. برخلاف تهران، موکب‌ها در متن خیابان بیشتر دیده می‌شوند و در حاشیه مسیر هم داخل کوچه‌های منتهی به خیابان امام رضا مستقر شده‌اند. البته فاصله‌شان هم مثل قم نیست که برای رسیدن به نزدیک‌ترین موکب باید دو کیلومتر راه می‌رفتی. اینجا مغازه‌ها، اداره‌ها، مجتمع‌های تجاری، طی تشییع، خدماتی را بر عهده گرفته‌اند و شاید مهم‌ترین تفاوت مسیر با قم و تهران این است که مسیر خیابان امام رضا بخش بزرگی از شهر و بازار مشهد است. فضاسازی مشهد نسبت به قم کامل‌تر و مناسب‌تر است؛ اما هنوز به گستردگی و انسجام تهران نرسیده؛ نه در فضاسازی و نه در حجم خدمات. تهران برای چنین جمعیتی، تجربه و آمادگی دیگری داشت. مثل قم و تهران، اینجا هم فقط مشهد نیست که پای کار آمده باشد. نیروهای خدماتی استان‌های اطراف هم رسیده‌اند. دستگا‌های خدماتی خراسان شمالی، خراسان جنوبی و دیگر استان‌ها، آمبولانس‌های اورژانس، خودروهای آتش‌نشانی و مجموعه‌های امدادی از دیروز در شهر مستقر شده‌اند. در پیاده‌روها، بساط فروش پرچم‌ها برپاست؛ درست مثل قم و تهران. اینجا هم مثل آن دو شهر، بیشترین فروش برای دو پرچم است؛ پرچم سرخ و پرچم جمهوری اسلامی ایران. و شاید زیباترین صحنه این روزهای مشهد، خانه‌های مردم باشد. همیشه وقتی به مشهد می‌آمدی، اولین دغدغه پیدا کردن سوئیت، هتل یا آپارتمان بود و آد‌م‌هایی که سر خیابان‌ها با تبلیغ ارزان و با کیفیت بدنبال درآمدزایی بودند. اما این‌بار، شهر شبیه مسیر اربعین شده؛ خیلی از مردم، خانه‌هایشان را وقف زائران پیکر امام شهید کرده‌اند. همه درهای حرم مطهر برای ورود زائران باز است، اما صحن‌های اصلیِ منتهی به ضریح را بسته‌اند و امکان نزدیک شدن به مضجع شریف وجود ندارد. تنها صحن پیامبر اعظم(ص) همچنان باز مانده و زائران از همان‌جا سلام می‌دهند و زیارت می‌کنند. اینجا ایرانِ امام رضاست؛ و این روزها، ایرانِ خامنه‌ای شهید هم. 🔹میلاد سلیمی ۱۷تیر۱۴۰۵/ مشهد اینجا چراغی روشن است... 🆔 @artlorestanir