◀️زلنسکی، اشرف غنی و حیدر العبادی
لحظاتی بیسابقه در تاریخ دیپلماسی جهان»؛ این تعبیر سیاوش اردلان، خبرنگار بیبیسی فارسی از مشاجره ترامپ و زلنسکی در دفتر بیضی کاخ سفید، محل کار رسمی رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا آن هم در حضور رسانههاست. درست روبهروی مبلی که زلنسکی رنگپریده و پریشان در آن فرو رفته بود، «اوکسانا مارکارووا» سفیر ۴۸ ساله اوکراین در آمریکا نشسته بود، بغض در گلو و حلقه اشک در چشم. مثل بسیاری دیگر از اوکراینیهایی که به تعبیر ایلان ماسک، شب «تحقیر ملی» را تجربه کردند، از جمله آن روزنامهنگار اوکراینی که ساعتی پس از اخراج زلنسکی از کاخ سفید در مصاحبه با شبکه سیبیاس آمریکا گفت: «ببخشید، دارم گریه میکنم».
مثل هفتم آذر ۱۳۹۸ که ترامپ در سفری غیرمنتظره به پایگاه نظامی آمریکا در بگرام افغانستان رفت و اشرف غنی، رئیسجمهور وقت افغانستان را به آنجا فراخواند. غنی در میان صفوف سربازان آمریکایی خود را جا داد، پشت سر ترامپ؛ پس از آنکه در سخنرانی ۴ دقیقهای خود ۳ بار از دولت، رئیسجمهور و نظامیان آمریکا تشکر کرد.
مثل نخستین توئیت زلنسکی پس از شب تحقیر در کاخ سفید که در آن ۳ بار از آمریکا تشکر کرد. ۲۳ روز بعد از حضور ترامپ در بگرام، اشرف غنی بار دیگر رئیسجمهور افغانستان شد اما بیستوچهارم مرداد ۱۴۰۰ با نزدیک شدن طالبان به کابل، از افغانستان فرار کرد.
معاهده دوحه کار خود را کرده بود. همان توافقنامه آمریکا و طالبان که ۲ ماه و ۲۰ روز پس از انتخاب مجدد اشرف غنی به عنوان رئیسجمهور در دوحه قطر امضا شد و بندهایی مانند خروج آمریکا از افغانستان و تبادل زندانی میان طالبان و دولت افغانستان داشت؛ توافقی درباره آنچه دولت افغانستان در اختیار داشت، بدون حضور چهره یا نمایندهای از دولت افغانستان و در جایی خارج از قلمروی افغانستان؛ مثل مذاکرات آمریکا و روسیه درباره اوکراین در ریاض عربستان، درباره اوکراین اما بدون حضور فردی از دولت اوکراین؛ موضوعی که نخستوزیر انگلیس هم به آن اشاره کرده است: «نمیتوانیم باز هم وضعیتی شبیه افغانستان داشته باشیم که آمریکا مستقیما با طالبان مذاکره کرد و دولت افغانستان را کنار گذاشت».
ترامپ گویا برای حل مسائل مهم جهان حوصله چندانی ندارد و به همین خاطر است که در مقابل این استدلال زلنسکی، او را در دوگانهای گیر انداخت: یا توافق را امضا میکنی یا جنگ سوم جهانی راه میافتد.
در تاریخ ایالات متحده آمریکا هیچکس به اندازه هری ترومن از بار معنایی جنگ سوم جهانی استفاده نکرده است. هری ترومن که دستور بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی و مرگ دلخراش بیش از ۲۰۰ هزار ژاپنی را صادر کرد، در بیانیه خود پس از این بمباران، مشهور به بیانیه پوتسدام، «تسلیم نظامی» یا «فروریختن بارانی از هوا» را پیش روی ژاپن گذاشت. ترومن اتفاقا مثل بایدن و اوباما دموکرات بود اما هیچگاه از بمباران اتمی ژاپن عذرخواهی نکرد.
