◀️ضریح سیمانی، صحن خیابانی
🔴 ذبح آدابی دارد، حتی ذبح نفس. قتال هم حتی قتال با نفس؛ تا آمادگی و بیداری نباشد، هیچ حرکتی رخ نمیدهد. این همه ماجرای مردمی است که شبها خودشان را میرسانند تا مقتل و مسلخ رهبرشان. پس از ۳۶ سال موقعیتی که خیابان شهید فریبرز کشوردوست در ذهن و حافظه ایرانیان پیدا کرده، حالا بیش از آنکه یک نقطه جغرافیایی باشد، سکوی رهایی است، لبه پرش از ارتفاعی که بین ما و دوستداشتنیترین مقام سیاسیای که دیدهایم، فاصله انداخته است. کشوردوست درست از آنجایی آغاز میشود که جمهوری تمام میشود، در تقاطع با ابوریحان که شاید اگر زنده بود، مینوشت چه بیان و کلامی میتواند رابطه این زن و مرد و کودک و جوان ایرانی با آیتالله خامنهای را توضیح دهد.
🔴 مردمی که شبها هر جا باشند، راهشان را کج میکنند تا همانجایی که یک روزی صف میکشیدند برای ورود به حسینیه امام خمینی (ره) و نگاهی به درودیوار میکنند و گردن میکشند تا بالای این نیوجرسیهای سختی که گذاشتهاند تا کسی خانهاش را، بیت رهبری را ویران نبیند. مثل همان موتورسواری که آن شب آمد. مرد در تقاطع صالحی-کشوردوست ایستاد. موتورش را خلاص کرد. پسربچهای که پشت سرش نشسته بود، ایستاد و پرچم ایران را بالای سرش چرخاند و زن جوانی که انتهای موتور نشسته بود، بیهوا زد به پیشانیاش و گریهاش بلند شد. پنجدقیقهای به همین منوال رفت و مرد رو به زن کرد و گفت بریم و آهی کشید و موتور را حرکت داد. کشوردوست، هر شب همین جوری است. عدهای میآیند در خیابانش مینشینند روی زیلوهای آبی طرح زلفک میبد بیت و بیروضه و بیسروصدا گریه میکنند. آن جلو یک صندلی گذاشتهاند و چفیهای انداختهاند رویش تا به یاد بیاورند که رهبر شهید از اردیبهشت ۱۳۷۹ این نشان رزم را بر تن کرده.
🔴 آخر خیابان، دو لاله و شمعدان گذاشتهاند و رزهایی که پرپر شدهاند تا نور چراغی که تابانده میشود روی قاب عکس رهبر شهید توی چشم بیاید.شاید نشانهای از دلِ خون همه آنانی که دلشان میتپید برای آنکه ساعتی یا روزی در این خیابان بیایند و با اضطرابی شبیه اضطراب بچهها وقت رسیدن یک مهمانی بزرگ، گیتهای بیت را رد کنند و حیاط پر دارودرخت متصل به ساختمان حسینیه امام خمینی(ره) را با قدمهای تند پشت سر بگذارند و کفشهایشان را به در آورند و پرواز کنند تا صفهای جلو تا قاب چشمهایشان پر شود از قامت «آقا».
🔴حالا نه حسینیه هست، نه آن دارودرخت و نه «آقا» که تپش قلب ایرانی بود که ۴۷ سال است زخمخورده اما زانو نزده. ساعتی از مراسم در رواق کشوردوست گذشته و هنوز عدهای پشت این دیوارهای بلند حسرت میکشند یا قرآنهایشان را از خانه آوردهاند و یاسین میخوانند برای کسی که نور بود برای زندگیشان.شاید هم واقعه میخوانند برای خودشان که صبح شنبهای، بیخبر و بدون مقدمه، یتیم شدند....
🔴 روضههای مجسم و مکشوفی از عصر عاشورای شهید خامنهای که ۳۶ سال طول کشید. بعضیها از خیابان صالحی، بعضیها از خیابان دانشگاه و بعضیها هم بعد از مراسم از رواق کشوردوست میآیند تا ورودی جایی که هیچوقت برایشان بنبست نبود و حالا نزدیکترین موقفی است به مقتل پدرشان. ناخودآگاه دستبهسینه میبرند. اول میگویند آقا و بعد گریه میکنند و آخر هم به همان سمت درهای بیت میایستند و به سیدالشهداء سلام میدهند. مثل همان وقتهایی که در صف میایستادند برای دیدار آقا و اتفاقی به سمت قبله ایستاده بودند. بعضیها حتی از آن دو سهنفری که هر شب آنجا جلوی آن دیوار بتنی بلند پاس میدهند، چیزهایی میپرسند.
