eitaa logo
اثر | محمد رستم‌پور
378 دنبال‌کننده
44 عکس
21 ویدیو
0 فایل
رسانه، سایبر، سیاست
مشاهده در ایتا
دانلود
◀️ملت مبعوث، مجلس تراز 🔰رهبر سوم انقلاب، ۱۸ پیام و یک دستور واحد «نهضت نرم‌افزاری»، «نفوذ جریانی»، «شبیخون فرهنگی»، «اقتصاد مقاومتی»، «تمدن نوین اسلامی»، «کرسی‌های آزاداندیشی» و ده‌ها مفهوم دیگر در طول ۳۷ سال رهبری آیت‌الله شهید خامنه‌ای در رسانه‌ها، افکار عمومی و محافل دانشگاهی و حتی در میان گفت‌وگوهای قومی و خویشاوندی منتشر شده است. دومین ولی فقیه پس از انقلاب اسلامی، مانند مؤسس و بنیانگذار جمهوری اسلامی، کوشش فراوانی به کار بستند تا از طریق واژه‌سازی، مفاهیم ذهنی‌شان را در یک سیر تدریجی از طریق تکرار و تنوع‌بخشی به اقشار مختلف جامعه برسانند تا مبتنی بر توان و استعداد همگی آنها، حرکت عمومی جامعه برای نیل به مقاصد و آرمان‌ها به کار گرفته شود. از ۲۱ اسفند تا همین پریروز، یعنی ۷ خرداد، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، ۱۸ پیام مکتوب داشته‌اند که بر مبنای همان سیر صدور پیام‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی جریان یافته؛ یعنی استفاده از قالب‌های ذهنی جامعه که صدور پیام‌های آیت‌الله شهید خامنه‌ای در مناسبت‌ها را انتظار داشت. غیر از ۴ پیام به مناسبت شهادت فرماندهان و مقاماتی که پس از زعامت ایشان رخ داده و ۲ تشکر از پیام تسلیت و یک دستور به ادامه خدمت منصوبان رهبر شهید، باقی پیام‌ها بر اساس تقویم امام شهید انقلاب اسلامی صادر شده، مثلاً پیام در روز ملی خلیج فارس یا پیام به مناسبت روز معلم. صرف نظر از محتوا، تکیه عامدانه بر این فرم و قالب، ذهن مخاطب را در میانه یک جنگ وجودی که ۲ قدرت نظامی و امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرده‌اند، به یک ثبات روانی می‌رساند و در او شکلی از اطمینان خاطر از بقای ساختار و نظام‌مندی ایرانِ پس از جنگ سوم تحمیلی می‌سازد. تأکید بر اینکه «اختلاف موجه» هم ممکن است تفرقه دشمن‌پسند بسازد، همچنین توجه به اینکه باید هم در گفتار و هم در رفتار، «یکپارچگی اجتماعی» را به ظهور رساند؛ آن هم در پیام به نمایندگان مجلس که به «صیانت از وحدت» و «پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی» دستور داده شده‌اند، نشان می‌دهد آنچه در پیام نوروز به عنوان نعمتی خاص از ناحیه حضرت حق خوانده شده بود، به درستی پاسداری و حفاظت نشده است. در همان پیام نوروز تأکید شده بود رسانه‌ها «از پرداختن به نقاط ضعف به طور جدی خودداری کنند؛ در غیر این صورت امکان وصول دشمن به مقصودش وجود دارد». با این حال، پیام جدید تأکید دارد حتی طرح اختلاف موجه در شرایط کنونی به صلاح نیست. پیچیدگی جنگ ادراکی جاری، همچنین این ادراک که دشمن در ۵ سال اخیر در حرکت مرموز خود در هدف‌گیری منابع قدرت جمهوری اسلامی ایران، موفقیت‌هایی داشته، برخی را بر آن داشته تا شب و روز نداشته باشند و کاری کنند تا شرمنده تاریخ، وجدان و شهدا و بویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی نباشند. اینجاست که اهمیت و برجستگی پیام آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای آشکار می‌شود. تعیین دستورکار و وظیفه‌سازی برای دلسوزان و تأکید بر ادای کارکرد هر یک از اشخاص و نهادها آن دلسوزی و بیقراری و تعهد را در مسیری قرار می‌دهد که باید. بر این اساس، نخبه سیاسی از جمله نماینده مجلس، کوشش مجدانه‌ای به کار می‌گیرد تا کارکرد خود در میدان جنگ سوم تحمیلی را بر اساس فرمان ولی فقیه بیابد، نه آنچه خود می‌فهمد. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001kuv 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️آخرین نبرد رستم قاسمی و موساد 🔰عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم ۹ آبان ۱۴۰۱ انتشار تصویری از رستم قاسمی، وزیر وقت راه و شهرسازی دولت جمهوری اسلامی ایران در محوطه برج‌های دوقلوی پتروناس در کوالالامپور مالزی به بلوایی پردامنه تبدیل شد. تصویر را یکی از خبرنگاران سعودی اینترنشنال درز داد و به دروغ جوری القا کرد که رستم قاسمی با یک زن نامحرم عکس گرفته است. این در حالی بود که خانم حاضر در عکس، همسر مرحوم قاسمی بود و عکاس با شیطنت توانست یک لحظه بخصوص را از حضور مرحوم قاسمی در کنار همسرش شکار کند. ۱۷ آذر ۱۴۰۱ رستم قاسمی ۲ هفته پس از کناره‌گیری از وزارت، به دلیل ابتلا به سرطان از دنیا رفت اما روی سنگ قبرش، نام شهید حک شد. ۳ سال و ۷ ماه و ۱۰ روز پس از آن ماجرا، روزنامه اسرائیل‌هیوم در بدرقه دیوید بارنیا، رئیس موساد که جای خود را به رومن گافمن می‌دهد، در گزارشی تفصیلی افشا کرد آن انتشار و آن بلواسازی کار موساد بوده تا به جای ترور رستم قاسمی، با بی‌اعتبارسازی، او را کنار بزند. گزارش اسرائیل‌هیوم از یک ماشین سمپاشی پرده برمی‌دارد که بر اساس حساب‌های جعلی در شبکه‌های اجتماعی شکل گرفته و به دنبال پیاده‌سازی اهداف رژیم در فضای عمومی ایران است. ساخت این ماشین، حاصل درک روندها و سازوکارهای کار رسانه در ایران پس از چند ده گفت‌وگو با کارشناسان عملیات روانی، متخصصان بازاریابی و کارشناسان ایران در نهادهای مختلف اطلاعاتی درون رژیم صهیونیستی است که البته طی چندین عملیات گسترده بویژه جنگ ۱۲ روزه باز هم به هدف اساسی موساد یعنی «تغییر رژیم» نینجامید. این گزارش اگرچه کار موساد در ایران در ۴ سال اخیر را بسیار بزرگ و اغراق‌شده نشان می‌دهد، بیانگر واقعیاتی است که مرور آن می‌تواند دست اسرائیل را از مرز و ذهن و زبان ایرانیان کوتاه کند. مهم‌ترین و چه بسا اساسی‌ترین نکته گزارش که در دوره رئیس جدید موساد نیز تداوم خواهد یافت، آن است که اسرائیل در رسانه‌های ایران، چه رسانه‌های عمومی و چه رسانه‌های اجتماعی نفوذ و حضور دارد. این نفوذ و حضور بارها پیش از این با ادبیات گوناگون از جمله تعبیر دستکاری در افکار عمومی تذکر داده شده است. مصداق عینی برای دستکاری در افکار عمومی از دید آیت‌الله شهید خامنه‌ای یعنی اختلاف‌افکنی، تردیدسازی در محکمات انقلاب و تردیدسازی در مقاومت در مقابل دشمن، در روزها و شب‌های پس از وقوع آتش‌بس در افکار عمومی کشور برجسته شده است. اختلاف میان قوا، اختلاف میان اعضای تیم مذاکره‌کننده و گروهی را موافق توافق و گروهی را مخالف آن نشان دادن، همچنین القای بی‌فایده بودن مقاومت یا از دست رفتن همه چیز، چه بسا همان نکته مورد پسند موساد باشد که ۵ آذر ۱۳۷۶ امام شهید انقلاب اسلامی در دیدار بسیجیان تذکر دادند: «امام بزرگوار، مکرر می‌فرمودند گاهی دشمن با ۱۰ واسطه، یک نفر را تحریک می‌کند که حرفی بگوید یا کاری را انجام دهد! اگر شما بخواهید دشمن را بشناسید، باید ۱۰ واسطه را طی کنید و بروید. دشمن انقلاب در ایران، یعنی ایادی استکبار جهانی، راحت می‌توانند ۱۰ واسطه پیدا کنند». مطالبه‌گری صحیح از مدیران و مقامات، باید بر اساس همان اصولی باشد که رهبر شهید به همه آموختند؛ یعنی عدم استفاده از ادبیات سیاسی دشمن، کسب اطلاع از وضعیت، مطالبه‌گری در خدمت حل مسأله، ادبیات علاج‌جویانه و مشفقانه، کوشش برای فهم نقشه دشمن و اجتناب از مخرج مشترک دشمن بودن و البته تکیه بر محکمات و مسلمات و پرهیز از اقدام بر اساس شنیده‌ها و شایعات، تا نادانسته عامل ماشین سمپاشی موساد نباشیم. موساد بر انهدام منابع قدرت در ایران تمرکز کرده و چه منبع قدرتی بزرگ‌تر و اثرگذارتر از جمعیتی که ۹۵ شب است در سرما و گرما و باد و توفان، زیر صدای پدافند و موشک و پس از آن، وفاداری خود به نظام اسلامی را اثبات کرده‌اند. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001kwS 🆔https://eitaa.com/asar1398