منفعتگرایی و تاجرمآبی ترامپ، ترکیبی است از رئالیسم برندهای که هنری کیسینجر، وزیر خارجه آمریکا در دولت نیکسون جمهوریخواه بدان اعتقاد داشت و عملگراییای که ترومن دموکرات دنبال میکرد.
کیسینجر زمانی گفته بود «شاید دشمن آمریکا بودن خطرناک باشد اما دوست آمریکا بودن کشنده است».
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://vatanemrooz.ir/001ghR
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️قرآن، نسل زد و تابآوری جامعه تحریمشده
«آیا نسل جدید به خدا بازگشته است؟» این جمله را یک وبسایت آمریکایی انتخاب کرده برای گزارشی که در پی آن است که اقبال به مراسم و مناسک مذهبی در نسلهای جدید را توضیح دهد. سال ۱۹۷۲ میلادی ۹۰ درصد آمریکاییها خود را مسیحی میدانستند و تنها ۵ درصد خود را فاقد هر گونه وابستگی مذهبی اعلام میکردند اما در فاصله ۵۰ سال، یعنی از ۱۹۷۲ تا ۲۰۲۲ میلادی ۵ درصد فاقد مذهبها ۶ برابر شدند، یعنی ۲۹ درصد، چیزی نزدیک به یکسوم.
اما حالا در چند سال اخیر، مذهبگرایی عجیب نسل جدید که در بیشتر پژوهشها، جسور، پرسشگر و عاصی توصیف میشوند، سوالبرانگیز شده است. بر اساس آمار مرکز تحقیقات پیو، یکی از مراکز فعال در حوزه سنجش افکار عمومی در سطح جهان، ۴۶ درصد نسل زدیها یعنی متولدان سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ خود را «مذهبی» میدانند.
اگر باور و روحیه در تصویر پیروزی مهم و اساسی باشد و اعمال اراده بیشتر از آنکه وابسته به امکانات و تجهیزات باشد، به تلقی و ادراک خود مربوط باشد، در نتیجه مذهب بیش از آنکه افیون تودهها باشد، محرک و موثر بر آنها خواهد بود. البته با لحاظ شرایطی که از آن جمله است، اعتقاد و عمل به اثرگذاری باور دینی برآمده از جهانبینی که در قرآن ظهور جدی دارد. در نگاه رهبر انقلاب، تربیت قرآنی یک کار راهبردی است، چرا که جامعه را به فهم قرآن نزدیک میکند.
در روزهایی که کمپین فشار حداکثری علیه ایران دوباره روی میز سیاستمداران آمریکایی آمده، باید بیشتر از قبل به راهبردی بودن تربیت قرآنی توجه کرد؛ تربیتی که اتفاقاً از جمله تجربههای منحصربهفرد و ممتاز جمهوری اسلامی ایران از نظر حکمرانی فرهنگی است. سالیان متمادی است در مساجد و محافل پرشماری از کشور، نوجوانان و جوانان فراوانی به مناسبت یادگیری قرائتآموزی و تدبر در آیات و مضامین قرآنی، با قرآن انس میگیرند و تربیت نسلی میشوند.