🔴 از میزان خسارتها شروع میکنند تا میرسند به این سؤال که «آقا چطوری شهید شد؟» چیزهایی شنیدهاند که معلوم نیست واقعیت داشته باشد یا نه. میترسند برای محبوبشان اتفاق بدی افتاده باشد. یکی هم آن وسط پیدا شده و بنا میکند به روضه خواندن از زبان امام رضا علیهالسلام که ریان ابن شبیب! اگر خواستی برای چیزی گریه کنی، برای حسین علیهالسلام گریه کن! گویا قرار است آقا را مشهد دفن کنند. زائران کشوردوست وقتی میروند، هنوز گریه میکنند. اشکهایشان جاری است، اما مشتهایشان گرهکرده. سبک نشدهاند، اما جهان را بیمقدار میبینند و این از نشانههای اراده قربانی شدن در راهی است که آیتالله شهید باز کرده. از همین رواق و خیابان و بیت و حسینیه. چون ذبح آدابی دارد، حتی ذبح نفس. قتال هم حتی قتال با نفس.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://eitaa.com/asar1398
◀️ مردمیار
🔰نگاهی به جایگاه ملت در منش مدیریتی شهید سید ابراهیم رئیسی در دومین سالگرد شهادت رئیس جمهور هشتم
در نظر کسی که در واقعه عجیب و نادر سقوط هلیکوپتر به شهادت رسید، مردم سوژه سیاست نبودند، توده و رعیت نبودند، لزومی ندارد «بر» آنها حکم راند، بلکه لازم است «در» آنها جستوجو کرد و «با» آنها پیش رفت.
سیدابراهیم رئیسی، دستهبندیهای معمول مردم از نظر طبقاتی یا سیاسی را باور نداشت و تا سرحد جان میکوشید زندگی و زیست آنها را نه از بالا و نه به عنوان یک کارگزار سیاسی، بلکه در جایگاه یک هماهنگکننده یا تسهیلگر سامان دهد. برخی شهید رئیسی را فاقد کاریزمای سیاسی میدیدند و بعضی با القاب توهینآمیز در تلاش بودند او را فاقد توانایی مدیریت مسائل ترسیم کنند. ۳ سال ریاست جمهوری او، موقف به فعلیت درآوردن استعدادهایی بود که اولاً نادیده گرفته شده بود و ثانیاً به سیاست راه نیافته بود.
سیدابراهیم رئیسی، مردم را همرده اعضای کابینهاش میدید و پاستور را در سفر به گوشهگوشه ایران پهناور تعریف میکرد. هر جمعه، جایی میرفت و لحظهای را برای پیگیری، راهبری و حل مسأله از دست نمیداد. اگر قرار باشد برای دولت سیزدهم، نام معتبری برگزیده شود باید به همین روحیه و انگیزه توجه داد.
اما این همه ماجرا نیست.
مردمی که احساس مشارکت در کارهای کشور کنند، هر چه دارند، به میدان میآورند و از این جهت است که تنها در ۳ سال، شگفتیهای اقتصادی بینظیری مانند رسیدن به رشد اقتصادی از صفر به ۵ درصد بروز میکند.
در ۲ سالی که از شهادت آقای رئیسی گذشته، کشور دچار برخی تصمیمات و اشکالی از سیاستورزی شده که نشان میدهد مردمی بودن رئیس دولت و متواضع بودنش و چیزی برای خود نخواستنش، کافی نیست. گوش سپردن به مسائل مردم و میان آنها رفتن، چاره تام نیست. باید فکری کرد و اتفاقا باید کلید را در همان قفل جستوجو کرد. طرح صمیمانه مشکلات با مردم یا اصرار مداوم به اینکه ما به فکر شماییم و مملکت متعلق به شماست، گرهی از مشکلات مردم باز نمیکند.
ساخت قدرت ملی اتفاقاً از بطن شناسایی صحیح مسائل آغاز میشود. اداره روزمره کشور به دلیل ساختار مستحکم بروکراسی کشور کار چندان دشواری نیست. پیدا کردن راهحل در شرایط تحریم و جنگ، گشودن راههای جدید و ترسیم امکانها از استعدادهای پنهان، تخصص شخصیت مردمدار رئیس جمهورِ شهید بود. او فقط گوش نمیکرد، بلکه برای درددلها و شکوائیهها و دردها، چارهجویی هم میکرد؛ آن هم نه از جاهایی و به شیوههایی که موهوم باشد و مردم را بدهکار کند.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001krs
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️شرایط جنگی در جنگهای هیبریدی
🔰چهار الزام شرایط جنگی و دو اهرم اجرا
✍️ محمد رستمپور
شرایط جنگ، اقتضائات و التزاماتی دارد و نگرش و اقدام متفاوت و متمایزی میطلبد اما چند مؤلفه سبب شده ایجاد و نگهداشت این شرایط دشوار باشد. اولاً اصل موضوع به خودی خود دشواریها و پیچیدگیهایی دارد. ثانیاً پرهزینه و طولانی شدن جنگها باعث میشود رقیب -بویژه آنکه مثل آمریکا و رژیم صهیونیستی از اخلاق و انسانیت خالی باشد- جنگ را به مناطق حساس بکشاند تا مقاومت را بشکند. با این وصف، جنگ پیامدهای خسارتباری دارد که برای ممانعت از آنها یا تعدیلشان، لازم است شرایط و الزامات متناسب با جنگ را اتخاذ کرد.