8.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وحدت به معنی ندیدن جفاهای گذشته نیست، وحدت به معنی مرور هوشمندانه تاریخ است تا رهبر جدید انقلاب اسلامی همان مظلومیتی که رهبر شهید انقلاب تجربه کرد، تجربه نکند! 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️سه تاکتیک مهم دشمن در جنگ ترکیبی 🔰جنگ ترکیبی همان جنگ هیبریدی نیست مردمی که ۱۰۰ شب در سرما و زیر باران، زیر تهدید و صدای پدافند، عزادار و خسته به خیابان آمده‌اند، اگر احساس کنند به آرمان‌شان خیانت شده یا سرمایه‌شان از دست رفته، دلسرد می‌شوند. دشمن اولاً سعی می‌کند بترساند، ثانیاً کوشش می‌کند تردید بسازد و ثالثاً تبعیض را تلقین می‌کند. در اولی، ترس از دست دادن، در پی هیجانی‌سازی کنش رقیب است. در دومی، تردید نسبت به مسیر طی‌شده، پشتیبانی اجتماعی را کمرنگ می‌کند و در سومی، هر نوع اختلاف طبیعی را به یک نزاع پوچ پردامنه مبدل می‌کند. بردن این سه، یعنی ترس و تردید و تبعیض در اقتصاد و سیاست، بویژه در یک سیر زمانی طولانی، همراه با بمباران شایعات و موهومات، دست برتر ایران در معادله چندوجهی جنگ را پایین خواهد آورد و جامعه را از بهره‌برداری از نتیجه مقاومت محروم خواهد کرد. در مقابل، افشای ردپای دشمن در عرصه‌هایی که به صورت معمول، در ذهن افراد، میادینی غیرنظامی و غیرسیاسی شناخته می‌شود، ضروری است. همچنین انتقال این احساس به جامعه که کشور در همان ساختار بروکراتیک خود در حال طی روزگار است، در مقابله با تردیدها، ترس‌ها و تبعیض‌ها مؤثر است. در شرایط کنونی، نوعی رسانه‌زدگی از اخبار جنگ و رخدادها در جریان است که نقش اقدامات مهم و اثربخش و امیدآفرین را در ذهن جامعه کمرنگ می‌کند. متن کامل را اینجا بخوانید vtn.ir/001kxo 🆔https://eitaa.com/asar1398
17M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 در مسیر رسیدن به توافق با آمریکا، ما با یک «الا‌کلنگ دو متغیره» روبرو هستیم؛ از یک سو، بی‌اعتمادی به تیم مذاکره (به دلیل تناقضات داخلی و عملیات روانی دشمن) و از سوی دیگر، انتظارات بسیار بالای جامعه و نیروهای جان‌فدا 🔸 وقتی حلاوت پیروزی در ذهن جامعه چنان بالا رود که هر توافقی — هرچقدر هم واقع‌بینانه باشد — یک «باخت» تلقی شود، مسیر اقناع دشوار می‌شود. 🔸 راه خروج از این وضعیت، رسمیت بخشیدن به «آگاهی اجتماعی» است. اگر ما می‌خواهیم یک توافق ممکن را برای جامعه ترسیم کنیم، باید او را در جریان وضعیت قرار بدهیم. در حقیقت اقناع مردم، نیاز به ملزوماتی دارد که باید از سوی حاکمیت فراهم شود. https://eitaa.com/asar1398
◀️چرخه «اعتماد پایین» و «انتظارات بالا» 🔰دو بحران پیش روی ایران در مذاکره با آمریکا ترامپ با توییت‌ها و پست‌های پرتکرار و نتانیاهو با نقض‌های مکرر آتش‌بس درتلاشند ضمن ایجاد دست برتر به تثبیت معادله ذهنی خود در مذاکرات بپردازند و این‌سو ایران تنها پس از درز اخبار و شکل‌گیری ذهنیت‌ها و روایت‌ها، با ارائه‌های متناقض عملاً به آنچه آمریکا به‌دروغ در پی ترسیم آن است، رنگ می‌دهد. ترس از تکرار رویدادهای تلخی که در گذشته نه‌چندان دور بر ایران رفته، به‌ویژه تجربه بسیار عبرت‌آموز برجام در ترکیب با اندوه فقدان رهبر شهید انقلاب، آن هم درست در جریان مذاکرات هسته‌ای با آمریکا به میانجی‌گری عمان عملاً اعتماد به تیم و راه مذاکره‌کننده هسته‌ای را در پایین‌ترین سطح ممکن قرار داده است. از سوی دیگر نمی‌توان انکار کرد موضوعاتی همچون رفع کامل تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، بیش از آنکه پیروزی دیپلماتیک باشد، به یک «تله عسل» برای توقف جنگ پس از ۴۰ روز نبرد پایاپای مجاهدانه با آمریکا و اسرائیل شباهت داشته است. تلاقی این دو، یعنی انتظارات غیرواقعی از یک توافق مطلوب و کم‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده، به انضمام بی‌توجهی مطلق برخی نخبگان سیاسی به آنچه در بیان رهبر رشید انقلاب، موهبت وحدت خوانده شده و اصرار بر دوگانه‌سازی‌های جناحی و القای خیانت برخی چهره‌ها سبب شده افکار عمومی و به‌ویژه مردم حاضر در میادین و تجمعات با بدبینی مطلق به هر آنچه در رسانه‌ها مطرح می‌شود، نگاه کنند. اهرم سنگین این بدبینی، بی‌تصمیمی در مورد توجیه جامعه نسبت به شرایط جنگی است که به‌ویژه با محاصره دریایی