eitaa logo
حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
1.1هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
619 ویدیو
23 فایل
اخبار و فعالیت‌های فرهنگی هنری حوزه هنری زنجان زنجان- خیابان امام(ره)-میدان پانزده خرداد- جنب دبیرستان ولیعصر(عج) ٠٢۴- ٣٣۵۶٣١۵٩ 📌ارتباط با ما در بله، ایتا، تلگرام و اینستاگرام: https://zil.ink/artzanjan.ir سایت: zanjan.hozehonari.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
🏴 بخوانید| کاروان عشق سینه‌ها مخزن اسرار مسافران است و خدا می‌داند امروز آمده‌اند تا عباس را واسطه‌ی کدام درخواستشان قرار دهند! ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
🗞️ بخوانید| کاروان عشق کاروان عشق با پیغام رئیس راه‌آهن شمال‌غرب کشور در بی‌سیم، با بوق کش‌داری ساعت ۱۳:۵۲ وارد زنجان می‌شود. هر ساله قطاری ویژه‌ی یوم‌العباس از تهران به زنجان می‌آید تا مهمانان اباعبدالله را برساند به دسته عزاداری حسینیه اعظم. خادمان حسینیه بیشتر از یک ساعت است که با لباس خادمی و پرهای مشکی در دست منتظرند تا زائران از راه برسند. همه چیز آماده است. بوی خوش اسپند در سالن راه‌آهن پیچیده و پرچم سرخ گنبد امام حسین، در آغوش خادمان حسینیه منتظر است تا به استقبال زائران برود. انگار زنجانِ حسین، آغوشش را برای زائران باز کرده. صدای چرخ چمدان‌هایی که روی زمین کشیده می‌شوند، با صدای خنده مسافران درهم می‌پیچد. کم کم سیل جمعیت مسافران وارد سالن راه‌آهن می‌شود. خیلی‌ها خانوادگی آمده‌اند؛ بعضی‌ها سن و سالی ازشان گذشته و بینشان زوج‌های جوان هم دیده می‌شود. به محض ورود، یکی یکی پرچم گنبد امام حسین (ع) را توی دستان خدام زیارت می‌کنند. بغیر از خادمان حسینیه اعظم و چند نفر از مسئولین شهر، از اهالی محله‌های اطراف و حتی خانوم‌های ساکن در خانه‌‌های سازمانی‌ راه‌آهن که همسرانشان از کادر هستند، برای استقبال آمده‌اند. کمی این‌طرف‌تر بساط ایستگاه صلواتی با شربت خنک آبلیمو به راه است. خادمان راه‌آهن در کنار میز انتظامات سالن، با شربت از مسافران پذیرایی می‌کنند. آقای بازرگان مداح اهل بیت، شروع می‌کند به خواندن نوحه. نوای «دردیمین درمانی باب‌الحوائج» در سالن می‌پیچد. دست‌ها بر سینه نواخته می‌شود. همه آمده‌اند تا دوای دردشان را از حضرت ابوالفضل بگیرند. سینه‌ها مخزن اسرار مسافران است و خدا می‌داند امروز آمده‌اند تا عباس را واسطه‌ی کدام درخواستشان قرار دهند! با صدای شاتر دوربین‌های عکاسی، لحظات زیبای امروز توسط عکاسان ثبت می‌شود؛ و این تازه شروع ماجرای یوم‌العباس است. ✍️ منیره زینالی| یوم‌العباس| ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
⚫🏴 السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ الْحُسَیْنِ اخلاص، موقع‌شناسی، پاشیدن بذر یک حرکت فزاینده‌ی تاریخی، از خصوصیات مهم عاشوراست. برجسته‌ترین و نمایانترین خصوصیت عاشورا، همین فداکاری و شهادت است. (امام شهید امت - ١٣٩٠/٠٩/٠۶) 🏴عاشورای حسینی بر عموم شیعیان تسلیت‌ باد. ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