اگر قرآن توانسته است غزه را بیش از یک سال در برابر یک رژیم سفاک و جنایتکار و یک مافیای تروریستی مقاوم و سرافراز نگه دارد، حتما خواهد توانست ایران را نیز در برابر تحریم و تهدید و فشار حداکثری سیاسی و اقتصادی پیروز کند. نسل جدید به خدا بازخواهد گشت، اگر قرآن به زیست و سیاست بازگردد.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://vatanemrooz.ir/001gmF
🆔https://eitaa.com/asar1398
23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞سه تکنیک الجزیره و بیبیسی در پوشش سقوط قذافی و سقوط بشار اسد/گفتگوی من با برنامه «میدان» شبکه خبر، نوزدهم اسفندماه ۱۴۰۳
⭕️براساس نظریه «روزنامهنگاری دلبستگی»، شاغلان در یک رسانه بدون آنکه بخشنامهای در کار باشد، به دلیل منافع مالی و جو عمومی رسانهای به نفع هنجارهای سیاسی مالکان رسانه خود عمل میکنند
⭕️کشتار وحشیانه زنان و کودکان و غیرنظامیان به دست تحریرالشام نشان داد «سوریه برای همه سوریها» جولانی شعاری بیش نیست
⭕️ الجزیره که به اهریمنسازی از قذافی و مشروع دانستن حمله نظامی ناتو اقدام کرد، نسبت به وضع لیبی پس از قذافی پاسخگو نیست
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️مهملنمایی دولت سیزدهم، مقابله با نگاه سوم پیشرفت
رمز و راز تخریب و توهین به شهید رئیسی و دولت سیزدهم
بنده در این سی و چند سال از همه دولتها با گرایشها و توانهای مختلف حمایت کردم. لکن در مورد این دولت علاوه بر کمک، بنده با نگاه به این ۲ سال، تمجید هم میخواهم بکنم». این فرمایش رهبر معظم انقلاب در ۸ شهریور ۱۴۰۲ است؛ در جمع اعضای هیأت دولت سیزدهم. ۱۸ ماه پیش از آنکه به بهانه بیانات هفته پیش معظمله موجی تخریبی از سوی چهرههای شناس و ناشناس بویژه در شبکههای اجتماعی به راه بیفتد و دولت سیزدهم را «پوچ» و «مهمل» بخوانند. حمایت رهبر انقلاب و تحسین پرکاری و فایدهمندی دولت سیزدهم و دغدغهمندی و تعهد شخص رئیسجمهور به روزها و ماههای پس از شهادت دردآلود مسافران پرواز اردیبهشت مربوط نمیشود.
مهمتر از آنچه بر سر شهید رئیسی و یارانش گذشته است، چرایی تصویرسازی مخالفان دولت از پاستور در فاصله اردیبهشت ۱۴۰۰ تا اردیبهشت ۱۴۰۳ است. مخالفان از رئیس سازمان تربیت بدنی و رئیس سازمان محیط زیست دولت هفتم و هشتم گرفته تا مطبوعات زنجیرهای و اکانتهای سایبری لجنپراکن در توئیتر (ایکس) و تلگرام در کنار معاندان انقلاب اسلامی در یک گزاره مشترکند. چه کسانی که انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۰ را تحریم کردند و بر طبل «مهندسی» و «ناسالم بودن» انتخابات کوبیدند و چه کسانی که زبان به طعن و تمسخر همه کنشهای رئیسجمهور شهید در سخنرانیهایش در ۳۰ ماه ریاستش بر دولت گشودند و حتی فراتر از آن، همه آنان که در پی تخریب و تضعیف مقاومت ملی ایرانیان در روزهای پرآشوب ناآرامیهای ۱۴۰۱ برآمدند؛ چیزی را دانسته یا ندانسته هدف گرفته بودند که عصاره حیات ایران امروز است: «ایده و امکان».
دولت سیزدهم در شرایطی بر سر کار آمد که ایده حل مشکلات اقتصادی و معیشتی از طریق مذاکره با قدرتهای خارجی و امکانسازی در ژنو و لوزان و به تعبیر صریحتر، فکر برجامی، ناکارآمدی خود را نشان داده بود.
تصویر «ایران ضعیف» به دنبال طراحی «ایران وابسته» خواهد آمد و دولت سیزدهم در گام نخست کوشید جهان را فراتر از آمریکا و اروپا تعریف کند و مبتنی بر ائتلافهای منطقهای و نوعی شرقگرایی مبتنی بر انتفاع اقتصادی، مسائل جامعه ایران را حل کند. آنچه دشمنان دولت سیزدهم، داخلی و خارجی، غافل یا خائن، دانسته یا ندانسته، در آن شرکت دارند، این است که ایران نمیتواند مبتنی بر توان خود و براساس فهم و ایده درونی بایستد. برای آنکه راه سوم، یعنی بهرهمندی از عقلانیتی که عدهای آن را در مذاکره و امتیازدهی مطلق به غربیها با سویه کسب منفعت برای ملت تعریف میکنند و حتی تحقیر بیشرمانه زلنسکی در کاخ سفید را هم تحصیل منافع ملی میشناسند؛ در ترکیب با انقلابیگریای که رو به عقب نیست و اولویتها را بدرستی میشناسد و فراگیری و تنوع و تکثر قومی و نژادی و فکری را به رسمیت میشناسد و تجارت را برای عدالت میخواهد؛ به بار ننشیند، مشخص است خناسان هیچ فرصتی را از دست نمیدهند.