در یک نگاه کلی، ۴ خصیصه اساسی شرایط جنگ را به ترتیب زیر میتوان فهرست کرد:
اولاً در شرایط جنگ نباید توانها و امکانها را پراکنده کرد. در نتیجه، خصیصه یا الزام اول در شرایط جنگ، اصلی/ فرعیسازی مسائل است؛ پرهیز از طرح هر گونه مساله فرعی که اذهان را پراکنده کند و به علاوه تبعات جنگ مانند گرانی، تشویش و دلمشغولی بسازد.
ثانیاً در شرایط جنگ، به فرماندهی متمرکز نیازمندیم. هر اندازه در جنگ هیبریدی، نظم چریکی و کنار گذاشتن سازماندهی خطی در مقابله نظامی با دشمن مؤثر است؛ این شکل از اداره مسائل که هر که بر اساس فهم و به مدد توانایی و قابلیتهای به دست آمده در جنگ، مأموریت خود را پیش ببرد، خطاست. اگر تابآوری ۲ رکن داشته باشد، حتماً یکی از آن دو، بروکراسی است و دور زدن بروکراسی و کوشش برای ساخت نظم جدید اداری بدون هماهنگی و همراهی نظم موجود، صرفاً آشفتگی به بار میآورد.
ثالثاً شرایط جنگ ایجاب میکند دفع تهدید به جای رفع تهدید در اولویت قرار گیرد. دفع تهدید، یک وجه پیشینی و ابتکاری دارد و رفع تهدید، یعنی برطرف کردن تهدید پس از وقوع، ممکن است شما را مجبور به اتخاذ تصمیماتی کند که هزینه هنگفتی دارد.
رابعاً در صورت شناسایی تهدید، برای رفع آن باید همه نیروها و امکانها از هر دستگاه و سازمانی را بسیج کرد تا آن تهدید به فوریت حل شود. مشارکت شهرداری تهران در اسکان خسارتدیدگان از جنگ، بهترین و گویاترین مثال برای خصیصه یا التزام چهارم شرایط جنگ است.
برای اجرای این ۴ الزام به ۲ اهرم اساسی نیاز داریم: «مشارکت همگانی» و «شفافیت سیاسی».
اگر فضای تعلیق طولانی شود و سایه جنگ همچنان بر سر کشور وجود داشته باشد، حفظ شرایط جنگ بویژه از نظر ذهنی در افکار عمومی دشوار خواهد شد و اینجاست که به این ۲ اهرم نیاز مبرم داریم تا ابهام و تعلیق به تردید و التهاب منجر نشود. گام اول هر دوی این اهرمها از میدانی آغاز میشود که بزرگترین دستاورد جنگ برای ایران بوده است: «خیابان».
خیابان باید بداند اولاً در جریان اداره کشور مؤثر است، ثانیاً با واقعیتهای سختی که ممکن است در طول ماههای آینده با آن مواجه شود، آشنا شود؛ بویژه در حوزه اقتصاد که جز با همراهی و همیاری خود او ممکن نیست.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001ktE
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ملت مبعوث، مجلس تراز
🔰رهبر سوم انقلاب، ۱۸ پیام و یک دستور واحد
«نهضت نرمافزاری»، «نفوذ جریانی»، «شبیخون فرهنگی»، «اقتصاد مقاومتی»، «تمدن نوین اسلامی»، «کرسیهای آزاداندیشی» و دهها مفهوم دیگر در طول ۳۷ سال رهبری آیتالله شهید خامنهای در رسانهها، افکار عمومی و محافل دانشگاهی و حتی در میان گفتوگوهای قومی و خویشاوندی منتشر شده است.
دومین ولی فقیه پس از انقلاب اسلامی، مانند مؤسس و بنیانگذار جمهوری اسلامی، کوشش فراوانی به کار بستند تا از طریق واژهسازی، مفاهیم ذهنیشان را در یک سیر تدریجی از طریق تکرار و تنوعبخشی به اقشار مختلف جامعه برسانند تا مبتنی بر توان و استعداد همگی آنها، حرکت عمومی جامعه برای نیل به مقاصد و آرمانها به کار گرفته شود.
از ۲۱ اسفند تا همین پریروز، یعنی ۷ خرداد، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، ۱۸ پیام مکتوب داشتهاند که بر مبنای همان سیر صدور پیامهای رهبر شهید انقلاب اسلامی جریان یافته؛ یعنی استفاده از قالبهای ذهنی جامعه که صدور پیامهای آیتالله شهید خامنهای در مناسبتها را انتظار داشت.