هو الحی و کماکان جریان دارد ماه نورپاشان جریان دارد ماه چشمه‌ها راوی چشمش هستند گر چه عطشان جریان دارد ماه دسته‌ها سینه زنان می‌آیند در خیابان جریان دارد ماه نقره فام است زمینِ تاریک در میدان جریان دارد ماه روح و ریحانِ پرستشگاه است در شبستان جریان دارد ماه گفتم‌: این سفره چه نورانی بود گفت: در نان جریان دارد ماه گفتم: امشب چه حضوری دارم گفت: در جان جریان دارد ماه نیمی از روز زمینی تابید همچنانان جریان دارد ماه قامتش گر چه هلالی شده است چه درخشان جریان دارد ماه ظاهر و باطن عالم او راست فاش و پنهان جریان دارد ماه دیدم این لحظه و در آب روان چه پریشان جریان دارد ماه ✍️ دکتر قربان ولیئی‌| تیرماه ١۴٠۵| ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
🏴 بخوانید| باید خودت را فدای حسین کنی یکبار از مامان پرسیدم: «برای چی سر گوسفندو می‌بُریم؟! گناه نداره؟!» مامان قرص و محکم جواب داد: «اتفاقا ثواب داره. این حیوون کمالش به همینه که قربونی بشه.» ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
🏴 بخوانید| باید خودت را فدای حسین کنی بچه که بودم هرسال روز عاشورا، بابا و عموها، گوسفند می‌خریدند و به نیت سرسلامتی بچه‌ها قربانی می‌کردند و نذری می‌دادند. آن موقع‌ها حیاط خانه آبا صفای دیگری داشت؛ همه آنجا جمع می‌شدیم. من و بقیه دخترعموهایم توی ایوان حیاط منتظر می‌ماندیم تا گوسفند برسد. گوسفند را که می‌آوردند، می‌بستیمش به درخت گردوی لبِ باغچه و یک سطل آب با یک مشت علف از قبل آماده شده، می‌گذاشتیم جلویش تا بخورد. بعد بابا با چکمه‌های مشکی‌اش می‌آمد. بابا تنها کسی بود که بلد بود حیوان را ذبح کند؛ مثل سلاخ‌ها آستین‌ها را بالا می‌داد و دو تا چاقوی بزرگ دسته زنجان را روی هم می‌کشید تا تیز تیز شود. بعد عموهایم می‌آمدند و دو طرف گوسفند را می‌گرفتند تا روی زمین بخوابد. دیگر از آنجا به بعدش را دلم ریش میشد که نگاه کنم. می‌دویدم توی خانه، بغل آبا می‌نشستم. کلی هم غصه می‌خوردم که گوسفند طفلی قرار است بمیرد و خونش توی کل حیاط پخش شود. یکبار از مامان پرسیدم: «برای چی سر گوسفندو می‌بُریم؟! گناه نداره؟!» مامان قرص و محکم جواب داد: «اتفاقا ثواب داره. این حیوون کمالش به همینه که قربونی بشه.» راستش آن جمله خیلی فکرم را مشغول کرد. آن‌موقع چیزی نفهمیدم؛ اما بعدها، بارها برایم سوال پیش می‌آمد که کمال ما آدم‌ها پس چی می‌تواند باشد؟! امسال که یوم‌العباس رفته بودم به واحد احشام حسینیه، یکطور دیگری به ماجرا نگاه کردم. حسینیه اعظم غلغله بود. سربالایی خیابان خیام به حسینیه شده بود جویبار خون. زیر ذل آفتاب، سرخی خون گاو و گوسفندهای قربانی شده، برق می‌زد. اولش خواستم نگاه نکنم اما وقتی نزدیک شدم تا با مردمی که قربانی آورده بودند حرف بزنم، ناگزیر وسط قربانگاه و خون‌های ریخته شده ایستاده بودم. دو تا گاو بزرگ آورده بودند و با کمک جرثقیل، داشتند ذبح‌شان می‌کردند. مرد و زن و بچه، هرکدام با یک بز و گوسفند، ایستاده بودند در نوبت قربانی. بعضی‌ها از زنجان آمده بودند و بعضی‌ها از روستاهای اطراف. پسرهای جوان و قدبلند، روپوش‌های نایلونی سرمه‌ای و چکمه‌های سفید پوشیده بودند و تندتند لاشه‌ها را می‌گذاشتند پشت نیسان. چشمم خورد به خانواده‌ای که گوسفند بزرگ و پرواری را آوردند جلو برای قربانی. یکی از مردها از گردن گوسفند گرفته بود و آن یکی از پشت بلندش کرده بود. حیوان سنگین بود و زیر فشار گرما، هر دو سرخ شده بودند. چند نفر آمدند برای کمک و حیوان را کشان‌کشان بردند کنار سلاخ. چشم که چرخاندم، زنی با دو تا پسربچه از پشت سر همراهشان بود. رفتم سراغش. مانتو و روسری مشکی سر کرده بود و تمام حواسش به شوهرش بود. پرسیدم: «قربونی شماست؟!» سر برگرداند و با خنده محجوبی گفت: «اگه خدا قبول