دولت سیزدهم، تجلی عقلانیت انقلابی بود و راه سومی را پیش روی ایران گذاشت که انقلاب اسلامی ایران تعریف میکرد. یعنی مقاومت اقتصادی و نه ریاضت اقتصادی، مذاکره و نه فقط با اروپا و آمریکا، حسابگری دیپلماتیک و نه خوشبینی غیرمنطقی و از این جهت است که دولت توانست «شدن» را معنا کند. در نظر برخی، آنهایند که فقط حکمرانی و دیپلماسی را میفهمند و آنهایند که منافع ملی را تعریف میکنند و تنها آنهایند که «برای ایران» کار میکنند. این انحصارطلبی و تکبر و تفرعن تنگنظرانه، اتفاقا راه هر گونه ایدهمندی و ابتکار را میبندد و راه نجات را تفکر قجری معرفی میکند.
دولت شهید رئیسی به هیچ عنوان بدون ایراد و اشکال نبود اما نگاهی به آمارها و مستندات اقتصادی در حوزههایی مانند رشد اقتصادی، اشتغال و ضریب جینی نشان میدهد اتفاقاً دولت مهمل و پوچ نبود. نیاز جامعه ایران به مذاکره تحقیرآمیز یا آنچه رهبر انقلاب، تحکم نامیدند، تنها و تنها در صورتی نفی خواهد شد که امتیازات دولت سیزدهم در رهگیری یک نگاه فراگیر ملی براساس توانمندیهای داخلی دنبال شود. دشمن این را نمیخواهد.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://vtn.ir/001gyA
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️زخم بندرعباس و هزار خنجر اسرائیل
«هزار زخم» در نسخه جدید، هیبریدیتر از چهار سال پیش است. گام اول نسخه بازسازیشده، آن است که خشونت و خباثت دشمن تغییر شکل دهد. بدین منظور، به عنوان مثال خرابکاریها «حادثه» ترسیم میشود و حادثهها، در ابهام باقی میماند. ابهام، تردید میآورد و تردید، مادر انفعال است. انفعال، سرگشتگی میسازد و امکان طراحی، ابتکار و مقابله خردمندانه را میگیرد.
ضمن آنکه نباید از یاد برد آشکار شدن خشونت دشمن، همدلی اجتماعی میسازد و همدلی اجتماعی خلاف آنچه دشمن دنبال میکند، تابآوری میآورد و تابآوری «هزار زخم» را کم میکند.
همچنان که در جنگ هیبریدی، مرز جنگ و صلح آشکار نیست، در یک آشوب هیبریدی هم مرز حادثه و خرابکاری باید نامعلوم باقی بماند.
«هزار زخم» اسرائیل در پی آن است سیستم را فلج کند و از کارایی بیندازد، بیآنکه رد پایی از خود به جا بگذارد و از نظر ذهنی، پروندههای نیمهباز در افکار عمومی را آنقدری افزایش دهد که نیازی به تصرف سخت نباشد. حادثه تلخ و دردناک بندر شهید رجایی نیز در همین راستا قابل ارزیابی است.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://vtn.ir/001hTi
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️شهید رئیسی در میانه تقدیس و تخریب
سه عنصری که به داغترین خبر سال تبدیل شد، رئیسی را تعریف میکرد: «بعدازظهر یکشنبه، کوههای ورزقان، سانحه هوایی».
