eitaa logo
مَجنونِ¹²⁸:)🖤
1.3هزار دنبال‌کننده
717 عکس
2.2هزار ویدیو
4 فایل
«بسم رب الحسین » نحن‌شیعه‌علی‌ابن‌ابیطالب 🤍 اینجا کجاست؟ جایی برای عاشقان اهل بیت ❤️‍🩹 کپی؟با ذکر صلوات برای ظهور‌مولا حلالتون💚 رفقای امام حسینی بودنتون تو چنلم باعث افتخاره:) شروع خادمیمون :¹⁴⁰⁴/⁹/³⁰🎀 من اینجام : @Majnuone128 جهت تبادل: @Mousavii_69
مشاهده در ایتا
دانلود
«بسم الله الرحمن الرحیم؛ به نام آن که خونِ جوانی را در راه عشق، به مروارید بدل کرد. به نام قاسم، که در شب عروسی، سربندِ خون شد و در اوج شکوه، به آغوش خالق رسید. یا قاسم…»
نظر سن و سال: او در سن و سالی بود که معمولاً جوانان برای ازدواج آماده می‌شوند. از نظر عرفانی: او در همان سن و سال، از مسیر عشق عبور کرد و «دامادِ حق» شد. او با خون خود، پیوندش را با آسمان محکم کرد
جناب قاسم(ع) هر چه تلاش کرد از ابی‌عبدالله(ع) اجازه بگیره به میدان بره، حضرت اجازه ندادن! اومد خیمه حضرت نجمه خاتون(س)، گفت: مادرجان عمو اذن میدان به من نمیده، عمو میگه تو امانت برادرم حسن هستی. مادرجان همه رفتن علی اکبر رفت دیگران رفتند...مادر یه لبخند زد گفت:عزیزم صبرکن
به برگه‌ای از بقچه درآورد گفت: اینو به عمو جانت نشون بده، بهت اجازه میدان می‌ده! امام حسین(ع) وقتی وصیت برادر رو دید، بوسید و گریه کرد. تو نامه نوشته بود: قاسم جان مبادا روز عاشورا عموت رو تنها بذاری!
جای دیگر تو اصحاب نمی‌بینید که اینطور باشه، امام حسین(ع) حضرت قاسم رو بغل کرد، انقدر عمو و برادرزاده گریه کردند «حتّی غُشِّیَ عَلیهِما» تا اینکه هردو از حال رفتند. حضرت قاسم رفت میدان، راوی دشمن میگه: قاسم آمد، انگار تکه‌ای از ماه داره به میدان میاد. لباس رزم اندازه قاسم نبود! جنگ جانانه‌ای کرد، یه عده رو به درک واصل کرد. یه ضربه‌ای به سرش خورد اون جا صدا زد: عموجان!!
امام حسین معطل نکرد به سرعت خودش رو رسوند. اباعبدالله(ع) اومد دید قاسم زیر دست و پای اسب‌هاست! لِه شده این بدن!
به جرم گفتن أحلی مِنَ العَسل قاسم شبیه مُوم عسل خانِه خانه‌ات کردند راوی میگه: وقتی گَرد و خاک نشست، دیدم أباعبدالله، قاسم رو بغل کرده و قاسم پاشنه پاهاش رو هی داره رو زمین می‌کشه، که آقا اونجا بود گریه کردند و فرمودند: چقدر به عمو جانت سخته که این لحظات رو ببینه!
آی نوکرای ابی‌عبدالله، دو نفر بودند که تو روز عاشورا قبل از شهادت زیر دست و پای اسب‌ها رفتند. یکی حضرت قاسم بود که زنده بود هنوز که اسب‌ها بر بدنش تاختند
. و دیگری هم خود ابا عبدالله بود که امام زمان در ناحیه مقدسه اینطور می‌فرمایند: «فَهَویتَ إلی ألارضِ جَریحا، تَطَؤُکَ ألخُیُول بِحَوافِرِها» امان ز لحظه‌یِ آخر که دست و پا می زد عموی بی‌َکس خود را فقط صدا می‌زد امان ز تشنگی و پا کشیدنش بر خاک که مُهر ِداغ ِدلش را به کربلا می‌زد «صَلَی الله علیک یا أباعبدالله»
آخر‌داغِ‌سه‌ساله‌ی‌ِتو‌میکُشد‌مرا :)!❤️‍🩹³¹⁵