غیر از ۴ پیام به مناسبت شهادت فرماندهان و مقاماتی که پس از زعامت ایشان رخ داده و ۲ تشکر از پیام تسلیت و یک دستور به ادامه خدمت منصوبان رهبر شهید، باقی پیامها بر اساس تقویم امام شهید انقلاب اسلامی صادر شده، مثلاً پیام در روز ملی خلیج فارس یا پیام به مناسبت روز معلم. صرف نظر از محتوا، تکیه عامدانه بر این فرم و قالب، ذهن مخاطب را در میانه یک جنگ وجودی که ۲ قدرت نظامی و امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کردهاند، به یک ثبات روانی میرساند و در او شکلی از اطمینان خاطر از بقای ساختار و نظاممندی ایرانِ پس از جنگ سوم تحمیلی میسازد.
تأکید بر اینکه «اختلاف موجه» هم ممکن است تفرقه دشمنپسند بسازد، همچنین توجه به اینکه باید هم در گفتار و هم در رفتار، «یکپارچگی اجتماعی» را به ظهور رساند؛ آن هم در پیام به نمایندگان مجلس که به «صیانت از وحدت» و «پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی» دستور داده شدهاند، نشان میدهد آنچه در پیام نوروز به عنوان نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق خوانده شده بود، به درستی پاسداری و حفاظت نشده است. در همان پیام نوروز تأکید شده بود رسانهها «از پرداختن به نقاط ضعف به طور جدی خودداری کنند؛ در غیر این صورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد». با این حال، پیام جدید تأکید دارد حتی طرح اختلاف موجه در شرایط کنونی به صلاح نیست.
پیچیدگی جنگ ادراکی جاری، همچنین این ادراک که دشمن در ۵ سال اخیر در حرکت مرموز خود در هدفگیری منابع قدرت جمهوری اسلامی ایران، موفقیتهایی داشته، برخی را بر آن داشته تا شب و روز نداشته باشند و کاری کنند تا شرمنده تاریخ، وجدان و شهدا و بویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی نباشند. اینجاست که اهمیت و برجستگی پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای آشکار میشود. تعیین دستورکار و وظیفهسازی برای دلسوزان و تأکید بر ادای کارکرد هر یک از اشخاص و نهادها آن دلسوزی و بیقراری و تعهد را در مسیری قرار میدهد که باید.
بر این اساس، نخبه سیاسی از جمله نماینده مجلس، کوشش مجدانهای به کار میگیرد تا کارکرد خود در میدان جنگ سوم تحمیلی را بر اساس فرمان ولی فقیه بیابد، نه آنچه خود میفهمد.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kuv
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️آخرین نبرد رستم قاسمی و موساد
🔰عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم
۹ آبان ۱۴۰۱ انتشار تصویری از رستم قاسمی، وزیر وقت راه و شهرسازی دولت جمهوری اسلامی ایران در محوطه برجهای دوقلوی پتروناس در کوالالامپور مالزی به بلوایی پردامنه تبدیل شد. تصویر را یکی از خبرنگاران سعودی اینترنشنال درز داد و به دروغ جوری القا کرد که رستم قاسمی با یک زن نامحرم عکس گرفته است. این در حالی بود که خانم حاضر در عکس، همسر مرحوم قاسمی بود و عکاس با شیطنت توانست یک لحظه بخصوص را از حضور مرحوم قاسمی در کنار همسرش شکار کند. ۱۷ آذر ۱۴۰۱ رستم قاسمی ۲ هفته پس از کنارهگیری از وزارت، به دلیل ابتلا به سرطان از دنیا رفت اما روی سنگ قبرش، نام شهید حک شد.
۳ سال و ۷ ماه و ۱۰ روز پس از آن ماجرا، روزنامه اسرائیلهیوم در بدرقه دیوید بارنیا، رئیس موساد که جای خود را به رومن گافمن میدهد، در گزارشی تفصیلی افشا کرد آن انتشار و آن بلواسازی کار موساد بوده تا به جای ترور رستم قاسمی، با بیاعتبارسازی، او را کنار بزند.
گزارش اسرائیلهیوم از یک ماشین سمپاشی پرده برمیدارد که بر اساس حسابهای جعلی در شبکههای اجتماعی شکل گرفته و به دنبال پیادهسازی اهداف رژیم در فضای عمومی ایران است.
ساخت این ماشین، حاصل درک روندها و سازوکارهای کار رسانه در ایران پس از چند ده گفتوگو با کارشناسان عملیات روانی، متخصصان بازاریابی و کارشناسان ایران در نهادهای مختلف اطلاعاتی درون رژیم صهیونیستی است که البته طی چندین عملیات گسترده بویژه جنگ ۱۲ روزه باز هم به هدف اساسی موساد یعنی «تغییر رژیم» نینجامید.
