ایده، شخصیت و درام؛ محورهای نخستین روز کارگاه فیلم کوتاه ۱۰۰ ثانیه در زنجان
🔸نخستین روز کارگاه آموزشی «طرح و ایده فیلم کوتاه ۱۰۰ ثانیه» با ارائه محمد علیزادهفرد و حضور جمعی از هنرجویان و علاقهمندان فیلمسازی در حوزه هنری استان زنجان برگزار شد.
🔸در این کارگاه، شرکتکنندگان با مباحثی همچون ایدهپردازی، شخصیتپردازی، نقش درام در روایت و اصول اولیه فیلمنامهنویسی فیلمهای کوتاه آشنا شدند و در فضایی تعاملی به گفتوگو و تبادل نظر پرداختند.
🔗 متن خبر را از طریق لینک مطالعه کنید.
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
خانه روایت| شرح منطقالطیر|
📖 شرح و تفسیر منظومه «منطقالطّیر» عطار نیشابوری، در جلسه هفتاد و چهارم
🔸 با حضور دکتر قربان ولیئی
📚 شرح ابیات ٣٢٩٨ تا ٣٣١٩
✒️ بخشی از ابیات خواندهشده در نشست:
«وقت مردن بود شبلی بیقرار
چشم پوشیده، دلی پرانتظار»
«دید مجنون را عزیزی دردناک
کو میان رهگذر می بیخت خاک»
🔺٧ تیرماه ۱۴۰۵
⏰ یکشنبهها، ساعت ۱۷
📍 حوزه هنری استان زنجان
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
خانه روایت| شرح منطقالطیر|
شرح منطق الطیر | جلسه هفتاد/چهارم2211824500856004354_55302445842366.mp3
زمان:
حجم:
20.9M
👤 #دکتر_ولیئی
🎙 شرح «#منطق_الطیر» #عطار
🏷 جلسه هفتاد و چهارم #عطارخوانی
📖 شرح: ابیات ۳۲۹۸ تا ۳۳۱۹
#وادی_اول(طلب)
#الحکایة_والتمثیل
وقت مردن بود شبلی بی قرار
چشم پوشیده، دلی پرانتظار
#الحکایة_والتمثیل
دید مجنون را عزیزی دردناک
کو میان رهگذر می بیخت خاک
#الحکایة_والتمثیل
🏷 بخش اول
یوسف همدان، امام روزگار
صاحب اسرار جهان، بینای کار
📆 تاریخ: ۱۴۰۵/۰۴/۰۷
🏫 برگزار کننده:
دفتر پاسداشت زبان فارسی
و
حوزه هنری استان زنجان
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
خانه روایت| شرح منطقالطیر|
حوزه هنری انقلاب اسلامی استان زنجان
👤 #دکتر_ولیئی 🎙 شرح «#منطق_الطیر» #عطار 🏷 جلسه هفتاد و چهارم #عطارخوانی 📖 شرح: ابیات ۳۲۹۸ تا ۳۳۱
🗞 بخوانید| ابیات ۳۲۹۸ تا ۳۳۱۹ از منظومه عرفانی منطقالطیر
📌حکایت از وادی اول: طلب
وقت مردن بود شبلی بیقرار
چشم پوشیده دلی پرانتظار
در میان زنارِ حیرت بسته بود
بر سر خاکستری بنشسته بود
گه گرفتی اشک در خاکستر او
گاه خاکستر بکردی بر سر او
سایلی گفتش چنین وقتی که هست
دیدهای کس را که او زنار بست؟
گفت میسوزم، چه سازم؟ چون کنم؟
چون ز غیرت میگدازم، چون کنم؟
جان من کز هر دو عالم چشم دوخت
این زمان از غیرت ابلیس سوخت
چون خطاب لعنتی او راست بس
از اضافت آید افسوسم بهکس
مانده شبلی تفته و تشنهجگر
او به دیگر کس دهد چیزی دگر
گر تفاوت باشدت از دست شاه
سنگ با گوهر، نهای تو مرد ِ راه
گر عزیز از گوهری، از سنگ خوار
پس ندارد شاه اینجا هیچکار
سنگ و گوهر را نه دشمن شو نه دوست
آن نظر کن تو که این از دست اوست
گر ترا سنگی زند معشوق مست
به که از غیری گهر آری به دست
مرد باید کز طلب در انتظار
هر زمانی جان کند در ره نثار
نه زمانی از طلب ساکن شود
نه دمی آسودنش ممکن شود
گر فرو افتد زمانی از طلب
مرتدی باشد درین ره بیادب
****************
📌حکایت والتمثیل: حکایت از لیلی و مجنون
دید مجنون را عزیزی دردناک
کو میان ره گذر میبیخت خاک
گفت ای مجنون چه میجویی چنین
گفت لیلی را همیجویم یقین
گفت لیلی را کجا یابی ز خاک
کی بود در خاک شارع در پاک
گفت من میجویمش هر جا که هست
بوک جایی یک دمش آرم به دست
── ✦ حوزه هنری زنجان ✦ ──
🇮🇷 تازهترین رویدادها و آثار هنری در:
ایتا| بله| سایت| ایرانه|
خانه روایت| شرح منطقالطیر|