امکان‌های حکمرانی علی‌الخصوص در حوزه اقتصادی را محدود کرده است. در نتیجه، انتظارات غیرواقعی، مواجهه انتقادی غیراصولی با موضوع را شکل داده و این مواجهه به کاهش اعتماد به مذاکره و تیم دیپلماسی منجر شده است. این چرخه عملاً به تیرکمانی برای هدف‌گیری تاب‌آوری تبدیل شده و در حال هدررفت نیروی متراکم قدرتمند خیابان است. در برابر این چرخه و این فرسایش باید ایستاد و در گام نخست باید کوشش کرد واقعیت آنچه تجربه جنگ برای ایران به همراه داشته است، به جامعه منتقل کرد. باخت مفتضحانه آمریکا و اسرائیل در تغییر نظام سیاسی یک کشور، تغییر نقشه و ناتوانی در تجزیه آن، شکست در دخالت در تعیین رهبری و ناتوانی در نابودی توان موشکی و نیروی دریایی یک کشور یا باز کردن یک آبراهه با حملات مستمر هوایی، موضوعاتی نیستند که هر سال اتفاق افتد. پیروزی ایران در جنگ تحمیلی سوم، قطعی است؛ اگرچه مطلق نیست. چیزی که از ابتدا نشدنی است، نه باید به جامعه فروخت و نه باید برایش رؤیابافی کرد. آنچه در ۱۰۵ روز گذشته رخ‌داده، شگفت و بی‌نظیر و باورنکردنی است.این حماسه را باید روایت کرد و البته باید بدان امتداد داد. جنگ تمام نشده و بیش از این نیز در میدان نظامی، امکان تداوم ندارد. آنچه ایران را در این نبرد پیروز کرد، یعنی تبحر در پیشبرد راهبردهای جنگ نامتقارن، نباید به نقطه‌ضعف او تبدیل شود. جنگ برده در میدان نظامی‌گری، به باخت در میدان اقتصاد تبدیل نخواهد شد. نتیجه نبرد معلوم است و مذاکره در بدترین شکل ممکن می‌تواند صرفاً امتیازات حریف را بیشتر کند، نه اینکه از اساس نتیجه را برگرداند. برای آنکه توافق یا تفاهم یا توقف جنگ در افکار عمومی فراگیری بیشتری پیدا کند، باید از ابهام، کلی‌گویی، انتشار قطره‌چکانی، راه‌دادن اختلافات به عرصه عمومی و به‌ویژه زرنگ‌بازی سیاسی دست برداشت و با انتشار اطلاعات کافی و توجیه عمومی وضعیت کشور و تبیین نقاط درگیری و اصطکاک با طرف مقابله که بسیار دروغگو و جاعل است؛ کوشید اعتماد را ترمیم کرد. متن کامل را اینجا بخوانید https://farhikhteganonline.ir/news-paper/page/280294 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️بیت ایران 🔰حسینیه دیروز، زینبیه امروز ما بهش می‌گفتیم «بیت رهبری»، موقعیت‌یاب‌ها نوشته بودند «پردیس حکومتی». ما می‌رفتیم و امیدوار و مغرور بازمی‌گشتیم و سیاستمدارهای خارجی می‌رفتند و متعجب و فکور بازمی‌گشتند. ما ۳۶ سال چشم‌مان بهش بود و ضدانقلاب ۳۶ سال چشم ازش می‌گرفت. بیت از حوالی همان سال ۱۳۶۸ بیت شد؛ از همان روزی که رئیس‌جمهور محبوب، آقا شد. از همان دفتر ریاست‌جمهوری در پاستور تا یک زمین خالی در همان نزدیکی که حسینیه امام خمینی شد. روی صفحه بالایی موقعیت‌یاب نوشتم «کشوردوست» و هشدار آمد «مسدود است» و دکمه «رفتن» را زدم؛ حوالی همان کوچه‌های خیابان صالحی و دانشگاه و کشوردوست که پر شده بود از ماشین و مینی‌بوس و مأمور انتظامی. بیت هنوز همان جاست، در فلسطین جنوبی و حالا در جوار حسینیه امام خمینی، گرد و غبار از زینبیه برداشته‌اند. همان صف‌ها، همان گشتن‌ها، همان سلام و علیک‌ها و خوش و بش‌ها اما این بار حسینیه دیوار ندارد و موکت‌های زیر پای عزاداران دهه اول محرمِ مهمانِ بیتِ رهبری، طرح میبد و به رنگ آبی نیست. خبری هم از گردن کشیدن‌ها تا صف‌های جلویی نیست. آن که مقتدا و مراد و پدر بود، در فاصله چندده متری همین جایی که سیاهی‌ها زده شده، عروج کرده است. همهمه است، نگرانی است و تشویش. مثل همان ۸ روزی که بی‌رهبر بودیم. با این همه، باز هم چیزی ته دل‌مان می‌جوشد، از جنس همان قل‌قلِ شب عاشورای سال پیش که ناگهان فواره زد و تا چشم‌های‌مان بالا آمد. بعضی‌ها روضه شروع نشده، اعتکاف گرفته‌اند و در خود فرورفته‌اند. مثل اینکه شرمنده‌اند که وقتی آمده‌اند که صاحبخانه نیست. سکویی ساخته‌اند آن جلو و منبری که از بمباران حسینیه در امان مانده و البته صندلی و قاب عکسی به یادگار از رهبر شهید. مثل عاشورا همه چیز را حرامیان غارت کرده‌اند. اما چه چیز حسینیه دیروز را به زینبیه امروز پیوند می‌زند؟ اگر مسیر همان است و مقصد همان، چه فرق دارد سیدعلی خامنه‌ای رهبر این کشور باشد یا سیدمجتبی خامنه‌ای؟ آری! مرگ طبیعی زیبنده آن رهبر مجاهد نبود. آنچه جرقه می‌شود برای هق‌هق این جماعتی که هنوز گذر از حسینیه و زندگی در زینبیه را درک نکرده‌اند، این است که می‌توانستند فدایی آن راه و مرام و مسلک باشند. مثل همه آن شهدایی که در این جنگ نابرابر پیشاپیش ولی فقیه جان دادند یا فراق او را تاب نیاوردند. غصه یک فرصت خوشبخت‌کننده دارد گلوی همه حاضران در بیت رهبری را می‌فشارد. همان غصه‌ای که جوان‌هایی از دورترین مسافت‌ها از خراسان و سیستان و گیلان و آذربایجان و همه ایران تا خوزستان را برانگیخت تا به فرمان امامی که نه دیده‌اندش و نه از او حکم خصوصی گرفته‌اند، لبیک بگویند و خودشان را برسانند خط مقدم. همان غصه‌ای که بیخ گلوی همه ایرانی‌هایی بوده است که عزت می‌خواستند و شرافت را بر آسایش ترجیح می‌دادند و این شد که در سایه سنگین و سرد تحریم، گوشه آزمایشگاه‌ها و کنج دانشگاه‌ها یا در قعر تونل‌ها و انتهای سوله‌ها، اکسیر غلبه بر استکبار می‌ساختند. اگر آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در حسینیه امام خمینی(رض) فرمان می‌راند، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در زینبیه امام خامنه‌ای(رض) حکم می‌کند و این نام‌ها و مکان‌ها، حتی اگر موقعیت‌یاب‌ها نشناسندشان، ادامه خواهند یافت. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l4f 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️چگونه یک رهبر جان مردم شد 🔰سه ویژگی رهبری آیت الله خامنه‌ای آن ساعت تلخ، آن روز سیاه، آن هنگامه بلا، آن لحظه ترس‌آور رسیده است. بی‌آنکه ما که در همه این سال‌ها به این وقت فکر کرده بودیم، برایش آماده باشیم. در آن دلهره خشم‌آلود پس از شهادت سرداری که علمدار قدرت ایران بود، در آن غم بیچاره‌کننده‌ پس از شهادت سیدحسن نصرالله که حافظ عزت ایران بود و در همه لحظه‌هایی که این و آن در ادراک و شناخت و مدیریت و راهبری‌اش درمانده می‌شدند، زیر همه فشارهای خردکننده و رنج‌های ناتوان‌کننده، ما قوی بودیم و زانو نزدیم، چون نگاه‌مان به بیت رهبری بود که کلام مردی متصل به آسمان تسکین می‌دهد، ترمیم می‌کند، تنظیم می‌کند و ترسیم می‌سازد. او پیش و بیش از همه، به ایران یاد داد باید برخاست و باید تا پای جان شمشیر زد و مجاهدت کرد، دشمن و خصم هر که می‌خواهد باشد؛ در زندگی فردی یا اجتماعی. خامنه‌ایِ شهید، به‌روزترین و کامل‌ترین نمونه و مثال اراده انسان در جهان صورت‌های جبرگرایانه‌ای است که ستم را توجیه می‌کند و حتی معقول نشان می‌دهد. رهبر شهید ایران اثبات کردند ایوب بودن، سلیمان بودن، موسی و عیسی بودن، یعقوب و یوسف بودن، خضر و شعیب بودن، شدنی است؛ آن هم در زمانه‌ای که لبالب است از شرور و شایستگی، کناره‌گیری از همه ارتباطات و تعاملات تفسیر می‌شود. ماندن در میدان، مقابله با نظم و ابتنایی که روی خون استوار شده و در و دیوارش را سیاهی کردارهای نفسانی ساخته و به‌ویژه برهم‌زدن سیر و مسیر سقوط انسانی که محتوم خوانده می‌شود، هنر بزرگ دو ولی فقیهی است که ایران پس از انقلاب را هدایت کردند.‌ ایرانی که یک روحانی فرهیخته و تاریخ‌شناس و دلسوز و فهیم مانند آیت‌الله خامنه‌ای ساخت، اولاً بهره‌مند از یک استقلال عمیق و زیربنایی و گسترده است. ایشان هر چه را غیرایرانی بود، از فکر تا محصول، از دید تا عمل، نمی‌پسندیدند و البته با اقدامات تحجرستیزانه کوشیدند زمینه‌ای بومی و کارآمد برای تأمین نیازهای زیستی ایرانیان در همه ابعاد را نیز فراهم کنند. ثانیاً آنچه از میراث رهبر شهید پیش روی ماست، در یک نظم تدریجی اما غیرکاهلانه در نزدیک پنج دهه اخیر پدید آمده است. توفیق ایران در علم، عزتمندی ایران در فناوری، پیشرفت ایران در ورزش، دستاورد ایران در دفاع و درخشندگی ایران در تامین نیازهای زیرساختی، همه و همه در یک سیر تدریجی و زمانمند حاصل شده است. تمرکز رهبر شهید بر استقلال و عزت ایران و توجه به عنصر زمان، برآمده از کیاست و تدبیرشان بود ولاغیر. ثالثاً این استقلال و قدرتمندی زمان‌بندی‌شده، از خطوط فقهی و اصول دینی حکومت‌داری در عصر غیبت بیرون نزده است. آیت‌الله خامنه‌ای، سیاستمدار زمان‌شناس فقیهی بودند که نشان دادند می‌توان یک ملی‌گرایی دینی پدید آورد.