این گزارش اگرچه کار موساد در ایران در ۴ سال اخیر را بسیار بزرگ و اغراقشده نشان میدهد، بیانگر واقعیاتی است که مرور آن میتواند دست اسرائیل را از مرز و ذهن و زبان ایرانیان کوتاه کند.
مهمترین و چه بسا اساسیترین نکته گزارش که در دوره رئیس جدید موساد نیز تداوم خواهد یافت، آن است که اسرائیل در رسانههای ایران، چه رسانههای عمومی و چه رسانههای اجتماعی نفوذ و حضور دارد. این نفوذ و حضور بارها پیش از این با ادبیات گوناگون از جمله تعبیر دستکاری در افکار عمومی تذکر داده شده است.
مصداق عینی برای دستکاری در افکار عمومی از دید آیتالله شهید خامنهای یعنی اختلافافکنی، تردیدسازی در محکمات انقلاب و تردیدسازی در مقاومت در مقابل دشمن، در روزها و شبهای پس از وقوع آتشبس در افکار عمومی کشور برجسته شده است.
اختلاف میان قوا، اختلاف میان اعضای تیم مذاکرهکننده و گروهی را موافق توافق و گروهی را مخالف آن نشان دادن، همچنین القای بیفایده بودن مقاومت یا از دست رفتن همه چیز، چه بسا همان نکته مورد پسند موساد باشد که ۵ آذر ۱۳۷۶ امام شهید انقلاب اسلامی در دیدار بسیجیان تذکر دادند:
«امام بزرگوار، مکرر میفرمودند گاهی دشمن با ۱۰ واسطه، یک نفر را تحریک میکند که حرفی بگوید یا کاری را انجام دهد! اگر شما بخواهید دشمن را بشناسید، باید ۱۰ واسطه را طی کنید و بروید. دشمن انقلاب در ایران، یعنی ایادی استکبار جهانی، راحت میتوانند ۱۰ واسطه پیدا کنند».
مطالبهگری صحیح از مدیران و مقامات، باید بر اساس همان اصولی باشد که رهبر شهید به همه آموختند؛ یعنی عدم استفاده از ادبیات سیاسی دشمن، کسب اطلاع از وضعیت، مطالبهگری در خدمت حل مسأله، ادبیات علاججویانه و مشفقانه، کوشش برای فهم نقشه دشمن و اجتناب از مخرج مشترک دشمن بودن و البته تکیه بر محکمات و مسلمات و پرهیز از اقدام بر اساس شنیدهها و شایعات، تا نادانسته عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم.
موساد بر انهدام منابع قدرت در ایران تمرکز کرده و چه منبع قدرتی بزرگتر و اثرگذارتر از جمعیتی که ۹۵ شب است در سرما و گرما و باد و توفان، زیر صدای پدافند و موشک و پس از آن، وفاداری خود به نظام اسلامی را اثبات کردهاند.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kwS
🆔https://eitaa.com/asar1398
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وحدت به معنی ندیدن جفاهای گذشته نیست، وحدت به معنی مرور هوشمندانه تاریخ است تا رهبر جدید انقلاب اسلامی همان مظلومیتی که رهبر شهید انقلاب تجربه کرد، تجربه نکند!
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️سه تاکتیک مهم دشمن در جنگ ترکیبی
🔰جنگ ترکیبی همان جنگ هیبریدی نیست
مردمی که ۱۰۰ شب در سرما و زیر باران، زیر تهدید و صدای پدافند، عزادار و خسته به خیابان آمدهاند، اگر احساس کنند به آرمانشان خیانت شده یا سرمایهشان از دست رفته، دلسرد میشوند.
دشمن اولاً سعی میکند بترساند، ثانیاً کوشش میکند تردید بسازد و ثالثاً تبعیض را تلقین میکند. در اولی، ترس از دست دادن، در پی هیجانیسازی کنش رقیب است. در دومی، تردید نسبت به مسیر طیشده، پشتیبانی اجتماعی را کمرنگ میکند و در سومی، هر نوع اختلاف طبیعی را به یک نزاع پوچ پردامنه مبدل میکند.
بردن این سه، یعنی ترس و تردید و تبعیض در اقتصاد و سیاست، بویژه در یک سیر زمانی طولانی، همراه با بمباران شایعات و موهومات، دست برتر ایران در معادله چندوجهی جنگ را پایین خواهد آورد و جامعه را از بهرهبرداری از نتیجه مقاومت محروم خواهد کرد.
در مقابل، افشای ردپای دشمن در عرصههایی که به صورت معمول، در ذهن افراد، میادینی غیرنظامی و غیرسیاسی شناخته میشود، ضروری است. همچنین انتقال این احساس به جامعه که کشور در همان ساختار بروکراتیک خود در حال طی روزگار است، در مقابله با تردیدها، ترسها و تبعیضها مؤثر است. در شرایط کنونی، نوعی رسانهزدگی از اخبار جنگ و رخدادها در جریان است که نقش اقدامات مهم و اثربخش و امیدآفرین را در ذهن جامعه کمرنگ میکند.