کنه، هر سال قربونی میدیم تو حسینیه» دست گذاشتم روی شانه‌اش: «قبول باشه‌، ایشالا حاجت‌روا بشید.» آه کشید و لبخند روی صورتش کمرنگ شد: «ایشالا. هرکی تو قلبش یه دردی داره. این کمترین چیزیه که میتونیم برا امام‌حسین قربونی کنیم.» با خودم گفتم انگار این زن، دردهایش را پیوست کرده به قربانی‌اش؛ تا ببخشد و دردِدلش آرام شود. همان لحظه چشمم خورد به گوسفند که حالا روی زمین خوابانده شده بود و خون مثل فواره از گردنش بیرون می‌زد. چشم‌هایم را بستم. یک آن صدای مامان پیچید توی گوشم: «کمالش به اینه که قربونی بشه.» پلک که باز کردم، نگاهم افتاد به لاشه غرق خون حیوان و صدای بلند صلوات که توی فضا طنین انداخته بود. توی دلم گفتم خوش به حالش که با نام حسین و برای حسین قربانی شد. تازه آنجا بود که معنی حرف مامان را فهمیدم. چه مقصدی والاتر از فدایی حسین؟! شاید کمال آدمی در همین باشد که نام حسین، برای همیشه روی قلبش حک شود و مثل شهدای کربلا، خودش را فدای این عشق کند. ✍️ سیده الهه موسوی| یوم‌العباس| ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
؛ پیشکش به حضرت ام‌البنین(ع) از جدیدترین نقاشی خود با موضوع شهادت (ع) رونمایی کرد. این هنرمند نقاش، اثر جدیدش را به پیشگاه با عظمت حضرت ام البنین سلام الله علیها تقدیم کرده است. اندازه این تابلوی نقاشی ۲۷۰ در ۳۸۰ با تکنیک رنگ‌روغن روی بوم است. ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
▪️امام سجاد(ع): «يـابُنَىَّ إيَّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لا يَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً إِلَّا الله» فرزندم! بپرهیز از ستم بر کسی که یاوری جز خدا ندارد. مجموعه اصول الکافی (جلد ۲، صفحه ۳۳۱) 🏴 سالروز شهادت امام زین‌العابدین (ع) تسلیت باد. 🖋️ حروف‌نگاری: فاطمه امینی ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
هو الحی✨ می‌لرزم این چه طرز نگاه است ماهِ من روزم از این نگاه سیاه است ماهِ من آن مشک پاره پاره و آن دست خونچکان و آن قامت کشیده که «آه» است ماه من خورشید در میانهء میدان به خون نشست بی‌تو بدون پشت و پناه است ماه من ای حُسنِ بی‌بدیلِ تو در جامِ جبرئیل چشمان تو کلامِ‌ اله است ماه من بی‌پردهء جلال اگر آید جمال تو دیگر چه حاجتی به سپاه است ماه من زیبایی غریب تو از وهم خارج است دیوانهء جمال تو ماه است ماه من دیدم به خواب، چهرهء خورشیدی تو را عرشی‌ترین ظهورِ پگاه است ماه من معشوق اگر تو باشی و عشق این چنین لطیف بودن، بدون عشق، گناه است ماه من بی‌شبهه سالکان ِتو را سیر دیگری‌ست طاعت، بدون عشق، تباه است ماه من گنجور گنج‌های اقالیم آسمان! درویشِ آستانِ تو شاه است ماه من آن مشکِ پاره پاره و آن دستِ خونچکان... چشمِ جهان ِتشنه به راه است ماه من... ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|
📖 شرح و تفسیر منظومه «منطق‌الطّیر» عطار نیشابوری، در جلسه هفتاد و سوم 🔸 با حضور دکتر قربان ولیئی 📚 شرح ابیات ٣٢٧١ تا ٣٢٩٧ ✒️ بخشی از ابیات خوانده‌شده در نشست: «گر نمی‌یابی تو او را روز و شب نیست او گم، هست نقصان در طلب» «چون بدیدم خلق را لعنت طلب لعنتت برداشتم من بی‌ادب» 🔺 ٣١ خردادماه ۱۴۰۵ ⏰ یکشنبه‌ها، ساعت ۱۷ 📍 حوزه هنری استان زنجان ── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ── 🇮🇷 تازه‌ترین رویدادها و آثار هنری در: ایتا| بله| سایت| ایرانه| خانه روایت| شرح منطق‌الطیر|