‌ استوارسازی احکام شرع بر مسائل و اقتضائات حکومت به‌ویژه در دوره مدرن که حل مسائل را فراتر از پایبندی به لوازم می‌بیند، کاری بس دشوار و فرساینده است. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l7v 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️کلمه فقیه در نماز شهید مرگ با همه هیمنه و هیبتش، با همه ترس و اضطرابش، با همه شور و شگفتی‌اش، نشانه‌ای است از گذران دنیا برای آنکه وابستگی‌ها و تعلق‌ها کمرنگ شود و عبور، نماندن، نخواستن و به حد ضرور بسنده کردن، خرقه آدمی شود. مرگ، رحیل خوانده شده تا سفر، اصل باشد و وطن، فرع؛ و قلب و دلی که ایمان گرفته و تسلیم شده، حرمت پیدا کند؛ چه روح داشته باشد و چه روح از آن جدا شده باشد. همه آداب تجهیز و تشریفات مرگ مسلمانان به احترام ایمان و تعلق جان به اعتقادات، چنان است که انتقال از عالم ماده به نشئه ملکوت برای زندگان باورپذیر باشد. آن که در رحیل است، به بازماندگان صلا می‌دهد شما هم توشه برگیرید که دیری نیست شما هم سوژه انتقال باشید. تشییع و نماز و وداع و بدرقه همه در اسلام آداب دارد و حتی ۵ تکبیری بودن نماز میت، یادآوری پنجگانه نمازی است که مسلمان در هر شبانه‌روز باید اقامه کند. شهادتین و صلوات و طلب آمرزش برای مسلمانان و درخواست آمرزش برای آن که اینک راهی دیدار با خداوند است، آخرین کلماتی است که بر گوش آن که هست اما جسمانیتی ندارد، خوانده می‌شود. با این نماز است که دروازه‌های عالم ملکوت باز می‌شود و آسمان، مهیای در بر گرفتن روح پیکری می‌شود که در خاک گذاشته می‌شود. تمثالی از اینکه از خاک برآمدیم و به خاک بازمی‌گردیم و جز خاک نیستیم و رفعت و جاه و شأن و شوکتی که به واسطه ثروت و مکنت و مال و مقام یافته‌ایم، هیچ‌یک همراه‌مان نیستند در سفری که به تعبیر پدر خاک، حضرت امیرالمومنین، طولانی است و شگفت و مهیب. اما این شگفت‌ترین و عظیم‌ترین، سفر رحمت و آسودگی خواهد بود، اگر به طریق ایمانی طی شود و ایمان، در دنیا آنچنان محک می‌خورد و آزمون می‌شود که خویشتن، خود را می‌شناسد و بالاترین و والاترین صیقل و صافی وجود، آن است که جان بدهی و توشه بگیری و این معامله حاصل نمی‌شود جز با شهادت. ماجرای شهادت با همه مرگ‌ها فرق دارد، تا آنجا که آداب تشییع و تجهیز شهید هم با یک میت معمولی تفاوت دارد. شهید، شهید نمی‌شود، جز آنکه معاش و معیشتش بر اثر ایمان، خیر باشد برای همه اهل زمین و همچون پیامبران، آن بهره‌مندان از تکلم وحیانی با خداوند، تمام وجودشان، نیکی و گشایش و احسان و تصدق. شهید، شهادت داده به واقعیت ملکوت و به صدق آخرت و از این جهت است که خود، همزاد مرگ است که آیه دنی بودن دنیاست. اینچنین است که در بدرقه شهید باید یادآوری کرد او چه معامله‌ای با خدا کرده که چنین شرافت و شایستگی یافته. در بدرقه شهید که در معرکه جهاد اکبر یعنی مقاتله با نفسانیت در جایگاه و موقعیتی که ممکن بوده از مدار ایمان خارج شود، پیروز شده، کلمات باید وزن بیشتری یابند تا زندگان اولاً دریابند چه وجود مبارکی را از دست داده‌اند و ثانیاً بفهمند مانند او شدن، شدنی است و اتفاقاً مقصد و مقصود از تشییع و نماز همین است که شهادتین به صدق و وفای او به عهد و ایمان بلندمرتبه‌اش، دست ما را در کمینگاه‌ها گرفته و می‌گیرد و ما را در پناه ولایت حضرت رب قرار داده و می‌دهد. اگر چنین کلماتی در نماز و چنان وصفی در تشییع، از زبان حکمایی که اهل لغو و زبان‌بازی نیستند جاری شود، تکانه تذکر به زندگان شدیدتر است. این‌ چنین است که وقتی