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001kxo
🆔https://eitaa.com/asar1398
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 در مسیر رسیدن به توافق با آمریکا، ما با یک «الاکلنگ دو متغیره» روبرو هستیم؛ از یک سو، بیاعتمادی به تیم مذاکره (به دلیل تناقضات داخلی و عملیات روانی دشمن) و از سوی دیگر، انتظارات بسیار بالای جامعه و نیروهای جانفدا
🔸 وقتی حلاوت پیروزی در ذهن جامعه چنان بالا رود که هر توافقی — هرچقدر هم واقعبینانه باشد — یک «باخت» تلقی شود، مسیر اقناع دشوار میشود.
🔸 راه خروج از این وضعیت، رسمیت بخشیدن به «آگاهی اجتماعی» است. اگر ما میخواهیم یک توافق ممکن را برای جامعه ترسیم کنیم، باید او را در جریان وضعیت قرار بدهیم. در حقیقت اقناع مردم، نیاز به ملزوماتی دارد که باید از سوی حاکمیت فراهم شود.
https://eitaa.com/asar1398
◀️چرخه «اعتماد پایین» و «انتظارات بالا»
🔰دو بحران پیش روی ایران در مذاکره با آمریکا
ترامپ با توییتها و پستهای پرتکرار و نتانیاهو با نقضهای مکرر آتشبس درتلاشند ضمن ایجاد دست برتر به تثبیت معادله ذهنی خود در مذاکرات بپردازند و اینسو ایران تنها پس از درز اخبار و شکلگیری ذهنیتها و روایتها، با ارائههای متناقض عملاً به آنچه آمریکا بهدروغ در پی ترسیم آن است، رنگ میدهد. ترس از تکرار رویدادهای تلخی که در گذشته نهچندان دور بر ایران رفته، بهویژه تجربه بسیار عبرتآموز برجام در ترکیب با اندوه فقدان رهبر شهید انقلاب، آن هم درست در جریان مذاکرات هستهای با آمریکا به میانجیگری عمان عملاً اعتماد به تیم و راه مذاکرهکننده هستهای را در پایینترین سطح ممکن قرار داده است.
از سوی دیگر نمیتوان انکار کرد موضوعاتی همچون رفع کامل تحریمها یا آزادسازی داراییهای بلوکهشده، بیش از آنکه پیروزی دیپلماتیک باشد، به یک «تله عسل» برای توقف جنگ پس از ۴۰ روز نبرد پایاپای مجاهدانه با آمریکا و اسرائیل شباهت داشته است.
تلاقی این دو، یعنی انتظارات غیرواقعی از یک توافق مطلوب و کماعتمادی به تیم مذاکرهکننده، به انضمام بیتوجهی مطلق برخی نخبگان سیاسی به آنچه در بیان رهبر رشید انقلاب، موهبت وحدت خوانده شده و اصرار بر دوگانهسازیهای جناحی و القای خیانت برخی چهرهها سبب شده افکار عمومی و بهویژه مردم حاضر در میادین و تجمعات با بدبینی مطلق به هر آنچه در رسانهها مطرح میشود، نگاه کنند.
اهرم سنگین این بدبینی، بیتصمیمی در مورد توجیه جامعه نسبت به شرایط جنگی است که بهویژه با محاصره دریایی امکانهای حکمرانی علیالخصوص در حوزه اقتصادی را محدود کرده است. در نتیجه، انتظارات غیرواقعی، مواجهه انتقادی غیراصولی با موضوع را شکل داده و این مواجهه به کاهش اعتماد به مذاکره و تیم دیپلماسی منجر شده است. این چرخه عملاً به تیرکمانی برای هدفگیری تابآوری تبدیل شده و در حال هدررفت نیروی متراکم قدرتمند خیابان است.
در برابر این چرخه و این فرسایش باید ایستاد و در گام نخست باید کوشش کرد واقعیت آنچه تجربه جنگ برای ایران به همراه داشته است، به جامعه منتقل کرد.
باخت مفتضحانه آمریکا و اسرائیل در تغییر نظام سیاسی یک کشور، تغییر نقشه و ناتوانی در تجزیه آن، شکست در دخالت در تعیین رهبری و ناتوانی در نابودی توان موشکی و نیروی دریایی یک کشور یا باز کردن یک آبراهه با حملات مستمر هوایی، موضوعاتی نیستند که هر سال اتفاق افتد. پیروزی ایران در جنگ تحمیلی سوم، قطعی است؛ اگرچه مطلق نیست.