سیدابراهیم رئیسی، هر چه بود یا نبود، پرکار و مسؤولیتپذیر بود. از بحران، از واقعه، از خطر، از پیشامد فرار نمیکرد و چالش را میپذیرفت. آن که با همه تذکرها و تمجیدهای رهبر صدیق انقلاب، با همه آمارها و استنادات داخلی و بینالمللی، با همه ادراکها و پیمایشهای اجتماعی و اقتصادی، کارآمدی مشخص او را نمیپذیرفت یا در اخلاص حیرتانگیز او تشکیک میکرد، در پرکاری و مسؤولیتپذیری او تردیدی نداشت.
شب و روزش را به هم میدوخت و تا دورترین نقاط میرفت تا موضوعی را حل کند و اگر حل یک موضوع، زمان میبرد؛ تسکین میداد. مشکلات، ناهنجاریها، دشواریها، تبعیضها و فسادها، دردناکتر از تحریم است. رئیسجمهور این را فهمیده بود. تحریم، اگر هم حل شود، در نبود ایده، در نشناختن فوریتها، در ندانستن اولویتها، فرصت از دست میرود. سیدابراهیم رئیسی فرصتشناس بود اما فرصتطلب نبود. کارها را به عقب نمیانداخت، بحرانها را تلنبار نمیکرد.
کارمند نهاد ریاستجمهوری نبود، رئیسجمهور کشوری ۸۵ میلیونی بود. طعنهها و تخریبها، حسادتها و جهالتها و از همه مهمتر، فرعیات گولزنندهای که به اولویتها تبدیل میشود، او را تهدید میکرد. تهدید یک رئیسجمهور، به خطر انداختن جان او نیست، بلکه به خطر انداختن قصد و برنامه و طرح و نقشه راه او است.
بزرگترین هنر رئیسی این بود که نشان داد آن دوگانه مذاکره - جنگ ساخته شده در ذهن ایرانی که اتفاقاً در بیان رهبر انقلاب به هم خورده، جعلی است. قرار نیست کشور را به خواست این و آن معطل کنند. قرار نیست منتظر بسته و پیک غرب باشند. قرار نیست برجام و اینستکس مسأله آب خوردن مردم را حل کند. فکری که غرب را کدخدا میدید، نمیتوانست حکمرانی ایرانمایه شکل گرفته در دولت سیزدهم را ببیند. در گام اول، «انکار» رخ داد و در گام دوم، «تحریف».
یک سال پس از شهادت تلخ سیدابراهیم رئیسی، دو جریان تصویرساز از دولت نیمهتمام سیزدهم پدید آمده است؛ جریان تخریب در ادامه همان جریان غربگرایی است که به چیزی جز مذاکره برای مذاکره و جذب سرمایه از طریق فروش داراییهای سیاسی مانند هویت برآمده از فعالیت مجاهدانه در تبدیل انرژی هستهای به یک نیروی برنده چارهساز در حوزههای درمانی و دارویی و انرژی فکر نمیکند و جریان تقدیس که گمان میکند در مقام دفاع از رئیسجهمور مظلوم و نجیبی که در پی صندلی و میز نبود، باید تاریخ جمهوری اسلامی را زیر و رو کند. تخریب و تقدیس، هر دو با میراثی که دولت سیزدهم بویژه اهتمام شخص رئیسجمهور برای ایران باقی گذاشت، کاری ندارند: درونزایی و ایرانیگرایی.
متن کامل را اینجا بخوانید:
https://vtn.ir/001hl4
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️قاسمیان، رونالدو و تصویر جامعه ایرانی از عربستان
رفتار در دو عنصر یعنی «واقعیت» و «تصویر» ریشه دارد و خود واقعیت در یک تداوم دومینویی باز هم در «تصویر» و «واقعیت» ادامه مییابد. در نتیجه، مهم نیست شاخص توسعه انسانی ایران بالاتر است یا عربستان یا اهمیتی ندارد ضریب جینی در ایران کمتر است یا عربستان و حتی امید به زندگی یا حتی میزان جمعیت یا موضوع زنان یا توسعه سیاسی و غیره و غیره.
به زبان دیگر، مخاطب ایرانی تنها و تنها با یک عربستان روبهرو است و حتی واقعیت عربستان به جهان او راه نمییابد.
