eitaa logo
اثر | محمد رستم‌پور
378 دنبال‌کننده
44 عکس
21 ویدیو
0 فایل
رسانه، سایبر، سیاست
مشاهده در ایتا
دانلود
◀️چرخه «اعتماد پایین» و «انتظارات بالا» 🔰دو بحران پیش روی ایران در مذاکره با آمریکا ترامپ با توییت‌ها و پست‌های پرتکرار و نتانیاهو با نقض‌های مکرر آتش‌بس درتلاشند ضمن ایجاد دست برتر به تثبیت معادله ذهنی خود در مذاکرات بپردازند و این‌سو ایران تنها پس از درز اخبار و شکل‌گیری ذهنیت‌ها و روایت‌ها، با ارائه‌های متناقض عملاً به آنچه آمریکا به‌دروغ در پی ترسیم آن است، رنگ می‌دهد. ترس از تکرار رویدادهای تلخی که در گذشته نه‌چندان دور بر ایران رفته، به‌ویژه تجربه بسیار عبرت‌آموز برجام در ترکیب با اندوه فقدان رهبر شهید انقلاب، آن هم درست در جریان مذاکرات هسته‌ای با آمریکا به میانجی‌گری عمان عملاً اعتماد به تیم و راه مذاکره‌کننده هسته‌ای را در پایین‌ترین سطح ممکن قرار داده است. از سوی دیگر نمی‌توان انکار کرد موضوعاتی همچون رفع کامل تحریم‌ها یا آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده، بیش از آنکه پیروزی دیپلماتیک باشد، به یک «تله عسل» برای توقف جنگ پس از ۴۰ روز نبرد پایاپای مجاهدانه با آمریکا و اسرائیل شباهت داشته است. تلاقی این دو، یعنی انتظارات غیرواقعی از یک توافق مطلوب و کم‌اعتمادی به تیم مذاکره‌کننده، به انضمام بی‌توجهی مطلق برخی نخبگان سیاسی به آنچه در بیان رهبر رشید انقلاب، موهبت وحدت خوانده شده و اصرار بر دوگانه‌سازی‌های جناحی و القای خیانت برخی چهره‌ها سبب شده افکار عمومی و به‌ویژه مردم حاضر در میادین و تجمعات با بدبینی مطلق به هر آنچه در رسانه‌ها مطرح می‌شود، نگاه کنند. اهرم سنگین این بدبینی، بی‌تصمیمی در مورد توجیه جامعه نسبت به شرایط جنگی است که به‌ویژه با محاصره دریایی امکان‌های حکمرانی علی‌الخصوص در حوزه اقتصادی را محدود کرده است. در نتیجه، انتظارات غیرواقعی، مواجهه انتقادی غیراصولی با موضوع را شکل داده و این مواجهه به کاهش اعتماد به مذاکره و تیم دیپلماسی منجر شده است. این چرخه عملاً به تیرکمانی برای هدف‌گیری تاب‌آوری تبدیل شده و در حال هدررفت نیروی متراکم قدرتمند خیابان است. در برابر این چرخه و این فرسایش باید ایستاد و در گام نخست باید کوشش کرد واقعیت آنچه تجربه جنگ برای ایران به همراه داشته است، به جامعه منتقل کرد. باخت مفتضحانه آمریکا و اسرائیل در تغییر نظام سیاسی یک کشور، تغییر نقشه و ناتوانی در تجزیه آن، شکست در دخالت در تعیین رهبری و ناتوانی در نابودی توان موشکی و نیروی دریایی یک کشور یا باز کردن یک آبراهه با حملات مستمر هوایی، موضوعاتی نیستند که هر سال اتفاق افتد. پیروزی ایران در جنگ تحمیلی سوم، قطعی است؛ اگرچه مطلق نیست. چیزی که از ابتدا نشدنی است، نه باید به جامعه فروخت و نه باید برایش رؤیابافی کرد. آنچه در ۱۰۵ روز گذشته رخ‌داده، شگفت و بی‌نظیر و باورنکردنی است.این حماسه را باید روایت کرد و البته باید بدان امتداد داد. جنگ تمام نشده و بیش از این نیز در میدان نظامی، امکان تداوم ندارد. آنچه ایران را در این نبرد پیروز کرد، یعنی تبحر در پیشبرد راهبردهای جنگ نامتقارن، نباید به نقطه‌ضعف او تبدیل شود. جنگ برده در میدان نظامی‌گری، به باخت در میدان اقتصاد تبدیل نخواهد شد. نتیجه نبرد معلوم است و مذاکره در بدترین شکل ممکن می‌تواند صرفاً امتیازات حریف را بیشتر کند، نه اینکه از اساس نتیجه را برگرداند. برای آنکه توافق یا تفاهم یا توقف جنگ در افکار عمومی فراگیری بیشتری پیدا کند، باید از ابهام، کلی‌گویی، انتشار قطره‌چکانی، راه‌دادن اختلافات به عرصه عمومی و به‌ویژه زرنگ‌بازی سیاسی دست برداشت و با انتشار اطلاعات کافی و توجیه عمومی وضعیت کشور و تبیین نقاط درگیری و اصطکاک با طرف مقابله که بسیار دروغگو و جاعل است؛ کوشید اعتماد را ترمیم کرد. متن کامل را اینجا بخوانید https://farhikhteganonline.ir/news-paper/page/280294 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️بیت ایران 🔰حسینیه دیروز، زینبیه امروز ما بهش می‌گفتیم «بیت رهبری»، موقعیت‌یاب‌ها نوشته بودند «پردیس حکومتی». ما می‌رفتیم و امیدوار و مغرور بازمی‌گشتیم و سیاستمدارهای خارجی می‌رفتند و متعجب و فکور بازمی‌گشتند. ما ۳۶ سال چشم‌مان بهش بود و ضدانقلاب ۳۶ سال چشم ازش می‌گرفت. بیت از حوالی همان سال ۱۳۶۸ بیت شد؛ از همان روزی که رئیس‌جمهور محبوب، آقا شد. از همان دفتر ریاست‌جمهوری در پاستور تا یک