فقیه حکیمی چون آیت‌الله جوادی‌آملی بر پیکر فقیه شهیدی همچون آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رو به آسمان می‌گوید «پیکری که پیچیده در ملحفه مرگ در مقابل ما وارد می‌شود بر پیشگاه عزت و جلال و جبروت و ملکوت تو» ذهن‌ها فاصله می‌گیرد از یک نماز میت مرسوم و تا صحن مسجد مقدس جمکران می‌رود تا بشنود اولاً «گواهی می‌دهیم او شهید اسلام و قرآن و عترت است». آیت‌الله یادمان می‌آورد جسم و جان رهبر شهید در راه احیای امر اسلام و تحقق احکام و مضامین قرآن و عمل به روایات معصومین فرسود و در ثانی می‌گوید «او کشته کیان اسلام است» که اشاره دارد به آن حدیث بنیادین اعطای ولایت به فقیه در دوره غیبت که فقیه را مرزبان و پاسدار اسلام که مانع متروک شدن احکام دین است، معرفی می‌کند و ثالثاً تصریح می‌کند آیت‌الله خامنه‌ای شهید «کشته راه عظمت، سیادت، فرمانروایی و وحدت» است و اینچنین تأکید می‌کند عزت و سرافرازی امروز جمهوری اسلامی ایران و علمداری تشیع علوی در مبارزه با یزیدهای فاجر و فاسد زمانه، مرهون و مدیون کوشش و جد و جهد همین پیکری است که اینک به اراده الهی، جانش را در راه باورش تقدیم کرده. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l8V 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️مرز و مصلحت در نگاه رهبر شهید 🔰از یادداشت «تشییع یک پیکر نمادها و نشانه‌ها» آنچه قائمه و قاعده ۳ رکن تشییع در ایران یعنی «نمادین بودن شهادت در یک جنگ خارجی»، «هویت‌بخشی آیت‌الله خامنه‌ای به هویت ایرانی در جهان»، «اتکای رهبر شهید بر استقلال نظری و حیثیت ملی در همه ارکان زندگی ایرانیان» و ۳ رکن تشییع در عراق یعنی اولاً شجاعت و دلیری و اعتراض به ظلم، ثانیاً احترام ویژه جامعه عراق به نهاد مرجعیت که زیربنای جامعه‌سازی است و ثالثاً توجه جامعه عراق به خاندان و عشیره بر آن استوار شده، اعتنای امام شهید به مصلحت در جامعه دینی است. متأسفانه وقتی از مصلحت سخن گفته می‌شود، در ذهن‌ها سازش و مداهنه تعریف می‌شود، در حالی که مصلحت در سیاست یعنی نوعی حزم و دوراندیشی مبتنی بر عقلانیت که از منافع زودگذر روز می‌گذرد تا سرمایه و ثمری پرمضمون برای آینده بسازد. برای نمونه باید از توجه جدی رهبر شهید انقلاب به ۲ مفهوم «ملیت» و «وحدت» سخن گفت. در اولی ایشان سعی کردند ملیت را به رسمیت بشناسند اما آن را با یک نگاه امت‌گرایانه تلفیق کنند. مرز در نظر معظم‌له مبتنی بر منافع ملی، تعریف فراجغرافیایی یافت و در تهدید پیچیده و چندوجهی ظهور داعش، کارآمدی خود را اثبات کرد؛ همچنین نسبت حمایت ایران از کشورهای مقاومت در برابر امپریالیسم آمریکا با منافع ملی کشور که از تعریف پراکسی مورد پسند غرب گذشت و تفسیری جبهه‌گونه یافت. آیت‌الله خامنه‌ای فیلسوف مصلحت بودند و کوشش مجدانه‌ای به کار بستند تا مفاهیم را با تعاریف به‌روز، برای ایرانیان و غیرایرانیان عینیت و تجسم بخشند. از این نظر است که تشکر از ملت عراق برای بیرون راندن داعش، فهمیده یا ایراد خطبه‌های عربی در نماز جمعه یا نماز عید فطر، درک می‌شود. علاوه بر آن مثلث و آن رکن و اهرم، باید دانست ابتنای این ارکان در یک سیر تدریجی شکل گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای بسیار صبور بودند و تاریخ را نه یک موقف و ایستگاه، بلکه یک مسیر و سناریوی طولانی می‌دانستند. در نتیجه حوادث، ایشان را متلاطم نمی‌کرد، بلکه فکر و فراست‌شان را بالغ‌تر و جامع‌تر می‌کرد. میراث آیت‌الله خامنه‌ای، نسل و انسان و جامعه‌ای است که باور کرده می‌توان در قرن جدید بر مبنای باورهای دینی تمدن ساخت؛ چه در ایران، چه عراق و چه در هر جغرافیای دیگر. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l9g 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️به ترامپ فحاشی نکنید، اما جوابش را بدهید فحاشی ترامپ به هیچ عنوان هیستریک یا هیجانی نیست. او برخلاف آنچه تصور می‌شود، کاملاً با برنامه به دنبال دستکاری هیجانات ایرانیان است و در این هدف، کوشش می‌کند اولاً خود ایرانی‌ها را مخاطب قرار دهد. تکرار ناسزا‌هایی که عزت و حیثیت و شوکت جامعه‌ای را هدف گرفته، به این منظور صورت می‌گیرد که زانوان را شل کند و تسلیم را ممکن سازد. در نتیجه، فحاشی‌های ترامپ در بلندمدت اثرگذار است و اتفاقاً جامعه را عصبانی می‌کند و عصبانیت، محاسبه منطقی چرایی مقاومت را به هم می‌ریزد، به ویژه آنکه با مؤلفه‌های دیگری مانند مسائل اقتصادی یا از دست دادن عزیزان همراه شود. ثانیاً فحاشی ترامپ، دیگر مقامات آمریکایی را در هدف نادرستی که پیش گرفته‌اند، مصمم می‌سازد. به یک معنا این فحاشی، در حکم روحیه‌سازی و ترمیم سیاست‌هایی است که در فکر همگان به سرانجام نرسیده. از این روست که می‌توان فحاشی وزیر جنگ و وزیر خزانه‌داری آمریکا را نیز توجیه کرد. ثالثاً فحاشی ترامپ، شکلی از مشروعیت را برای اقدامات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل فراهم می‌کند که گویی قاتلان دانش‌آموزان میناب و ملوان‌های دنا و ورزشکاران لامرد و مردم مظلوم ایران در شهرک‌ها و محله‌های مختلف تهران و همه جای کشور، نمایندگی از یک خدایگان خیر و برکتی دارند که به مبارزه با اشراری آمده‌اند که اگر فرصت یابند، جهان را غارت می‌کنند. حال آنکه اویی که سابقه تجاوز و غارت و آدمکشی و کودک‌خواری دارد، هیئت حاکمه آمریکاست. ترامپ آنچه لایق خود اوست، به مردم ایران و نه رهبران و سیاستمداران ایران نثار می‌کند و مقامات ایرانی گمان می‌کنند ترامپ یک گاو عصبانی است که اندکی بعد، هیجان و خشمش فروکش خواهد کرد و در نتیجه نباید او را بیش از این برانگیخت تا مبادا واکنش خسارت‌بارتر بیشتری از خود نشان دهد. این سکوت، اثر آن فحش ترامپ را مضاعف می‌سازد و اتفاقاً عصبانیتی که باید خرج مقابله با آن دشمن غدار شود، به سوی داخل نشانه می‌رود. نباید توقع داشت مثل خود ترامپ، فحاشی کنیم، اما می‌توانیم هر یک از ناسزا‌های او را با منطق و استدلال و گواهی تاریخی که خود آن صفت یا لقب را در خود او و سیاست‌های آمریکا می‌شناسد، پاسخ دهیم. این لال‌گونگی اخلاقی اتفاقاً اخلاق را بیشتر قربانی می‌کند. اینکه تصور کنیم پاسخ به ترامپ با حقوق بین‌الملل سازگاری ندارد یا منجر به محکومیت کشور در سازمان‌ها و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود، نیز در جهان ظالمانه امروز که نسل‌کشی و نقض حقوق بشر براساس گزارش‌های سازمان ملل برایش عادی شده؛ مضحک است. اگر تهدید کرد، تهدید کنیم؛ اگر فحاشی کرد، حداقل پاسخش را بدهیم. اینکه پاسخش را در عمل می‌دهیم، نیز گواه ناتوانی در برابر اوست. مگر معادل عملیات روانی حتماً باید عملیات روانی باشد؟ مگر جنگ مرحله به مرحله یا ساحت به ساحت پیش می‌رود؟ جنگ ترکیبی، برآیندی از همه اینهاست، اما به صورت مبتکرانه، تهاجمی و رو به جلو تا محاسبه دشمن را تغییر دهد؛ نه اینکه مرتباً قابل پیش‌بینی باشیم و در جنگی که همه حیثیت ما، از رهبر و خاک و نیروی نظامی و انتظامی گرفته تا زن و کودک و مغازه و محله غیرنظامی و زیرساخت و پل ما زیر ضربه رفته، دوست داشته باشیم کاپ اخلاق را ببریم. پاستور پر است از کاپ اخلاق میدان‌هایی که فشار اقتصادی را بر مردم بیشتر کرده. پاسخگویی به ترامپ همچون بستن تنگه هرمز، اتفاقاً جنگ را تا اندازه‌ا‌ی به توازن نزدیک می‌کند. دست برداریم از این سکوت در برابر یزید زمان و طبیب و خلبان و روحانی به فکر ترمیم باشیم. ترمیم نقطه ابتدایی تثبیت است. برای تثبیت معادله پیروزی در اذهان ایرانیان و جهانیان اولاً باید زخم‌ها را ترمیم کنید. ترمیم زخم دلی که با فحش ترامپ پدیدار شده، با کلام و لفظ و مقابله روانی با قاتل است. گرد و مبهم و کلی حرف نزنید و از ذخیره هنگفت ادبیات ایران در پاسخگویی به جور و ظلم بهره بگیرید و دهان شیطان را ببندید. باور کنید بستن دهان شیطان به اندازه بستن تنگه هرمز مهم است. متن کامل را اینجا بخوانید https://www.yjc.ir/00cDWO 🆔https://eitaa.com/asar1398