در چنین موقعیتی که البته بر اساس مشخصات و مختصات عصر پساحقیقت نیز قابل تفسیر است، هر اندازه واقعیات قابل افتخار، ملموس و حتی بینظیر ایران در حوزههای مختلف زیرساختی، بهداشت و درمان، هستهای، نانو و... نمایان باشد، گویا گامی به جلو برنمیداریم، چرا که اساساً پیشرفت در ذهن مخاطب، آن تصویری است که در ذهن او نقش بسته، حتی اگر واقعیت، رخدادی مانند پروژه نئوم یک شکست کامل حکمرانی برای سعودی باشد.
آنچه بین واقعیت و تصویر ایران فاصله انداخته و موجب شکلگیری روایت انحرافی «ایران ضعیف» برای مخاطب داخلی و خارجی شده، ضعف در توان رؤیاسازی ایران است. بخشی از این موضوع، به دلیل کاهش سرمایه اجتماعی نهادهای رسانهای است و بخش دیگر به دلیل رقابت فرساینده گروههای مختلف سیاسی بر سر شکل مواجهه با منافع ملی.
اولا پیشرفت در ذهن مخاطب ایرانی بر اساس یک استاندارد روز مبتکرانه قابل لمس پیش نرفته تا اکنون یک وجه یکبعدی اینستاگرامی پیدا کند و ثانیا آنچه بوده و قابل تبیین و عرضه و ارائه هم بوده، در دعواهای صفر و یکی مدیران انکار شده. در نتیجه پیشرفت با ایده و رؤیای بنسلمان که درخور نقد و قابل خدشه است، چون وجه فوتبالی یافته و در نقش نام رونالدو پشت پیراهن ورزشی باشگاه النصر سعودی نشسته، برای مخاطب ایرانی احترام پیدا کرده.
این به این معنا نیست که تمام واقعیت حکمرانی ایران قابل دفاع است، این به این معناست که تصویرسازی ایران از خودش اصلا قابل دفاع نیست. در چنین وضعیتی، داشتهها ادراک نمیشود و ارزشها قیمت نمییابد و از این نظر است که غنیسازی برای مخاطب ایرانی که تا ۱۰ سال پیش یک حق مسلم شناخته میشد، اندکاندک به واسطه میدانداری جریانی مرموز قابل معامله دیده میشود.
متن کامل را اینجا بخوانید:
vtn.ir/001htw
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️امام، بزرگترین قطبیساز تاریخ معاصر
🔰بازتعریف امام خمینی(ره)، مخاطب و رسانهای که رسانه نیست
از دانشجو میپرسم متولد چه سالی است. یکی از چهرههای سیاسی آن طرف آبی را که مرتباً علیه جمهوری اسلامی مطلب مینویسد، نمیشناسد. بیشتر میپرسم و بیشتر نمیداند، تا جایی که حتی رضا پهلوی را هم نمیشناسد. رها میشوم روی صندلی و لحظاتی سقف را نگاه میکنم. برای نسلی که کتاب نمیخواند و مطلقاً تلویزیون داخلی و خارجی نمیبیند، از بنیادهای نظری و اصول هنجاری زیربنایی سیستم سیاسی چه باید گفت.
بر اساس پیمایشهایی که در کتابی مرتبط با رویکرد نسل جدید به سیاست و انگارههای سیاسی آمده، بیاعتمادی سیاسی شناسایی چهرهها و قهرمانهای سیاسی را کم میکند. کتاب «سیاست و نسل در ایالات متحده آمریکا؛ از نسل خاموش تا نسل زد» انتشارات دانشگاه میشیگان که بتازگی منتشر شده، مینویسد: بهرغم آنکه نسلهای جدید یکدوم نسلهای قدیمیتر معتقدند قهرمانها برای بازتاب ارزشها و باورهای جامعه اهمیت دارند اما نسل جدید بیشتر از نسلهای قدیم اعتقاد دارند چهرهها الهامبخشند. در نتیجه گویی با یک پارادوکس عجیب روبهرو هستیم.