زمین خالی در همان نزدیکی که حسینیه امام خمینی شد. روی صفحه بالایی موقعیت‌یاب نوشتم «کشوردوست» و هشدار آمد «مسدود است» و دکمه «رفتن» را زدم؛ حوالی همان کوچه‌های خیابان صالحی و دانشگاه و کشوردوست که پر شده بود از ماشین و مینی‌بوس و مأمور انتظامی. بیت هنوز همان جاست، در فلسطین جنوبی و حالا در جوار حسینیه امام خمینی، گرد و غبار از زینبیه برداشته‌اند. همان صف‌ها، همان گشتن‌ها، همان سلام و علیک‌ها و خوش و بش‌ها اما این بار حسینیه دیوار ندارد و موکت‌های زیر پای عزاداران دهه اول محرمِ مهمانِ بیتِ رهبری، طرح میبد و به رنگ آبی نیست. خبری هم از گردن کشیدن‌ها تا صف‌های جلویی نیست. آن که مقتدا و مراد و پدر بود، در فاصله چندده متری همین جایی که سیاهی‌ها زده شده، عروج کرده است. همهمه است، نگرانی است و تشویش. مثل همان ۸ روزی که بی‌رهبر بودیم. با این همه، باز هم چیزی ته دل‌مان می‌جوشد، از جنس همان قل‌قلِ شب عاشورای سال پیش که ناگهان فواره زد و تا چشم‌های‌مان بالا آمد. بعضی‌ها روضه شروع نشده، اعتکاف گرفته‌اند و در خود فرورفته‌اند. مثل اینکه شرمنده‌اند که وقتی آمده‌اند که صاحبخانه نیست. سکویی ساخته‌اند آن جلو و منبری که از بمباران حسینیه در امان مانده و البته صندلی و قاب عکسی به یادگار از رهبر شهید. مثل عاشورا همه چیز را حرامیان غارت کرده‌اند. اما چه چیز حسینیه دیروز را به زینبیه امروز پیوند می‌زند؟ اگر مسیر همان است و مقصد همان، چه فرق دارد سیدعلی خامنه‌ای رهبر این کشور باشد یا سیدمجتبی خامنه‌ای؟ آری! مرگ طبیعی زیبنده آن رهبر مجاهد نبود. آنچه جرقه می‌شود برای هق‌هق این جماعتی که هنوز گذر از حسینیه و زندگی در زینبیه را درک نکرده‌اند، این است که می‌توانستند فدایی آن راه و مرام و مسلک باشند. مثل همه آن شهدایی که در این جنگ نابرابر پیشاپیش ولی فقیه جان دادند یا فراق او را تاب نیاوردند. غصه یک فرصت خوشبخت‌کننده دارد گلوی همه حاضران در بیت رهبری را می‌فشارد. همان غصه‌ای که جوان‌هایی از دورترین مسافت‌ها از خراسان و سیستان و گیلان و آذربایجان و همه ایران تا خوزستان را برانگیخت تا به فرمان امامی که نه دیده‌اندش و نه از او حکم خصوصی گرفته‌اند، لبیک بگویند و خودشان را برسانند خط مقدم. همان غصه‌ای که بیخ گلوی همه ایرانی‌هایی بوده است که عزت می‌خواستند و شرافت را بر آسایش ترجیح می‌دادند و این شد که در سایه سنگین و سرد تحریم، گوشه آزمایشگاه‌ها و کنج دانشگاه‌ها یا در قعر تونل‌ها و انتهای سوله‌ها، اکسیر غلبه بر استکبار می‌ساختند. اگر آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در حسینیه امام خمینی(رض) فرمان می‌راند، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای در زینبیه امام خامنه‌ای(رض) حکم می‌کند و این نام‌ها و مکان‌ها، حتی اگر موقعیت‌یاب‌ها نشناسندشان، ادامه خواهند یافت. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l4f 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️چگونه یک رهبر جان مردم شد 🔰سه ویژگی رهبری آیت الله خامنه‌ای آن ساعت تلخ، آن روز سیاه، آن هنگامه بلا، آن لحظه ترس‌آور رسیده است. بی‌آنکه ما که در همه این سال‌ها به این وقت فکر کرده بودیم، برایش آماده باشیم. در آن دلهره خشم‌آلود پس از شهادت سرداری که علمدار قدرت ایران بود، در آن غم بیچاره‌کننده‌ پس از شهادت سیدحسن نصرالله که حافظ عزت ایران بود و در همه لحظه‌هایی که این و آن در ادراک و شناخت و مدیریت و راهبری‌اش درمانده می‌شدند، زیر همه فشارهای خردکننده و رنج‌های ناتوان‌کننده، ما قوی بودیم و زانو نزدیم، چون نگاه‌مان به بیت رهبری بود که کلام مردی متصل به آسمان تسکین می‌دهد، ترمیم می‌کند، تنظیم می‌کند و ترسیم می‌سازد. او پیش و بیش از همه، به ایران یاد داد باید برخاست و باید تا پای جان شمشیر زد و مجاهدت کرد، دشمن و خصم هر که می‌خواهد باشد؛ در زندگی فردی یا اجتماعی. خامنه‌ایِ شهید، به‌روزترین و کامل‌ترین نمونه و مثال اراده انسان در جهان صورت‌های جبرگرایانه‌ای است که ستم را توجیه می‌کند و حتی معقول نشان می‌دهد. رهبر شهید ایران اثبات کردند ایوب بودن، سلیمان بودن، موسی و عیسی بودن، یعقوب و یوسف بودن، خضر و شعیب بودن، شدنی است؛ آن هم در زمانه‌ای که لبالب است از شرور و شایستگی، کناره‌گیری از همه ارتباطات و تعاملات تفسیر می‌شود. ماندن در میدان، مقابله با نظم و ابتنایی که روی خون استوار شده و در و دیوارش را سیاهی کردارهای نفسانی ساخته و به‌ویژه برهم‌زدن سیر و مسیر سقوط انسانی که محتوم خوانده می‌شود، هنر بزرگ دو ولی فقیهی است که ایران پس از انقلاب را هدایت کردند.