چیزی که از ابتدا نشدنی است، نه باید به جامعه فروخت و نه باید برایش رؤیابافی کرد. آنچه در ۱۰۵ روز گذشته رخداده، شگفت و بینظیر و باورنکردنی است.این حماسه را باید روایت کرد و البته باید بدان امتداد داد. جنگ تمام نشده و بیش از این نیز در میدان نظامی، امکان تداوم ندارد.
آنچه ایران را در این نبرد پیروز کرد، یعنی تبحر در پیشبرد راهبردهای جنگ نامتقارن، نباید به نقطهضعف او تبدیل شود. جنگ برده در میدان نظامیگری، به باخت در میدان اقتصاد تبدیل نخواهد شد. نتیجه نبرد معلوم است و مذاکره در بدترین شکل ممکن میتواند صرفاً امتیازات حریف را بیشتر کند، نه اینکه از اساس نتیجه را برگرداند.
برای آنکه توافق یا تفاهم یا توقف جنگ در افکار عمومی فراگیری بیشتری پیدا کند، باید از ابهام، کلیگویی، انتشار قطرهچکانی، راهدادن اختلافات به عرصه عمومی و بهویژه زرنگبازی سیاسی دست برداشت و با انتشار اطلاعات کافی و توجیه عمومی وضعیت کشور و تبیین نقاط درگیری و اصطکاک با طرف مقابله که بسیار دروغگو و جاعل است؛ کوشید اعتماد را ترمیم کرد.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://farhikhteganonline.ir/news-paper/page/280294
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️بیت ایران
🔰حسینیه دیروز، زینبیه امروز
ما بهش میگفتیم «بیت رهبری»، موقعیتیابها نوشته بودند «پردیس حکومتی». ما میرفتیم و امیدوار و مغرور بازمیگشتیم و سیاستمدارهای خارجی میرفتند و متعجب و فکور بازمیگشتند. ما ۳۶ سال چشممان بهش بود و ضدانقلاب ۳۶ سال چشم ازش میگرفت.
بیت از حوالی همان سال ۱۳۶۸ بیت شد؛ از همان روزی که رئیسجمهور محبوب، آقا شد. از همان دفتر ریاستجمهوری در پاستور تا یک زمین خالی در همان نزدیکی که حسینیه امام خمینی شد.
روی صفحه بالایی موقعیتیاب نوشتم «کشوردوست» و هشدار آمد «مسدود است» و دکمه «رفتن» را زدم؛ حوالی همان کوچههای خیابان صالحی و دانشگاه و کشوردوست که پر شده بود از ماشین و مینیبوس و مأمور انتظامی.
بیت هنوز همان جاست، در فلسطین جنوبی و حالا در جوار حسینیه امام خمینی، گرد و غبار از زینبیه برداشتهاند. همان صفها، همان گشتنها، همان سلام و علیکها و خوش و بشها اما این بار حسینیه دیوار ندارد و موکتهای زیر پای عزاداران دهه اول محرمِ مهمانِ بیتِ رهبری، طرح میبد و به رنگ آبی نیست. خبری هم از گردن کشیدنها تا صفهای جلویی نیست. آن که مقتدا و مراد و پدر بود، در فاصله چندده متری همین جایی که سیاهیها زده شده، عروج کرده است.
همهمه است، نگرانی است و تشویش. مثل همان ۸ روزی که بیرهبر بودیم. با این همه، باز هم چیزی ته دلمان میجوشد، از جنس همان قلقلِ شب عاشورای سال پیش که ناگهان فواره زد و تا چشمهایمان بالا آمد. بعضیها روضه شروع نشده، اعتکاف گرفتهاند و در خود فرورفتهاند. مثل اینکه شرمندهاند که وقتی آمدهاند که صاحبخانه نیست. سکویی ساختهاند آن جلو و منبری که از بمباران حسینیه در امان مانده و البته صندلی و قاب عکسی به یادگار از رهبر شهید. مثل عاشورا همه چیز را حرامیان غارت کردهاند.
اما چه چیز حسینیه دیروز را به زینبیه امروز پیوند میزند؟ اگر مسیر همان است و مقصد همان، چه فرق دارد سیدعلی خامنهای رهبر این کشور باشد یا سیدمجتبی خامنهای؟ آری! مرگ طبیعی زیبنده آن رهبر مجاهد نبود. آنچه جرقه میشود برای هقهق این جماعتی که هنوز گذر از حسینیه و زندگی در زینبیه را درک نکردهاند، این است که میتوانستند فدایی آن راه و مرام و مسلک باشند.