نسل جدید به اهمیت قهرمانها برای هدایت افکار و تحقق آثار واقف است اما گویی چهرهها و قهرمانها را در بخشی از چالشی که با محیط و هنجارها دارد، مقصر میداند. این گزاره وقتی جدیتر میشود که بدانیم نسلهای جدیدتر، به چهرههای سیاسی به عنوان قهرمان (Hero) باور ندارند. مؤلفان، این جهتگیری را حاصل زیست در جهانی میشناسند که جنگ ندارد، چالش فراگیر ندارد و در واقع، مسالهای ندارد که چهرهای بتواند با حل آن روی سکوی محبوبیت یا اعتبار بایستد. اما نسل جدید درباره چهرههای کلاسیک که نبردی را فتح کردند یا انقلابی را پیش بردند، چگونه فکر میکند؟
غیر از هزینهکرد نام و عنوان امام در دعواها و جنجالهای کماهمیت که هم اعتبار خمینی کبیر را پایان میآورد و هم جمهوری اسلامی را تقاطع منافع عدهای خاص تصویر میکند، تغییر شکل مصرف رسانهای افراد جامعه نیز قابل تأمل است. رسانه به هیچ عنوان نباید در رسانه خلاصه شود و فیلم و سریال و برنامههای تلویزیونی، بویژه قالبهای جدید رسانهای مانند ولاگ، استوری یا پادکست تصویر مورد اعتنای گروههای جدید نسلی است. پرداخت مستقیم و عمومی به قهرمان و نگاه تقویمی به رویدادهای مرتبط با او، قهرمان را از حالت الهامبخشی و تأثیرگذاری به یک کلیشه سیاسی یکسویه تکلیفساز بدل خواهد کرد.
امام به برآیند نیروها و صحنهآرایی و نظامی که حاصل زورآزمایی و هماوردی طراحیهای نظری در پاسخ به سوال از چرایی عقبماندگی بود توجه و همیشه به تجمع نیروها حول قطبیتهای اصیل اعتنا داشتند. اگر توجه به این قطبیتها که در نتیجه نظر به گسستهاست، مورد غفلت قرار گیرد، اختلافات حول قطبیتهای صوری و سطحی پدید میآید. وحدتی که از اصالتها صرفنظر کند و دشمن و دوست اصلی را نبیند، لاجرم با کوچکترین مخالفتی خواهد شکست.
در نتیجه باید از اتفاقات و رویدادها گذر کرد و بر مبانی و ریشهها تمرکز و متناسب با آن هویت خویش را تعریف کرد. در وضعیت کنونی، سیاسیون پیش از امامشناسی، هدف و موضع خود را تعیین کردهاند و در پی تحکیم و تثبیت آن با وامگیری از سخن و عمل امام هستند. دانشجوی دهه هشتادی پیش از آنکه تبیین و توضیح عمل امام در سال ۵۶ یا ۶۷ را بپرسد، از آنچه منسوبان به نام امام در سال ۱۴۰۴ میکنند، خواهد پرسید.
متن کامل را اینجا بخوانید:
vtn.ir/001hwF
🆔https://eitaa.com/asar1398
◀️قوانین میدان بهارستان
🔰کدام مجلس از نظر آیت الله خامنهای «انقلابی» است؟
«دوسوم مردم کشورهای مختلف جهان به پارلمان خود اعتماد ندارند»؛ این جملهای است از «مانوئل کاستلز» جامعهشناس آرژانتینی در کتاب «از همگسیختگی» که چرایی کاهش اعتماد سیاسی در کشورهای مختلف جهان را بررسی میکند. در نگاه کاستلز، مردم جهان پارلمانها را فاقد اراده برای نمایندگی از گروهها و اقشار مختلف مردم میدانند و تصور میکنند نمایندگی برای نمایندگان نوعی شغل یا حرفه است. این موج جهانی به موازات قدرت گرفتن گروههای حزبی راستگرا که اتفاقاً دیدگاههای رادیکال نسبت به دموکراسی را نمایندگی میکنند، سبب شده پارلمانتاریسم در معنای کلی خود با جدیترین بحرانش روبهرو شود: «پرسش از کارکرد».