‌ ایرانی که یک روحانی فرهیخته و تاریخ‌شناس و دلسوز و فهیم مانند آیت‌الله خامنه‌ای ساخت، اولاً بهره‌مند از یک استقلال عمیق و زیربنایی و گسترده است. ایشان هر چه را غیرایرانی بود، از فکر تا محصول، از دید تا عمل، نمی‌پسندیدند و البته با اقدامات تحجرستیزانه کوشیدند زمینه‌ای بومی و کارآمد برای تأمین نیازهای زیستی ایرانیان در همه ابعاد را نیز فراهم کنند. ثانیاً آنچه از میراث رهبر شهید پیش روی ماست، در یک نظم تدریجی اما غیرکاهلانه در نزدیک پنج دهه اخیر پدید آمده است. توفیق ایران در علم، عزتمندی ایران در فناوری، پیشرفت ایران در ورزش، دستاورد ایران در دفاع و درخشندگی ایران در تامین نیازهای زیرساختی، همه و همه در یک سیر تدریجی و زمانمند حاصل شده است. تمرکز رهبر شهید بر استقلال و عزت ایران و توجه به عنصر زمان، برآمده از کیاست و تدبیرشان بود ولاغیر. ثالثاً این استقلال و قدرتمندی زمان‌بندی‌شده، از خطوط فقهی و اصول دینی حکومت‌داری در عصر غیبت بیرون نزده است. آیت‌الله خامنه‌ای، سیاستمدار زمان‌شناس فقیهی بودند که نشان دادند می‌توان یک ملی‌گرایی دینی پدید آورد.‌ استوارسازی احکام شرع بر مسائل و اقتضائات حکومت به‌ویژه در دوره مدرن که حل مسائل را فراتر از پایبندی به لوازم می‌بیند، کاری بس دشوار و فرساینده است. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l7v 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️کلمه فقیه در نماز شهید مرگ با همه هیمنه و هیبتش، با همه ترس و اضطرابش، با همه شور و شگفتی‌اش، نشانه‌ای است از گذران دنیا برای آنکه وابستگی‌ها و تعلق‌ها کمرنگ شود و عبور، نماندن، نخواستن و به حد ضرور بسنده کردن، خرقه آدمی شود. مرگ، رحیل خوانده شده تا سفر، اصل باشد و وطن، فرع؛ و قلب و دلی که ایمان گرفته و تسلیم شده، حرمت پیدا کند؛ چه روح داشته باشد و چه روح از آن جدا شده باشد. همه آداب تجهیز و تشریفات مرگ مسلمانان به احترام ایمان و تعلق جان به اعتقادات، چنان است که انتقال از عالم ماده به نشئه ملکوت برای زندگان باورپذیر باشد. آن که در رحیل است، به بازماندگان صلا می‌دهد شما هم توشه برگیرید که دیری نیست شما هم سوژه انتقال باشید. تشییع و نماز و وداع و بدرقه همه در اسلام آداب دارد و حتی ۵ تکبیری بودن نماز میت، یادآوری پنجگانه نمازی است که مسلمان در هر شبانه‌روز باید اقامه کند. شهادتین و صلوات و طلب آمرزش برای مسلمانان و درخواست آمرزش برای آن که اینک راهی دیدار با خداوند است، آخرین کلماتی است که بر گوش آن که هست اما جسمانیتی ندارد، خوانده می‌شود. با این نماز است که دروازه‌های عالم ملکوت باز می‌شود و آسمان، مهیای در بر گرفتن روح پیکری می‌شود که در خاک گذاشته می‌شود. تمثالی از اینکه از خاک برآمدیم و به خاک بازمی‌گردیم و جز خاک نیستیم و رفعت و جاه و شأن و شوکتی که به واسطه ثروت و مکنت و مال و مقام یافته‌ایم، هیچ‌یک همراه‌مان نیستند در سفری که به تعبیر پدر خاک، حضرت امیرالمومنین، طولانی است و شگفت و مهیب. اما این شگفت‌ترین و عظیم‌ترین، سفر رحمت و آسودگی خواهد بود، اگر به طریق ایمانی طی شود و ایمان، در دنیا آنچنان محک می‌خورد و آزمون می‌شود که خویشتن، خود را می‌شناسد و بالاترین و والاترین صیقل و صافی وجود، آن است که جان بدهی و توشه بگیری و این معامله حاصل نمی‌شود جز با شهادت. ماجرای شهادت با همه مرگ‌ها فرق دارد، تا آنجا که آداب تشییع و تجهیز شهید هم با یک میت معمولی تفاوت دارد. شهید، شهید نمی‌شود، جز آنکه معاش و معیشتش بر اثر ایمان، خیر باشد برای همه اهل زمین و همچون پیامبران، آن بهره‌مندان از تکلم وحیانی با خداوند، تمام وجودشان، نیکی و گشایش و احسان و تصدق. شهید، شهادت داده به واقعیت ملکوت و به صدق آخرت و از این جهت است که خود، همزاد مرگ است که آیه دنی بودن دنیاست. اینچنین است که در بدرقه شهید باید یادآوری کرد او چه معامله‌ای با خدا کرده که چنین شرافت و شایستگی یافته. در بدرقه شهید که در معرکه جهاد اکبر یعنی مقاتله با نفسانیت در جایگاه و موقعیتی که ممکن بوده از مدار ایمان خارج شود، پیروز شده، کلمات باید وزن بیشتری یابند تا زندگان اولاً دریابند چه وجود مبارکی را از دست داده‌اند و ثانیاً بفهمند مانند او شدن، شدنی است و اتفاقاً مقصد و مقصود از