مثل همه آن شهدایی که در این جنگ نابرابر پیشاپیش ولی فقیه جان دادند یا فراق او را تاب نیاوردند. غصه یک فرصت خوشبختکننده دارد گلوی همه حاضران در بیت رهبری را میفشارد. همان غصهای که جوانهایی از دورترین مسافتها از خراسان و سیستان و گیلان و آذربایجان و همه ایران تا خوزستان را برانگیخت تا به فرمان امامی که نه دیدهاندش و نه از او حکم خصوصی گرفتهاند، لبیک بگویند و خودشان را برسانند خط مقدم. همان غصهای که بیخ گلوی همه ایرانیهایی بوده است که عزت میخواستند و شرافت را بر آسایش ترجیح میدادند و این شد که در سایه سنگین و سرد تحریم، گوشه آزمایشگاهها و کنج دانشگاهها یا در قعر تونلها و انتهای سولهها، اکسیر غلبه بر استکبار میساختند.
اگر آیتالله سیدعلی خامنهای در حسینیه امام خمینی(رض) فرمان میراند، آیتالله سیدمجتبی خامنهای در زینبیه امام خامنهای(رض) حکم میکند و این نامها و مکانها، حتی اگر موقعیتیابها نشناسندشان، ادامه خواهند یافت.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://vtn.ir/001l4f
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️چگونه یک رهبر جان مردم شد
🔰سه ویژگی رهبری آیت الله خامنهای
آن ساعت تلخ، آن روز سیاه، آن هنگامه بلا، آن لحظه ترسآور رسیده است. بیآنکه ما که در همه این سالها به این وقت فکر کرده بودیم، برایش آماده باشیم. در آن دلهره خشمآلود پس از شهادت سرداری که علمدار قدرت ایران بود، در آن غم بیچارهکننده پس از شهادت سیدحسن نصرالله که حافظ عزت ایران بود و در همه لحظههایی که این و آن در ادراک و شناخت و مدیریت و راهبریاش درمانده میشدند، زیر همه فشارهای خردکننده و رنجهای ناتوانکننده، ما قوی بودیم و زانو نزدیم، چون نگاهمان به بیت رهبری بود که کلام مردی متصل به آسمان تسکین میدهد، ترمیم میکند، تنظیم میکند و ترسیم میسازد.
او پیش و بیش از همه، به ایران یاد داد باید برخاست و باید تا پای جان شمشیر زد و مجاهدت کرد، دشمن و خصم هر که میخواهد باشد؛ در زندگی فردی یا اجتماعی. خامنهایِ شهید، بهروزترین و کاملترین نمونه و مثال اراده انسان در جهان صورتهای جبرگرایانهای است که ستم را توجیه میکند و حتی معقول نشان میدهد.
رهبر شهید ایران اثبات کردند ایوب بودن، سلیمان بودن، موسی و عیسی بودن، یعقوب و یوسف بودن، خضر و شعیب بودن، شدنی است؛ آن هم در زمانهای که لبالب است از شرور و شایستگی، کنارهگیری از همه ارتباطات و تعاملات تفسیر میشود. ماندن در میدان، مقابله با نظم و ابتنایی که روی خون استوار شده و در و دیوارش را سیاهی کردارهای نفسانی ساخته و بهویژه برهمزدن سیر و مسیر سقوط انسانی که محتوم خوانده میشود، هنر بزرگ دو ولی فقیهی است که ایران پس از انقلاب را هدایت کردند.
ایرانی که یک روحانی فرهیخته و تاریخشناس و دلسوز و فهیم مانند آیتالله خامنهای ساخت،
اولاً بهرهمند از یک استقلال عمیق و زیربنایی و گسترده است. ایشان هر چه را غیرایرانی بود، از فکر تا محصول، از دید تا عمل، نمیپسندیدند و البته با اقدامات تحجرستیزانه کوشیدند زمینهای بومی و کارآمد برای تأمین نیازهای زیستی ایرانیان در همه ابعاد را نیز فراهم کنند.
ثانیاً آنچه از میراث رهبر شهید پیش روی ماست، در یک نظم تدریجی اما غیرکاهلانه در نزدیک پنج دهه اخیر پدید آمده است. توفیق ایران در علم، عزتمندی ایران در فناوری، پیشرفت ایران در ورزش، دستاورد ایران در دفاع و درخشندگی ایران در تامین نیازهای زیرساختی، همه و همه در یک سیر تدریجی و زمانمند حاصل شده است.
تمرکز رهبر شهید بر استقلال و عزت ایران و توجه به عنصر زمان، برآمده از کیاست و تدبیرشان بود ولاغیر.
ثالثاً این استقلال و قدرتمندی زمانبندیشده، از خطوط فقهی و اصول دینی حکومتداری در عصر غیبت بیرون نزده است. آیتالله خامنهای، سیاستمدار زمانشناس فقیهی بودند که نشان دادند میتوان یک ملیگرایی دینی پدید آورد. استوارسازی احکام شرع بر مسائل و اقتضائات حکومت بهویژه در دوره مدرن که حل مسائل را فراتر از پایبندی به لوازم میبیند، کاری بس دشوار و فرساینده است.
متن کامل را اینجا بخوانید
https://vtn.ir/001l7v
🆔https://eitaa.com/asar1398