از دیدگاه آیتالله خامنهای، از میان مجالس بعد از انقلاب، مجلس یازدهم، صفت «انقلابی» میگیرد، نه به دلیل اکثریت اصولگرا یا شلوغکاری بیشتر، بلکه به 3 دلیل که در سه سال اخیر در بیان ایشان تکرار و تصریح شده. اولاً مجلس انقلابی، شناخت خوبی نسبت به مسائل کشور دارد: «مجلس یازدهم مشکلات کشور را شناخته؛ مهم این است. مشکلات کشور شناخته شده و بر اساس شناخت مشکلات، قانون گذاشته شده... وقتی مشکلات را انسان دانست، قانون را طبق مشکل وضع میکند».
در گام دوم، مجلس باید خود را عضوی از کل حاکمیت ببیند و با عناوینی مانند تفکیک قوا، خود را از مسائل اصلی جامعه که مردم را درگیر کرده، کنار نکشد: «مجلس بخش مهمی از نظام سیاسی کشور است. بدیهی است بخشهای مختلف نظام باید در کنار هم یک «کل» را تشکیل دهند، یک «مجموعه واحد» را تشکیل دهند؛ یعنی قوه مقننه، قوه مجریه، قوه قضائیه، نیروهای مسلح - که به یک صورت جزو قوه مجریه هستند - باید مجموعاً یک کل را به وجود آورند. اگر لازم باشد یک کل از اینها به وجود آید، پس باید با هم تعامل داشته باشند، باید با هم کار کنند، باید به هم کمک کنند، یک جاهایی باید نسبت به هم اغماض کنند، یک جاهایی باید به همدیگر تذکر بدهند، کمک کنند به یکدیگر».
در نگاه و بیان آیتالله خامنهای، مجلس غیر از شأن حقوقی در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، یک واحد سیاسی برجسته نیروساز است که میتواند در رویدادهای مهم و اساسی در داخل و خارج کشور نقش ایفا کند؛ جایی که امسال در دیدار نمایندگان مجلس تصریح میکنند: «شما به عنوان مجلس شورای اسلامی در ایران اسلامی، شأن و جایگاهتان -در این دنیایی که ما داریم مشاهده میکنیم- بینظیر است. شما مجلس شورای اسلامی هستید».
مبتنی بر این سه اصل میتوان تمام مجالس را از نظر انقلابیگری نمره داد. اینگونه نیست که در جهانی که کاستلز ترسیم میکند و کشاورز ایلامی یا کارمند البرزی، معلم خوزستانی یا کارگر تهرانی برکنار از سیاست است، نتوان پارلمان کارآمد داشت. پارلمان کارآمد در گرو اجرای نکاتی است که رهبر انقلاب خرداد هر سال به مجلسها تذکر میدهند. عدم اعتماد به نهادهای سیاسی و موج مرجعیتزدایی از سازوکارهای حل مسائل و مطالبات از خصایص دنیای جدید است اما انفعال در برابر این موج و پله دیدن نمایندگی مجلس، نادیده گرفتن فرصتی است که به تعبیر رهبر انقلاب خداوند به آنها بخشیده. اینجاست که باید روزهای رفته و ساعات باقیمانده را قدر بدانند و به صفحه نمایش جلوی خود توجه بیشتری کنند: «روزهای خدمت: ۳۷۹؛ فرصت خدمت: ۱۰۸۱».
متن کامل را اینجا بخوانید
vtn.ir/001i2b
🆔https://eitaa.com/asar1398
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥سه مراقبت اساسی در حوزه ذهنی برای مقابله با اهداف روانی اسرائیل
1️⃣فوروارد نکنیم، حتی اخبار درست را
2️⃣اظهارات مقامات رژیم صیهونیستی را منتشر نکنیم
3️⃣حفظ انسجام مهمتر از عمل به رأی و نظر ماست
🆔https://eitaa.com/asar1398