تشییع و نماز همین است که شهادتین به صدق و وفای او به عهد و ایمان بلندمرتبه‌اش، دست ما را در کمینگاه‌ها گرفته و می‌گیرد و ما را در پناه ولایت حضرت رب قرار داده و می‌دهد. اگر چنین کلماتی در نماز و چنان وصفی در تشییع، از زبان حکمایی که اهل لغو و زبان‌بازی نیستند جاری شود، تکانه تذکر به زندگان شدیدتر است. این‌ چنین است که وقتی فقیه حکیمی چون آیت‌الله جوادی‌آملی بر پیکر فقیه شهیدی همچون آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای رو به آسمان می‌گوید «پیکری که پیچیده در ملحفه مرگ در مقابل ما وارد می‌شود بر پیشگاه عزت و جلال و جبروت و ملکوت تو» ذهن‌ها فاصله می‌گیرد از یک نماز میت مرسوم و تا صحن مسجد مقدس جمکران می‌رود تا بشنود اولاً «گواهی می‌دهیم او شهید اسلام و قرآن و عترت است». آیت‌الله یادمان می‌آورد جسم و جان رهبر شهید در راه احیای امر اسلام و تحقق احکام و مضامین قرآن و عمل به روایات معصومین فرسود و در ثانی می‌گوید «او کشته کیان اسلام است» که اشاره دارد به آن حدیث بنیادین اعطای ولایت به فقیه در دوره غیبت که فقیه را مرزبان و پاسدار اسلام که مانع متروک شدن احکام دین است، معرفی می‌کند و ثالثاً تصریح می‌کند آیت‌الله خامنه‌ای شهید «کشته راه عظمت، سیادت، فرمانروایی و وحدت» است و اینچنین تأکید می‌کند عزت و سرافرازی امروز جمهوری اسلامی ایران و علمداری تشیع علوی در مبارزه با یزیدهای فاجر و فاسد زمانه، مرهون و مدیون کوشش و جد و جهد همین پیکری است که اینک به اراده الهی، جانش را در راه باورش تقدیم کرده. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l8V 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️مرز و مصلحت در نگاه رهبر شهید 🔰از یادداشت «تشییع یک پیکر نمادها و نشانه‌ها» آنچه قائمه و قاعده ۳ رکن تشییع در ایران یعنی «نمادین بودن شهادت در یک جنگ خارجی»، «هویت‌بخشی آیت‌الله خامنه‌ای به هویت ایرانی در جهان»، «اتکای رهبر شهید بر استقلال نظری و حیثیت ملی در همه ارکان زندگی ایرانیان» و ۳ رکن تشییع در عراق یعنی اولاً شجاعت و دلیری و اعتراض به ظلم، ثانیاً احترام ویژه جامعه عراق به نهاد مرجعیت که زیربنای جامعه‌سازی است و ثالثاً توجه جامعه عراق به خاندان و عشیره بر آن استوار شده، اعتنای امام شهید به مصلحت در جامعه دینی است. متأسفانه وقتی از مصلحت سخن گفته می‌شود، در ذهن‌ها سازش و مداهنه تعریف می‌شود، در حالی که مصلحت در سیاست یعنی نوعی حزم و دوراندیشی مبتنی بر عقلانیت که از منافع زودگذر روز می‌گذرد تا سرمایه و ثمری پرمضمون برای آینده بسازد. برای نمونه باید از توجه جدی رهبر شهید انقلاب به ۲ مفهوم «ملیت» و «وحدت» سخن گفت. در اولی ایشان سعی کردند ملیت را به رسمیت بشناسند اما آن را با یک نگاه امت‌گرایانه تلفیق کنند. مرز در نظر معظم‌له مبتنی بر منافع ملی، تعریف فراجغرافیایی یافت و در تهدید پیچیده و چندوجهی ظهور داعش، کارآمدی خود را اثبات کرد؛ همچنین نسبت حمایت ایران از کشورهای مقاومت در برابر امپریالیسم آمریکا با منافع ملی کشور که از تعریف پراکسی مورد پسند غرب گذشت و تفسیری جبهه‌گونه یافت. آیت‌الله خامنه‌ای فیلسوف مصلحت بودند و کوشش مجدانه‌ای به کار بستند تا مفاهیم را با تعاریف به‌روز، برای ایرانیان و غیرایرانیان عینیت و تجسم بخشند. از این نظر است که تشکر از ملت عراق برای بیرون راندن داعش، فهمیده یا ایراد خطبه‌های عربی در نماز جمعه یا نماز عید فطر، درک می‌شود. علاوه بر آن مثلث و آن رکن و اهرم، باید دانست ابتنای این ارکان در یک سیر تدریجی شکل گرفت. آیت‌الله خامنه‌ای بسیار صبور بودند و تاریخ را نه یک موقف و ایستگاه، بلکه یک مسیر و سناریوی طولانی می‌دانستند. در نتیجه حوادث، ایشان را متلاطم نمی‌کرد، بلکه فکر و فراست‌شان را بالغ‌تر و جامع‌تر می‌کرد. میراث آیت‌الله خامنه‌ای، نسل و انسان و جامعه‌ای است که باور کرده می‌توان در قرن جدید بر مبنای باورهای دینی تمدن ساخت؛ چه در ایران، چه عراق و چه در هر جغرافیای دیگر. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001l9g 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️به ترامپ فحاشی نکنید، اما جوابش را بدهید فحاشی ترامپ به هیچ عنوان هیستریک یا هیجانی نیست. او برخلاف آنچه تصور می‌شود، کاملاً با برنامه به دنبال دستکاری هیجانات ایرانیان است و در این هدف، کوشش می‌کند اولاً خود ایرانی‌ها را مخاطب قرار دهد. تکرار ناسزا‌هایی که عزت و حیثیت و شوکت جامعه‌ای را هدف گرفته، به این منظور صورت می‌گیرد که زانوان را شل کند و تسلیم را ممکن سازد. در نتیجه، فحاشی‌های ترامپ در بلندمدت اثرگذار است و اتفاقاً جامعه را عصبانی می‌کند و عصبانیت، محاسبه منطقی چرایی مقاومت را به هم می‌ریزد، به ویژه آنکه با مؤلفه‌های دیگری مانند مسائل اقتصادی یا از دست دادن عزیزان همراه شود. ثانیاً فحاشی ترامپ، دیگر مقامات آمریکایی را در هدف نادرستی که پیش گرفته‌اند، مصمم می‌سازد. به یک معنا این فحاشی، در حکم روحیه‌سازی و ترمیم سیاست‌هایی است که در فکر همگان به سرانجام نرسیده. از این روست که می‌توان فحاشی وزیر جنگ و وزیر خزانه‌داری آمریکا را نیز توجیه کرد. ثالثاً فحاشی ترامپ، شکلی از مشروعیت را برای اقدامات جنایتکارانه آمریکا و اسرائیل فراهم می‌کند که گویی قاتلان دانش‌آموزان میناب و ملوان‌های دنا و ورزشکاران لامرد و مردم مظلوم ایران در شهرک‌ها و محله‌های مختلف تهران و همه جای کشور، نمایندگی از یک خدایگان خیر و برکتی دارند که به مبارزه با اشراری آمده‌اند که اگر فرصت یابند، جهان را غارت می‌کنند. حال آنکه اویی که سابقه تجاوز و غارت و آدمکشی و کودک‌خواری دارد، هیئت حاکمه آمریکاست. ترامپ آنچه لایق خود اوست، به مردم ایران و نه رهبران و سیاستمداران ایران نثار می‌کند و مقامات ایرانی گمان می‌کنند ترامپ یک گاو عصبانی است که اندکی بعد، هیجان و خشمش فروکش خواهد کرد و در نتیجه نباید او را بیش از این برانگیخت تا مبادا واکنش خسارت‌بارتر بیشتری از خود نشان دهد. این سکوت، اثر آن فحش ترامپ را مضاعف می‌سازد و اتفاقاً عصبانیتی که باید خرج مقابله با آن دشمن غدار شود، به سوی داخل نشانه می‌رود. نباید توقع داشت مثل خود ترامپ، فحاشی کنیم، اما می‌توانیم هر یک از ناسزا‌های او را با منطق و استدلال و گواهی تاریخی که خود آن صفت یا لقب را در خود او و سیاست‌های آمریکا می‌شناسد، پاسخ دهیم. این لال‌گونگی اخلاقی اتفاقاً اخلاق را بیشتر قربانی می‌کند. اینکه تصور کنیم پاسخ به ترامپ با حقوق بین‌الملل سازگاری ندارد یا منجر به محکومیت کشور در سازمان‌ها و نهاد‌های بین‌المللی می‌شود، نیز در جهان ظالمانه امروز که نسل‌کشی و نقض حقوق بشر براساس گزارش‌های سازمان ملل برایش عادی شده؛ مضحک است. اگر تهدید کرد، تهدید کنیم؛ اگر فحاشی کرد، حداقل پاسخش را بدهیم. اینکه پاسخش را در عمل می‌دهیم، نیز گواه ناتوانی در برابر اوست. مگر معادل عملیات روانی حتماً باید عملیات روانی باشد؟ مگر جنگ مرحله به مرحله یا ساحت به ساحت پیش می‌رود؟ جنگ ترکیبی، برآیندی از همه اینهاست، اما به صورت مبتکرانه، تهاجمی و رو به جلو تا محاسبه دشمن را تغییر دهد؛ نه اینکه مرتباً قابل پیش‌بینی باشیم و در جنگی که همه حیثیت ما، از رهبر و خاک و نیروی نظامی و انتظامی گرفته تا زن و کودک و مغازه و محله غیرنظامی و زیرساخت و پل ما زیر ضربه رفته، دوست داشته باشیم کاپ اخلاق را ببریم. پاستور پر است از کاپ اخلاق میدان‌هایی که فشار اقتصادی را بر مردم بیشتر کرده. پاسخگویی به ترامپ همچون بستن تنگه هرمز، اتفاقاً جنگ را تا اندازه‌ا‌ی به توازن نزدیک می‌کند. دست برداریم از این سکوت در برابر یزید زمان و طبیب و خلبان و روحانی به فکر ترمیم باشیم. ترمیم نقطه ابتدایی تثبیت است. برای تثبیت معادله پیروزی در اذهان ایرانیان و جهانیان اولاً باید زخم‌ها را ترمیم کنید. ترمیم زخم دلی که با فحش ترامپ پدیدار شده، با کلام و لفظ و مقابله روانی با قاتل است. گرد و مبهم و کلی حرف نزنید و از ذخیره هنگفت ادبیات ایران در پاسخگویی به جور و ظلم بهره بگیرید و دهان شیطان را ببندید. باور کنید بستن دهان شیطان به اندازه بستن تنگه هرمز مهم است. متن کامل را اینجا بخوانید https://www.yjc.ir/00cDWO 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️۳ رکن نظارت اجتماعی وحدت‌ساز 🔰چگونه می‌توان هم مطالبه‌گر بود و هم سرمایه اجتماعی و انسجام ملی را حفظ کرد؟ نباید وحدت را به هم زد و بعد توقع وحدت داشت. نباید مردم را عصبانی کرد و بعد به پیام رهبر انقلاب در لزوم مراعات اخلاق در نقد توجه داد. بر این اساس، می‌توان هم وحدت کرد و هم مطالبه داشت. فکر و فریاد متضاد هم نیستند. فریادی به تقویت جبهه حق می‌انجامد که از روی فکر باشد و بر سر دشمن باشد.  نباید در مواجهه با دشمن، آداب اخلاقی گرفت و در برابر خودی، از هر حزب و جناحی، ناگهان تیغ تیز کرد. علی‌الاصولِ رهبر انقلاب در مورد تفاهم یا مذاکرات، دربردارنده هر نظر یا دیدگاهی باشد، بر همگان به‌ویژه بر خواص فرض است آن را کشف کنند و بدان عمل کنند اما علی‌الاصولِ رهبر انقلاب در مورد نسبت سیاست و اجتماع یا رابطه مسؤولان و مردم این است که در جنگ پیچیده و چندوجهی امروز، مردم همچنان باید در میدان بمانند و در مورد اجرای آن تفاهمنامه مطالبه کنند و توضیح بخواهند اما برخی اقدامات همچون متلک‌گویی، حرف زدن بدون استناد، افشای محرمانه‌ها، توجه‌طلبی و شهرت‌سازی رسانه‌ای، هزینه‌کرد امر ملی پای دعواهای جناحی و به‌ویژه بی‌توجهی به حماسه پیش‌آمده و سعی در تضعیف و تحقیر آن، حتماً سود و بهره دشمن از تبیین و مطالبه و روشنگری و بصیرت‌افزایی را زیاد خواهد کرد. در سوی مقابل، ابراز ضعف و ناتوانی، بن‌بست‌نمایی، اظهار خستگی، مردم را نامحرم دیدن و ساده‌سازی مسائل و بی‌پناه گذاشتن مردم در نبرد پرهزینه‌ای که همه ارکان زندگی آنها را هدف گرفته، قطعاً پر کردن جدول همان دشمنی است که به دنبال فرسایش تاب‌آوری مردم است.  به‌ویژه آنکه مطابق وعده امام شهید انقلاب، جمعیت مبعوث‌ در پی ساخت مرحله نوینی از جامعه‌سازی متمدنانه است، آن هم در میانه جنگی که دشمن ایران می‌خواست این مرزوبوم را به عصر حجر بازگرداند. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001lCU 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️خودزنی در میدان روایت 🔰چرا برخی برنامه‌های سیاسی به ‌جای روشنگری، به فرسایش انسجام اجتماعی دامن می‌زنند؟ هفته پیش دو برنامه تلویزیونی «ماجرای جنگ» و «مناظره» که اولی گفت‌وگوی جواد موگویی و سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه و دومی، گفت‌وگوی محمدمهدی شهریاری و امیرحسین ثابتی، دو تن از نمایندگان مجلس بود، به سوژه اصلی دعواها و مجادلات سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شد. بریده‌هایی از هر دو برنامه در فضای مجازی چرخید و تفسیرها و تحلیل‌های پرشماری را تولید کرد و حتی بخش‌هایی از جملات رد و بدل شده به دست‌نوشته در میدان‌ها و خیابان‌ها تبدیل شد. در حالی که فارن‌ پالیسی تیتر می‌زند «ایران دست برتر را در جنگ دارد»، نشنال‌ اینترست می‌نویسد «آمریکا هیچ راه‌حل خوبی برای خروج از مخمصه ایران ندارد» و اندیشکده شورای روابط خارجی گزارشی منتشر می‌کند از معادلاتی که تنگه هرمز را به یک ابزار استراتژیک برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل کرده، تولیدات و تفسیرهایی که برای مخاطب ایرانی و در بستر درگاه‌ها و برنامه‌های کاملا بومی منتشر می‌شود، فقط تداعی‌کننده شکست ایران در میدان نبرد است! در میانه یک جنگ تمام‌عیار هیبریدی که هر کنش یا سخن، صدها پیام تولید می‌کند و محاسبه و ادراک می‌سازد، خواص سیاسی ترجیح می‌دهند همچنان مسائل را از دریچه جناحی ببینند و با تکرار دوگانه‌سازی‌های قدیمی و عمدتا سیاسی، فضا را مبهم‌تر و پیچیده‌تر از آنچه هست، کنند. با وجود تذکرات چندباره رهبر انقلاب اسلامی در مورد حفظ وحدت، به‌ویژه تأکید بر کنار گذاشتن اختلافات موجه و حتی غیرموجه و آشکار نکردن تفاوت‌های اجتماعی، همچنین تصریح به حفظ اخلاقیات در گفت‌وگوها؛ شخصی‌سازی‌ها، اتهام‌زنی‌ها و برچسب‌زنی‌ها همچنان ادامه دارد. تردیدی نیست چنین مشی و روشی، صرفا زمینه بروز اختلافات و فرسایش تاب‌آوری مردم را فراهم می‌کند. خلاف آنچه چنین برنامه‌هایی و هواداران طرفین بحث اصرار دارند، مقصود و هدف از تمام این تدارک رسانه‌ای، گره‌گشایی از ذهن‌ها و کمک به تحلیل بهتر مسائل با هدف افزایش مقاومت اقتصادی در جنگی است که صف نخست آن در خانه‌ها برپا می‌شود اما آنچه بروز و ظهور می‌یابد و صدالبته در جامعه منتشر می‌شود، نمایی سیاه از دعواها و کشمکش‌هایی است که تحمل را می‌برد و تردیدها را افزون می‌کند. اینجا اتفاقا تقطیع و برش و تدوین مقصر نیست، اقدام غیرعمدی برای بازنمایی چیزی است که دشمن اصرار دارد آن را بزرگ کند. اصرار بر بیان جزئیات غیرضروری مانند اخبار مرتبط با تونل‌ها یا نقاط هدف گرفته شده یا تلاش برای انتشار اخباری که صرفاً در پی اثبات دسترسی راوی به منابع پنهان است، در برنامه «ماجرای جنگ» و شخصی‌سازی بحث، اتهام‌زنی، پرخاش، تهدید، توهین و دعوا بر سر مسائلی که اساسا پرسش مردم نیست؛ در برنامه «مناظره»، اتفاقاتی نیست که برای نخستین‌بار در پنج ماه گذشته رخ داده باشد. آنچه سبب می‌شود چنین رخدادهای تلخی تکرار شود و در نظر برخی، امتیاز مثبت بگیرد، حاکم شدن فضای استادیومی بر عرصه سیاسی کشور است. می‌توان بسیاری از حرف‌ها را حتی با احتمال اینکه ممکن است دلسردی یا نومیدی ایجاد کند، نگفت و نقد و ارزیابی سیستم یا آسیب‌شناسی ایران در جنگ را به روز و ساعتی موکول کرد که امکان حداقلی سوءاستفاده دشمن کمتر از اکنون باشد. در شرایط فعلی، گویی مسابقه‌ای برپاست تا عده‌ای را خائن بنامیم و دست برخی را به نشانه قهرمانی بالا ببریم. هر دو برنامه و البته بسیاری برنامه‌های دیگر، بخش‌های تبیینی و توضیحی و مستدل شایسته‌ای نیز داشته‌اند اما یک یا چند جمله و پس از آن، تداوم همان حاشیه‌ها در فضای مجازی کافی است تا کار به ضد خود تبدیل شود و ابعاد تخریب‌کننده‌ای پیدا کند. علاوه بر این، نباید از یاد برد برخی، از این حواشی سود می‌برند و برای خود خرقه حقانیت می‌بافند و ضعف و ناکارآمدی خود را پشت آن پنهان می‌کنند. مدیر یا مقامی که وظیفه تنظیم بازار را بر عهده دارد، استاد یا تحلیلگری که باید شکوه و شگفتی کار منحصربه‌فرد ایرانیان را تثبیت کند و رسانه‌ای که باید سویه مطالبه را از داخل به خارج بکشاند، همه و همه در شرایطی که فحش و دعوا، رونق می‌یابد و با استقبال روبه‌رو می‌شود، می‌آموزند می‌توان ناکارآمد بود و جنگ را بهانه کرد و در عمل به فریضه وحدت و حفظ اخلاق عمومی جامعه مرتبا رقیب را جلو انداخت. در چنین فضایی، صبر و سکوت و متانت و از خود گذشتگی و حلم و سعه‌ صدر، رنگ می‌بازد و اتفاقا کسی وزن می‌یابد که قلدری رسانه‌ای کند و در پاسخ به منتقدان، دائم آنان را هم‌ردیف دشمن خارجی بنشاند. فاجعه آنجاست که چنین تاریک‌اندیشی‌هایی در رسانه تصویر شود و آنچه بدان معترضیم، یعنی راه و روش زشت ترامپ در کنش‌های رسانه‌ای، در عمل خود ما دیده شود. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001lDr 🆔https://eitaa.com/asar1398
🔺چرا پیروزی راهبردی ایران در افکار عمومی ادراک نمی‌شود؟ ◀️ بایسته‌های روایت پیروزی در جنگ ترکیبی 🔰ضعف در اقتصاد را با تکرار روایت پیروزی نظامی نمی‌توان ترمیم کرد هر روز که می‌گذرد، رسانه‌ یا اندیشکده‌ای غربی از باتلاق و مخصمه‌ای که ترامپ در یک جنگ غیرضرور برای خود ترتیب داده، می‌نویسد و ضمن برشمردن همه گزینه‌های آمریکا بدین واقعیت مهیب تصریح می‌کند که هیچ راه خروج آبرومندانه‌ای برای آمریکا وجود ندارد. با این حال، طعم و حلاوت پیروزی، آن هم به شکلی حیرت‌انگیز که کمتر کسی آن را پیش‌بینی نمی‌کرد، در ادراک و کام ایرانیان در اندازه و میزانی که به وقوع پیوسته، به بار نیامده است. صرف نظر از اینکه ایرانیان هنوز فکر می‌کنند کار تمام نشده، آمریکا با استفاده از عمومی‌ترین قواعد جنگ روانی در پی آن است این مهم رخ ندهد. در این سوی جبهه، فشار اقتصادی فرساینده و دعواهای حیدری - نعمتی میان سیاسیون و اهالی رسانه و برخی ناکارآمدی‌ها که امنیت ذهنی مردم را به هم می‌ریزد، از شکل‌گیری یک کلیشه پیروزی جلوگیری می‌کند. به تعبیر دیگر، روایت پیروزی تنها در بیان و زبان یا حتی با عدد و رقم ساخته نمی‌شود. آنچه می‌تواند آن حماسه و شکوه اعجاب‌انگیز نیروهای مسلح در مدیریت و راهبری جنگ و مقاومت مثال‌زدنی مردم به‌ویژه آسیب‌دیدگان جنگ را به اهرمی برای پیروزی‌های بزرگ‌تر تبدیل کند، در گام اول آن است که افکار عمومی بداند و درک کند خود چه رخداد بزرگی را رقم زده‌ است. مسلم است این روایت بارها و بارها گفته و نقل شده اما آنچه امروز لازم است گذر از ابرروایت‌ها و رفتن تا عمق ماجراهایی است که شناخت عمومی نسبت بدان‌ها وجود دارد. روایت یکایک شهدا و ماجرای هر یک از فداکاری‌ها همچنان دست‌نخورده و بکر باقی مانده و متأسفانه باید گفت به شکل ناشیانه‌ای از آن عبور شده است. با این حال، همه چیز، روایت شهدا نیست. آنچه لازم است، تبیین مقاومتی است که همه ایرانی‌ها، حتی آنان که یک ساعت نیز در تجمعات شرکت نکرده‌اند، انجام داده‌اند. توضیح و تشریح زندگی سختِ بر اثر جنگ و تحریم و در عین حال، رسم و شیوه کشورداری به‌ویژه در حوزه تأمینی و خدماتی، همچنان می‌تواند سوژه بسیاری از روایت‌ها باشد. خرده‌روایت‌ها در کنار تنوع‌بخشی به زاویه دیدها باید تا اندازه‌ای گسترده و عمیق شود که همگان خود را در این پیروزی شریک ببینند و بدانند. در این میان، دولت نیز باید شرح آنچه را برای بسیاری بدیهی به نظر می‌رسد، جدی بگیرد. برای مثال، تأمین آب شیرین روستاهای سیریک که بر اثر بمباران دشمن دون دچار اختلال شد یا نحوه بازسازی پل «بی ۱» کرج که ۱۳ فروردین امسال هدف دشمن قرار گرفت، سوژه‌های به مراتب فراگیرانه‌تری هستند تا توضیح نقشه بعد آمریکا در حوزه نظامی. واکنش شایسته به این جنگ ترکیبی، روایت ترکیبی همه این عرصه‌هاست، نه اینکه در پی آن باشیم در یک عرصه خود را پیروز مطلق تصویر کنیم و در عرصه دیگر، مانند اقتصاد که اتفاقا پرسش و تردید بیشتری در آن در جریان است، سکوت کنیم. آنچه پیروزی شگفت‌آور ایران در عرصه نظامی را تحت‌الشعاع قرار داده، وضعیت غیرقابل‌ دفاع اقتصاد و معیشت است. برای آنکه این وضعیت را نه با هدف توجیه، بلکه با هدف اقناع به منظور ادراک بیشتر، روایت کنیم، نیازی نیست مرتبا پیروزی در عرصه نظامی را پررنگ کنیم. اگر دشمن تاب‌آوری ایرانیان را هدف گرفته و در پی فرسایش ذهنی مقاومت است تا تسلیم و سازش به اسم صلح و عقلانیت به یک مطالبه عمومی تبدیل شود، باید از همان جایی که زخم سر باز کرده و چرکین شده گفت و برای آن چاره یافت. احاله افکار عمومی در برابر سؤالات مشخصی که از قیمت‌ها یا کمبودها می‌پرسد، به قدرت نظامی و شکست راهبردی آمریکا در نابودی توان موشکی و هسته‌ای ایران، اتفاقا زمینه‌سازی برای آن تکنیک دشمن است که میان عناصر قدرت‌ساز کشور و مسائل روزمره مردم دوگانه می‌سازد. دشمن دریافته می‌تواند تنها با فشار بر پشت جبهه، سلاح برّان خط مقدم را کُند کند و از این رو در تلاش است نقطه برتری را زمینه بدبختی تصویر و ترسیم کند و آن تبیین و توضیحی که مرتبا به اسم جنگ ترکیبی، از ناکارآمدی در تأمین معیشت می‌گذرد و به موشک و توان نظامی اشاره می‌کند، بیش از هر چیز، نقطه قدرت را در گام نخست به چیزی که به زیست روزمره ربطی ندارد و در گام دوم، به مسأله‌ای که در تضاد با رفاه و صلح است، تبدیل می‌کند. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001lEv 🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️ سنت دیرینه اربعین و هویت جدید خونخواهی 🔰دو عنصر مهم در جاودانگی اربعین: «حرکت» و «نقش» اگر قرار باشد تاب‌آوری در یک نما یا بوم مشخص ترسیم شود، سنت پیاده‌روی اربعین است. این سنت، فقط یک باور نیست، تنها یک رویداد نیست، فقط یک مراسم نیست؛ پیاده‌روی اربعین، تلفیق چند آموزه روایی است که زیارت اباعبدالله را در ایام اربعین بزرگ می‌شمرد و از سوی دیگر، به گام برداشتن به شکل پیاده به سمت کربلا نیز ثواب و اجر فوق‌العاده‌ای می‌بخشد. اکرام میهمان، تحمل رنج یک سفر معنوی، اتصال شخصی با معصوم، متن پرمضمون زیارت اربعین در تجدید عهد در هر کربلای ممکن و ده‌ها انگاره دیگری که یک فرهنگ را ساخته، آنقدر پویایی و امکان‌پذیری دارد که می‌تواند بافتی اعتقادی را شکل دهد و همه ابعاد زندگی یک معتقد به زیارت را «تعریف» کند. چنین تعریفی ـ یا چنین شناختی ـ در واقع بازسازی ریخت و رنگ جهانی است که می‌تواند کاملا متمایز با چیزی باشد که ظالمان مردم‌ستیز و قاتلان بشریت می‌خواهند. اربعین، شکل موفقیت‌آمیزی از یک فتح یا وصال است؛ نمونه‌ای کاملا کم‌هزینه و پرفایده از تحقق یک اراده جمعی که با همه اختلاف‌ها، دشمنِ واحد را نشانه می‌گیرد؛ در یک نظم تدریجی و مبتنی بر یک سیر تاریخی وزین که پیش و پس از خود را در آن می‌بینی و به یک بازشناسی از خود می‌رسی. به‌ویژه دو عنصر «حرکت» و «نقش» در این سنت فرهنگی، تنوع و پویایی آن را بالا می‌برد و آن را یک رویداد زاینده می‌کند؛ «حرکت»، نه فقط از منزل به کربلا، بلکه در مسیری که در نهایت به جاودانگی می‌رسد، حتی اگر در آن روز و ساعتی که رخ دهد و از نظر باطل، نابودی به شمار آید و «نقش» به معنی انجام کارکرد ویژه خود در رقم زدن این حرکت. همراهی با این حرکت و نقش‌یابی در این مسیر، نو به نو و سال به سال، تغییرات پیش‌رونده محسوسی دارد. آنچنان که امسال، در سراسر مسیر، پرچم‌های سرخ خونخواهی رهبر شهید انقلاب روی دست زائران بالا رفت و «یا لثارات الخامنه‌ای» همراه با «یا لثارات الحسین» فریاد زده شد تا ترجمانی باشد از آن مکتوب رهبر رشید انقلاب که خونخواهی رهبر شهید انقلاب را بر آزادگان جهان فرض می‌بیند. متن کامل را اینجا بخوانید https://vtn.ir/001lG4 🆔https://eitaa.com/asar1398
آقای دکتر محمد رستم پورشب 151 - سخنرانی تجمع میدان ونک - آقای دکتر محمد رستم پور.mp3
زمان: حجم: 21.6M
💢 🎙 سخنرانی: دکتر محمد رستم‌پور 💠 موضوع:‌ ایران سرافراز؛ از ابتلا تا پیروزی 📆 دوشنبه ۵ مرداد ماه ۱۴۰۵ 🔺 هیأت آیین حسینی 📍تهران، میدان ونک ☑️ @MeysamMotiee